لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 98 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
نام کتاب :اخلاق خانواده
موضوع : اخلاق اسلامی
مولفان : سید علیرضا فاخری _ محمد حسین منتظری
تهیه کننده :مرکز تحقیقات اسلامی سپاه
تاریخ انتشار : 1378 تابستان
ازدواج
مـساءله ازدواج و انتخاب جفت ، یکى از امور لازم در زندگى جانداران ، از جمله گیاهان و جانوران اسـت . خـلقـت مـوجودات زنده بگونه اى است که هر کدام آنها، آگاهانه یا ناخودآگاه به انتخاب جـفـت پـرداخـتـه ، بـراى بـقاى نسل و تولید و تکثیر نوع اقدام مى کنند و یا هدایت و رهبرى مى شوند.
بـراسـاس تـعـالیـم قـرآنـى ـ کـه در تـحـقـیـقـات عـلمـى دانشمندان نیز به اثبات رسیده است ـ آفریدگار جهان ، همه موجودات عالم مادّه را جفت آفریده است :
(وَ مِنْ کُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ)(1)
و از هر چیز جفتى آفریدیم ، شاید متذکّر شوید!
قرآن ، درباره جفت آفرینى گیاهان فرمود:
(اَوَ لَمْ یَرَوْا اِلَى الاَْرْضِ کَمْ اَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَریمٍ)(2)
آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان ، جفتِ پر ارزش در آن رویاندیم ؟!
عـلاوه بـر آیـات مـذکـور، آیـاتـى دیگر بر آفرینش جفت گونه حیوانات و انسان دلالت دارند، مانند:
(جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ مِنَ الاَْنْعامِ اَزْواجاً...)(3)
از جنس شما، همسرانى براى شما قرار داد و جفتهایى از چهارپایان آفرید.
جـفـت آفـریـنـى جـانـداران و وجـود غـریـزه جـنـسـى در آنـهـا، وسـیـله اى جـهـت مـحـفـوظ مـانـدن نـسـل جـانـدار بـه شـمار مى رود. دستِ آفرینش میان زن و مرد، گرایش و کششى طبیعى نسبت به یـکـدیـگـر قـرار داده تـا آنـهـا بـه زنـدگـى مـشـتـرک روى آورنـد و مـیـل جـنـسـى را هـمـچون سایر امیال و غرایز، بطور صحیح ارضا نموده ، هسته اصلى خانواده را تشکیل دهند.
از ایـن رو، بـا پـیـدایـش انـسـانـهـاى نـخستین در کره زمین ، ازدواج و مراسم خاص مربوط به آن شـکـل گـرفـت . بـراسـاس گـفته صاحبان ادیان ، نخستین ازدواج بین آدم و حوا ـ اوّلین مرد و زنِ نـسـل بـشـر کـنـونـى ـ بـه وقـوع پـیـوسـت و سـپـس در سـایـه ازدواجِ فـرزنـدان آنـهـا، نسل انسان تکثیر یافت .
در این باره روایت زیر از امام صادق (ع ) نقل شده است :
پس از آنکه خداوند، حوّا را خلق نمود، آدم عرض کرد:
ـ پروردگارا! این پدیده نیکو (حوّا) چیست که دوست دارم در کنارش باشم و به او بنگرم ؟
ـ اى آدم ! این کنیز من حوّاست . آیا مى خواهى ماءنوس ، همراه ، همزبان و مطیع فرمان تو باشد؟
ـ پروردگارا، بلى ، من در ازاىِ این نعمت همواره به شکر و سپاس تو خواهم پرداخت .
ـ او را از من خواستگارى کن ؛ زیرا وى کنیز من و برآورنده نیاز جنسى توست و شایستگى همسرى تو را دارد.
ـ مـن او را از تـو خـواسـتـگـارى مـى کنم ، در این مورد به چه رضایت مى دهى ؟ (چه مَهرى بر او تعیین مى کنى ؟)
ـ رضایت و خشنودى من به این است که برنامه هاى دین و آیینم را به او بیاموزى .
ـ پروردگارا! اگر تو چنین خواسته باشى ، من نیز آن را مى پذیرم .
ـ این خواست و اراده من است . حوّا را به ازدواج تو درآوردم ، پس او را در بر بگیر.
2
نام کتاب :اخلاق خانواده
موضوع : اخلاق اسلامی
مولفان : سید علیرضا فاخری _ محمد حسین منتظری
تهیه کننده :مرکز تحقیقات اسلامی سپاه
تاریخ انتشار : 1378 تابستان
ازدواج
مـساءله ازدواج و انتخاب جفت ، یکى از امور لازم در زندگى جانداران ، از جمله گیاهان و جانوران اسـت . خـلقـت مـوجودات زنده بگونه اى است که هر کدام آنها، آگاهانه یا ناخودآگاه به انتخاب جـفـت پـرداخـتـه ، بـراى بـقاى نسل و تولید و تکثیر نوع اقدام مى کنند و یا هدایت و رهبرى مى شوند.
بـراسـاس تـعـالیـم قـرآنـى ـ کـه در تـحـقـیـقـات عـلمـى دانشمندان نیز به اثبات رسیده است ـ آفریدگار جهان ، همه موجودات عالم مادّه را جفت آفریده است :
(وَ مِنْ کُلِّ شَىْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ)(1)
و از هر چیز جفتى آفریدیم ، شاید متذکّر شوید!
قرآن ، درباره جفت آفرینى گیاهان فرمود:
(اَوَ لَمْ یَرَوْا اِلَى الاَْرْضِ کَمْ اَنْبَتْنا فیها مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَریمٍ)(2)
آیا آنان به زمین نگاه نکردند که چقدر از انواع گیاهان ، جفتِ پر ارزش در آن رویاندیم ؟!
عـلاوه بـر آیـات مـذکـور، آیـاتـى دیگر بر آفرینش جفت گونه حیوانات و انسان دلالت دارند، مانند:
(جَعَلَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجاً وَ مِنَ الاَْنْعامِ اَزْواجاً...)(3)
از جنس شما، همسرانى براى شما قرار داد و جفتهایى از چهارپایان آفرید.
جـفـت آفـریـنـى جـانـداران و وجـود غـریـزه جـنـسـى در آنـهـا، وسـیـله اى جـهـت مـحـفـوظ مـانـدن نـسـل جـانـدار بـه شـمار مى رود. دستِ آفرینش میان زن و مرد، گرایش و کششى طبیعى نسبت به یـکـدیـگـر قـرار داده تـا آنـهـا بـه زنـدگـى مـشـتـرک روى آورنـد و مـیـل جـنـسـى را هـمـچون سایر امیال و غرایز، بطور صحیح ارضا نموده ، هسته اصلى خانواده را تشکیل دهند.
از ایـن رو، بـا پـیـدایـش انـسـانـهـاى نـخستین در کره زمین ، ازدواج و مراسم خاص مربوط به آن شـکـل گـرفـت . بـراسـاس گـفته صاحبان ادیان ، نخستین ازدواج بین آدم و حوا ـ اوّلین مرد و زنِ نـسـل بـشـر کـنـونـى ـ بـه وقـوع پـیـوسـت و سـپـس در سـایـه ازدواجِ فـرزنـدان آنـهـا، نسل انسان تکثیر یافت .
در این باره روایت زیر از امام صادق (ع ) نقل شده است :
پس از آنکه خداوند، حوّا را خلق نمود، آدم عرض کرد:
ـ پروردگارا! این پدیده نیکو (حوّا) چیست که دوست دارم در کنارش باشم و به او بنگرم ؟
ـ اى آدم ! این کنیز من حوّاست . آیا مى خواهى ماءنوس ، همراه ، همزبان و مطیع فرمان تو باشد؟
ـ پروردگارا، بلى ، من در ازاىِ این نعمت همواره به شکر و سپاس تو خواهم پرداخت .
ـ او را از من خواستگارى کن ؛ زیرا وى کنیز من و برآورنده نیاز جنسى توست و شایستگى همسرى تو را دارد.
ـ مـن او را از تـو خـواسـتـگـارى مـى کنم ، در این مورد به چه رضایت مى دهى ؟ (چه مَهرى بر او تعیین مى کنى ؟)
ـ رضایت و خشنودى من به این است که برنامه هاى دین و آیینم را به او بیاموزى .
ـ پروردگارا! اگر تو چنین خواسته باشى ، من نیز آن را مى پذیرم .
ـ این خواست و اراده من است . حوّا را به ازدواج تو درآوردم ، پس او را در بر بگیر.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 115 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
باب اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد
بخش اول : آداب و وظائف معلم و شاگرد نسبت به خود
(مطالب مربوط به آن ، ضمن شش امر، مورد گفتگو قرار میگیرد):
1- ضرورت و لزوم اخلاص و پاکسازى نیت
نخستین آداب و آئینهاى مربوط به معلم و شاگرد که باید (در امر تعلیم و تعلم ) به عنوان یک امر ضرورى و قطعى مورد توجه قرار گیرد این است که در پویائى از علم و یا بذل و اعطاء آن به دیگران ، داراى خلوص نیت باشند (یعنى باید معلم و شاگرد در مسیر تعلیم و تعلم در جهت هدفى الهى و انسانى گام بردارند، و هیچگونه شوائب انتفاعى و مادى را با این هدف الهى نیامیزند)؛ زیرا محور و کانون ارزش علم و رفتار هر کسى بر قصد و نیت است که اعمال و رفتار انسان گاهى همچون سفال و کوزه شکسته اى - فاقد ارزش و اعتبار مى شود. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار در ظل نیت و جهت یابى ، و هدف گیرى درست و الهى ، همانند گوهرى گرانبها آنچنان داراى ارزش و اعتبار مى گردد که نمیتوان آنرا به علت گرانمایگى ، ارزیابى کرد. و گاهى نیز همین اعمال و رفتار، به خاطر هدف گیریهاى نادرست و غیرانسانى به صورت وزر و وبالى بر دوش انسان سنگینى کرده ، و برگه هاى جرم و گناه فزونترى بر صفحات پرونده اعمال سیاه او اضافه خواهد نمود، اگر چه این اعمال به صورت اعمال واجب و تکالیف حتمى الاجراء او باشد.
بنابراین لازم است که معلم و شاگرد در اعمال و کوششهاى خود صرفا خدا و طاعت از فرمان او و پیراستن خویش (از رذائل ) و ارشاد بندگان خدا به حقایق دین را منظور نهائى خود قرار دهند. آنها نباید در انجام وظائف خویش ، هدف دیگرى را در قصد و نیت خود راه دهند؛ یعنى نباید اغراض و هدفهاى دنیائى و نادرست و کم ارزشى را - که موجب لذت و خوارى و فرومایگى آنها نزد خدا، و باعث خشم او، و از دست دادن سعادت و نیکبختى جاوید سراى پسین ، و محرومیت از اجر و پاداش دائمى مى گردد - در مد نظر گیرند.
اینگونه اهداف و اغراض دنیائى و نادرست و کم ارزش ، عبارتند از: حب مال ، جاه طلبى ، نام جوئى و تشخص ، نمودیابى در میان اقران و همگنان ، برترى جوئى نسبت به همالان ، بالیدن نسبت به برادران ایمانى و امثال آنها از هدفهاى نادرستى (که همت انسانى را دستخوش ابتذال ساخته و انسان را به فرومایگى شخصیت سوق میدهند)، و مآلا اشخاص را به صورت ((زیانکارترین افرادى درمى آورد که مساعى و کوششهاى آنان در زندگى ، فاقد جهت یابى و آمیخته با گمراهى و سرگشتگى است و
2
این چنین افرادى مى پندارند که رفتار و کار درستى را در پیش گرفته اند (130)
الف - رهنمودهاى قرآن کریم براى ایجاد اخلاص نیت :
آن عامل جامع و اساسى - که مى تواند اخلاص نیت را در رفتار انسان به ثمر رساند - تصفیه و پالایش درون و باطن از هر گونه آلایشها است . به این معنى که باید انسان سر و باطن خویش را از ملاحظه و توجه به غیر خدا - از طریق عبادت و بندگى او - پاکسازى کند. خداوند متعال در این باره مى فرماید:
(( ((فاعبدالله مخلصا له الدین الا لله الدین الخالص )) )) (131)
پس خداى را با خلوص نیت در آئین دارى ، بندگى کن ، هان اى انسان ! دین و آئین خالص و پاکیزه از آن خداى متعال و براى او است .
و یا اینکه مى فرماید:
(( ((و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الدین حنفاء و یقیموا الصلوة و یؤ توا الزکوة و ذلک دین القیمة )) )) (132)
انسانها - صرفا - ماءمور و موظفند که خداى را با آمیزه اخلاص در دیندارى ، و درونى پالایش شده پرستش نمایند، و نماز را به پاى دارند و زکوة را بپردازند، - و این است دین و آئین استوار و پایدار و راه راست زندگى انسانى .
خداوند متعال (وصول به مقام سعادت و نیل به لطف و رحمت خویش را بر پایه توحید در عبادت و بندگى ، و تصفیه باطن استوار ساخته ، آنجا که ) مى فرماید:
(( ((فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربه احدا)) )) (133)
آنکه براى وصول به لطف و رحمت پروردگارش امیدوار است باید رفتار شایسته اى را در پیش گیرد، و هیچ کس و هیچ چیز را در مسیر بندگى پروردگارش ، شریک و انباز او قرار ندهد.
گویند: این آیه درباره افرادى نازل شده است که در اعمال و رفتار خود، جویاى رضاى غیرخدا هستند، و براى جلب ستایش مردم به عبادت مى پردازند.
خداوند متعال (درباره محرومیت و ناکامى دنیاپرستان از لذات و نعماى اخروى ) مى فرماید:
(( ((من کان یرید حرث الآخرة نزد له فى حرثه ، و من کان یرید حرث الدنیا نؤ ته منها و ماله فى الآخرة من نصیب
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 129 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
4
?1
بررسی پدیده بدحجابی
(1)
فصـل اول:
کلیـات
4
?3
بررسی پدیده بدحجابی
(3)
بیان مساله
بی شک پوشش زن در برابر مرد بیگانه یکی از ضروریات دین اسلام است که نمی توان درباره جنبه اسلامی آن تردیدی به خود راه داد در قرآن کریم و روایات وارده از پیامبر و ائمه معصومین- علیهم السلام- و نیز در کلمات فقها به وجوب حجاب و کیفیت آن تصریح شده است.
بنابراین همه ادیان الهی در پاسخ به ندای درونی فطرت حجاب را بر زنان واجب دانسته اند و اسلام که آخرین آیین الهی و بالطبع کاملترین دین است و برای همیشه و همه بشریت، از طرف خداوند عالم نازل شده است لباس را هدیه ای الهی معرفی نموده و وجوب پوشش زنان را با تعدیل و انتظام مناسبی به جامعه بشری ارزانی داشته است از انحرافات و یا افراط و تفریطهایی که در زمان پیامبران در پوشش زنان وجود داشته است اجتناب نموده و در تشریع قانون، حدی متناسب غرایز انسانی را در نظر گرفته است.
حجاب و پوشش اسلامی از جمله مسائلی است که چند سال اخیر در کشور ما بصورت گسترده مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. و عده ای از افراد سئوال می کنند که:
منظور از حجاب چیست؟
به چه چیزی حجاب اسلامی اطلاق می شود؟
چرا ما باید پوششی تحت عنوان چادر داشته باشیم؟
چرا ورود زنان در جامعه منوط به حجاب آنها می باشد و…
به نظر این افراد حجاب یعنی پوشانیدن بدن به هر طریق که باشد و در هر صورتی که باشد کفایت میکند، در صورتیکه در شرع مقدس هر پوششی حجاب محسوب نمی شود بلکه پوششی را حجاب میشمرد که حدود آن در شرع مشخص شده است. اگر پوشش بر اساس آن معیار باشد حجاب است وگرنه آن پوشش را نمی توان حجاب شمرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 98 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
بررسی میزان توجه جوانان به نقش و حضور امام زمان (عج) در زندگی روزمره
1
مقدمه:
خدایا نمیدانم با چه زبانی تو را بستایم، چرا که اگر در عصر جاهلیت چشم به این جهان میگشودم، چشمانم در زیر تلی از خاک بسته میشد و اگر در عصر بعد از رحلت پیامبر اکرم متولد میشدم، شاید من نیز در زمره ی طلحه و زبیر ها قرار میگرفتم.
اما چه بگویم از لطف بیکران تو!
چرا که در عصری که متعلق به امام زمان (عج) و نائب بر حقشان است، زندگی میکنم، عصر من، عصر ظهور مردی است از سلاله ی پیامبر خاتم (ص) امام خمینی (ره) مردی که آب و آینه و آفتاب در دست داشت. امروزه بشریت منتظر آن جامعه آرمانی و ایده آل است، زیرا که هیچ یک از نظریه های سوسیالیستی مارکسیستی، لیبرالیستی و ... نتوانسته است انسان را به آن مدینه فاضله ای که آروز دارد، برساند.
امامت خورشید حیات بخشی است که شیعه با اعتقاد به آن گره خورده و راه خویش را در تاریخ آغاز کرده و از اسلام خلفا و کج راهه ها و بی راهه ها جدا نموده است.
و در این راه رنج ها برده است، تا آنجا که به اعتراف برخی محققان آن قدر که در این راه شمشیر کشیده شده و جان فشانی شده، در هیچ برهه ای از زمان در مورد هیچ یک از دیگر آموزه های دین معنی دیدن بدین حد، شمشیر زده نشده و جان فشانی نشده است و این جان فشانی و اهتمام از آن جا برخاسته که پیامبر اسلام (ص)، آن قدر که به این امر سفارش می کرد به هیچ یک از امور دیگر سفارش نمیکرد و آن قدر که برای این مهم از اولین روزهای دعوت علنی تا آخرین لحظات عمرش در بستر بیماری گام بر میداشت و اقدام میکرد، برای هیچ کار دیگری اقدام و زمینه سازی نمیکرد.
بررسی میزان توجه جوانان به نقش و حضور امام زمان (عج) در زندگی روزمره
2
امروز و در این نسل ما امامت را پذیرفته ایم، ولی هنوز برای بسیاری از ما، مسئله امامت و بحث امام زمان (عج) گنگ و مبهم است و به صورت میراثی از آن پاسداری میشود میراثی که هنوز عمق و ضرورتش را نچشیده ایم.
اگر ما جایگاه امامت را بشناسیم و ضروتش را لمس کنیم بر اساس همان ضرورت وجود امام زمان (عج) را احساس میکنیم و از زیر بار اشکال های بنی اسرائیل آزاد میشویم و بر اساس همان ضرورت و احساس، به عشقی از امام میرسیم.
آن هم نه عشق ساده و سطحی که عشق شکل گرفته و جهت یافته.
در میان امامان شیعه، امام دوازدهم از ویژگی ها و امتیازهای خاصی برخوردار است.
او تنها کسی است که تمامیجهان را از عدل و داد سرشار خواهد ساخت، همانگونه که از ظلم و بیداد پر شده است. او کسی است که پیامبر (ص) و همه امامان، از سالیان دور، آمدن او را بشارت میدادند و با یاد او و دولت او شیعیان را آرامش میبخشیدند.
با امام بودن آثاری دارد و پشت کرده به او غرامتی، کسی با امام نور نباشد، گرفتار امام نار میشود و این، سنتی است الهی.
اهمیت مقوله مهدویت و نقش آن در اعتقاد مردم و بررسی آثار روان شناختی، تربیتی و اخلاقی اعتقاد به امام زنده، میطلبد تا از هر فرصتی برای پرداختن به این مهم بهره بجوییم و صد البته سینه هزار ساله در یکی دو کتاب هم خالی نمیشود، با یکی دو صفحه چه میتوان کرد؟!
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 75 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
خلاصه
شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی و یا فلسفی است که هواداران آن شیطان را یک طرح و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی میپندارند. آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه از طبیعت انسان مشترک میدانند. شیطان پرستی را در گروه "راه چپ" مخالف با "راه راست" طبقه بندی میکنند. دست چپیها به غنی سازی روحی خود در جریان کارهای خودشان معتقدند. و بر این باورند که در نهایت باید تنها به خود جواب پس دهند. در حالی که دست راستیها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف کردن و بندگی خود در مقابل قدرتی بزرگتر بدست میآورند. لاوییانها در واقع خدایی از جنس شیطان و یا خدایی دیگر را برای خود قائل نیستند. آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند. این جنبه اعتقادی آنها به طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته میشود و عموماً آنها را افرادی میشناسند که شیطان را به عنوان خدا پرستش میکنند.
شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی، عموماً بر پیشرفت فیزیکی خود با راهنماییهای موجودی مافوق یا قوانینی فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر از باورها و گرایشهای ادیان گذشته اجتناب می
کنند و بیشتر گرایشات خودپرستانه دارند. به گونهای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی میبینند و بیشتر شبیه به مکاتبی چون مادهگرایی و یا خودمحوری و جادومحوری هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از قوانین اخلاقی را انتخاب میکنند. این یک جریان وارونه سازی را نشان میدهد. بر این مبنا شیطان پرستان به دو گروه اصلی شیطان پرستان فلسفی و شیطان پرستان دینی تقسیم بندی میشوند.
تاریخچه
مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که در برگیرنده قانونی است که میتواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای یهودی که میگوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.
این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب) باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهههای قدیمی نیز این نیروهای بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین باوری را داشته است).
با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، و در میان آموزه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 69 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
خطبه 39
ومن خطبة له علیه السلام
[خطبها عند علمه بغزوة النعمان بن بشیر صاحب معاویة لعین التمر] [وفیها یبدی عذره، ویستنهض الناس لنصرته]
مُنِیتُّ بِمَنْ لاَ یُطِیعُ إِذَا أَمَرْتُ وَلا یُجِیبُ إِذَا دَعَوْ تَنْتَظِرُونَ بِنَصْرِکُمْ رَبَّکُمْ؟ أَمَا دِینٌ یَجْمَعُکُمْ، وَلاَ حَمِیَّةَ تُحْمِشُکُمْ! أَقُومُ فِیکُمْ مُسْتَصْرِخاً وَأُنادِیکُمْ مُتَغَوِّثاً فَلاَ تَسْمَعُونَ لی قَوْلاً، وَلاَ تُطِیعُون لِی أَمْراً، حَتَّى تَکَشَّفَ الاَُْمُورُ عَنْ عَوَاقِبِ الْمَساءَةِ، فَمَا یُدْرَکُ بِکُمْ ثَارٌ، وَلاَ یُبْلَغُ بِکُمْ مَرَامٌ، دَعَوْتُکُمْ إِلَى نَصْرِ إِخْوَانِکُمْ فَجَرْجَرْتُمْجَرْجَرَةَ الْجَمَلِ الاََْسَرِّة، وَتَثَاقَلْتُمْ تَثَاقُلَ الْنِّضْوِ الاََْدْبَرِ ثُمَّ خَرَجَ إِلَیَّ مِنْ ضَعِیفٌ .
قوله علیه السلام : «مُتَذَائِبٌ» أی: مضطرب، من قولهم: تذاءبت الریح أی: اضطرب هبوبها، ومنه سمّی الذئب،
منیتبمن لا یطیع اذا امرت و لا یجیب اذا دعوت (من به مردمى مبتلا شدهام که اگر امر کنم اطاعت نمیکند و اگر دعوت کنماجابت نمیکند) .
رهبرى مبتلا به پیروانى نا آگاه از عظمت تکلیف
چه دلخراش است وضع روحى یک رهبر عظیم الشانى که از رهبرى کمترینسود مادى و مقامى براى خود منظور ننماید و از همه عوامل سعادت و فضیلتهمه ابعاد مردم جامعهاش مطلع باشد و شب و روز در راه بوجود آوردن همهعوامل سعادت و فضیلتبراى مردم جامعه خود لحظهاى آرامش نداشته باشد،با اینحال مردم آن جامعه او را درک نکنند و طعم تکالیف و وظائفى را که براىسعادت و فضیلت همان مردم متوجه میسازد نچشند!آرى،بسیار دلخراش وشکنجهزا است وضع روحى رهبرى که بمردم جامعه خود از افق بالاترىمىنگرد و خباثت و پلیدى دشمنان آن جامعه را از همه جهات درک میکند،ولى مردم آن جامعه با یک سستى و بیخیالى به زندگى احمقانه خود ادامه میدهند!باید گفت که آن مردم یا آگاهى از عظمت تکلیف نداشتند و یا شایستگى رهبر خود را به رهبرى قبول نکرده بودند و یا مبتلا به ضعف اراده بودند و یا خود محورىافراد آن جامعه،آنانرا از شناخت«حیات معقول»بىبهره ساخته بود.حقیقتاینست که با نظر به وضع عمومى جامعه آن دوران،همه این عوامل مزبوروجود داشته است،نه باین معنى که هر یک از افراد آن جامعه بوسیله همه اینعوامل پوچ و تباه شده بودند،بلکه بعضى از آنان بیکى از عوامل مزبوره،بعضى دیگر به چند عامل از آنها مبتلا بودند،مگر اقلیتى اسف انگیز که همشایستگى رهبر را برهبرى در حد اعلا و هم عظمت تکلیف و هم قدرت ارادهو انسان محورى را درک نموده و این امور را در«حیات معقول»خود عینیتبخشیده بودند،مانند مالک اشتر،عمار بن یاسر،اویس قرنى و امثال اینان.
لا ابا لکم،ما تنتظرون بنصر ربکم (اى مردمى که اصالت ندارید،براى یارى پروردگارتان در انتظار چه کسىو کدام روزى و چه حادثهاى نشستهاید) .
آخر در انتظار چه نشستهاید؟!
آیا در انتظار حادثهاى بالاتر از هجوم دشمن بىباک و خدانشناس وضد انسان نشستهاید؟! چه حادثهاى دردناکتر از کشته شدن انسانها و ویرانشدن دودمانها و ذلت و خوارى شکستى که از دشمن خونخوار نصیب شمامیگردد؟!در انتظار کدامین روزى نشستهاید؟!در انتظار روزى که رزمندگانتاندر خاک و خون بغلطند و کودکانتان پایمال و زنهایتان اسیر شوند و به بدترینوضعى مبتلا شوند؟!در انتظار کدامین رهبر نشستهاید؟!آیا من کمترینتفاوت و ترجیحى براى خود در میان شما قائلم؟!آیا شما را بمیدان جنگفرستاده،خودم به رفاه و آسایش مىپردازم؟!آیا سعادت و فضیلتى را کهموجب زندگانى اصیل شما میباشد درک نمىکنم؟!پس در انتظار چیستید و چشم براه کیستید؟!
اما دین یجمعکم و لا حمیة تحمشکم (آیا هیچ دینى ندارید که شما را اتحاد جمع کند و هیچ غیرتى نداریدکه شما را بر هجوم به دشمنانتان تحریک کند و به هیجان در آورد) .
یا بمقتضاى دینى که معتقدید از خود دفاع کنید یا بتحریک غیرت انسانى
با مضمون همین جمله بود که سرور شهیدان راه حق و حقیقت امام حسینعلیه السلام در روز عاشورا در کربلاى خونین،دشمن تبهکار را مخاطب قرارداده و فرمود:
ان لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا احرارا فى دنیاکم(اگر براى شما دینى نیست و از روز معاد نمىترسید،اقلا در این دنیا آزاد مردباشید).اگر شما واقعا به دین اسلام[یا هر دینى که بر مبناى انسانیت استوار است]معتقد هستید،باید از خود دفاع کنید.و باید به اصول انسانى که حیات فردىو اجتماعى شما را تامین میکند پاى بند بوده و از تباهى حیات خود جلوگیرىنمائید.همه مبانى دین اسلام با تاکید و اصرار صریح به حفظ حیات وارزشهاى آن در این دنیا دستور داده است،و جائى براى هیچگونه عذر وبهانهاى در اسلام وجود ندارد. دستورات اسلام به جهاد و دفاع از مستضعفینو مبارزه با مستکبرین و طغیانگران بحدى قاطع و روشن است که قابل هیچگونهتاویل و چشم پوشى نیست.واگذار کردن حیات و رها کردن آن در عرصهطبیعت و محیط که هر لحظه در معرض تباه شدن بوسیله عوامل مزاحم طبیعتو انسان نماهاى قدرت پرست است،کفران نعمت الهى و رفتار مخالف مشیتالهى ا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 69 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
TTTTTT قرآن معجزه ی جاویدان الهی TTTTTT
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ôôôôôô قرآن معجزه ی جاویدان الهی صفحه ی شماره ی : **** 1 **** ôôôôôô
فهرست مطالب :
ردیف
عنوان
صفحه
1
مقدمه
2
2
مفهوم معجزه
2
3
آنچه لازم است درباره ی وجوه اعجاز قران بدانیم .
4
4
موادی که به اعجازقرآن اشاره دارند و در این پژوهش بررسی می شوند.
11
5
ادعای اعجاز در قرآن
12
6
مخاطب آیات تحدی کیست ؟
13
7
فصاحت و بلاغت قرآن
15
8
آیا الفاظ تکراری مانع ازفصاحت و بلاغت قرآن است ؟
21
9
جلوههای ادبی در قرآن ( داستان )
41
10
خبرهای غیبی قرآن
56
11
قرآن و مسئله ی قانون گذاری
58
12
قاطعیت و مصونیت از اشتباه
59
13
اتقان و یکنواختی قرآن
59
14
کتابی عظیم از زبان مردی درس ناخوانده
60
15
معجزات علمی قرآن
64
16
نتیجه گیری
67
TTTTTT قرآن معجزه ی جاویدان الهی TTTTTT
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ôôôôôô قرآن معجزه ی جاویدان الهی صفحه ی شماره ی : **** 2 **** ôôôôôô
مقدمه :
در اینکه ادیان زیادی وجود دارد شکی نیست . پیروان هر دینی بر ای حقانیت آیینشان دلایلی اظهار می کنند که رسیدگی به همه ی آن ها برای تشخیص حق از باطل کار مشکلی به نظر می رسد ؛ چرا که اثری از معجزات پیامبران آنان تا کنون باقی نمانده است. فقط مسلمانان هستند که مدعی هستند یکی از معجزات پیامبرشان به نام قرآن تا کنون باقی مانده و تحریف نیز نشده است. بنابر این اگر کسی یقین کند این کتاب معجزه است ؛ آن هم معجزه ای که کسی مانند مانند آن را نمی تواند بیاورد تکلیفش روشن است و طبق دستورات آن می تواند عمل کند.
مفهوم معجزه :
خلیل بن احمد (م 170 ق ) صاحب کهنترین کتاب لغت عرب،العین، « عجز» را به معنای ضعف و ناتوانی دانسته است . لسان العرب نیز بر همین پایه،صورتهای دیگر ساخته شده از این واژه را توضیح میدهد و می نویسد: « عَجَّزَ الرجلُ و عاجَزَ ؛ رفت و به او نرسید» پس استمرا در ناتوانی در معنای این لغت نهفته است و در همین معناست این آیهی شریفه:
« وَ الَّذِینَ سَعَوْا فِی آیَاتِنَا مُعَاجِزِینَ » [حج (22)، (53) ]
آنان که عاجزانه در ابطال آیات ما تلاش میکنند. [ یا این که در فکر معاجزه هستند و معاجزه به مفهوم کوشش هر یک از دو طرف در عاجز کردن طرف مقابل است]
إعْجاز به معنای عاجز و ناتوان و درمانده ساختن دیگری است و از همین باب است:
« وَ أَنَّا ظَنَنَّا أَنْ لَنْ نُعجِزَاللهَ فِی الأَرْضِ» [ جن(72) ، 12]
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 61 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
باب چهارم : آداب و آئین نگارش و نگاهدارى کتاب که ابزار علم و دانش است
آداب و آئین نگارش و موضوعات و مسائلى مربوط به کتاب
مباحث مربوط به آنها در طى بیست و پنج مسئله گزارش میشود.
1- اهمیت کتابت و نگارش و فوائد آن
موضوع کتابت و نگارش از ارجمندترین و مهمترین مطالب دینى و بزرگترین عامل صیانت نگهبانى شریعت مقدس اسلام است ، شریعت مقدس و قوانین الهى که از کتاب (قرآن )، و سنت ، و مجموعه اى از علوم شرعى ملهم از آندو، و نیز آن سلسله از معارف عقلى که فهم و شناخت کتاب و سنت بدآنها وابسته است ، تشکیل مى شود.
حکم و قانون کتابت و نگارش - بر حسب اهمیت علمى که نگارش مى یابد - به چند قسم تقسیم مى گردد:
1- چنانچه فراگرفتن آن علمى که نگارش مى یابد، واجب عینى باشد، نگارش آن نیز واجب عینى است ؛ زیرا حفظ و نگاهبانى چنین علمى ، متوقف بر نگارش آن مى باشد.
2- اگر تعلم آن علم ، در حد واجب کفائى باشد، کتابت و نگارش آن نیز، واجب کفائى است .
3- و اگر یادگیرى آن علم ، مستحب باشد، نگارش آن نیز مستحب خواهد بود.
ولى باید گفت که مسئله نگارش در رابطه با قرآن و حدیث در زمان ما، یعنى (عصر مؤ لف ) - بطور مطلق یعنى بدون هیچ قید و شرطى - واجب و ضرورى است ؛ زیرا اگر ما مناطق و اقطار مختلف جهان را در نظر گیریم به این حقیقت واقف مى گردیم که کتب دینى ، چنان دچار کمبود کمى و کیفى است که مى توان گفت تاکنون در اداء و اداء چنین تکلیفى - که داراى وجوب کفائى است - کارى رسا و کامل انجام نگرفته و به اداء وظیفه واجب کفائى قیام نشده است ، به ویژه در مورد کتب تفسیر قرآن و حدیث که در واقع آثار این دو علم رو به آشفتگى و فرسودگى نهاده ، و اعلام و رایات آن دستخوش واژگونگى گشته و دچار سرنگونى شده است . لذا در چنین دوره و زمانه اى بر هر فرد مسلمان کارآمد، واجب کفائى است که دست اندر کار نگارش و حفظ و صیانت و تصحیح و روایت مطالب این دو علم گرانقدر شده ، و در این جهت از بذل هر گونه مساعى دریغ نورزد.
از جمله قواعد قطعى و مسلم این است که اگر در اداء تکلیفى که داراى وجوب کفائى است ، در حدى - که حوائج مردم از رهگذر آن تاءمین گردد - قیام و اقدامى نشود باید همه افراد جامعه نسبت به آن ، احساس وظیفه و مسئولیت نمایند و در انجام آن بکوشند؛ و در صورتیکه نسبت به آنها کوتاهى و سهل انگارى شود همگى مجرم و
3
گناهکار خواهند بود.
بنابراین ، تکالیفى که به عنوان واجب کفائى در عهده مردم قرار گرفته است تا وقتى که فرد و یا افراد کارآمد و باکفایتى درباره آنها اقدام نکنند، و نیاز مردم را در رابطه با آن برطرف نسازند، مسئولیت اداء آنها - همسان و هموزن با واجب عینى - بر دوش همه افراد، سنگینى مى کند که باید آنها را انجام دهند.
علاوه بر این ، درباره کتابت و نگارش آثار دینى و علمى ، احادیث فراوانى به چشم مى خورد که بر طبق آنها مسئله نگارش ، مورد تشویق و تحریص قرار گرفته و پاداش مهمى در برابر اداء این وظیفه دینى مقرر شده است ، از آن جمله پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) فرمود:
((علم و دانش را به بند آرید و از آن صیانت و نگاهبانى کنید.)) عرض کردند: راه و رسم به بند کشیدن علم و دانش چیست ؟ فرمود: ((کتابت و نگارش آن (475) )) (که این کار از تداوم و استمرار و بقاء علم و دانش ، صیانت مى کند).
روایت شده است که مردى از انصار حضور پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله ) مى رسید و در مجلس او شرکت مى جست و سخنانى از آن حضرت مى شنید که سخت او را به وجد مى آورد و براى او شگفت انگیز مى نمود بطوریکه شیفته سخنان آن حضرت مى شد؛ ولى نمى توانست آنها را به خاطر بسپارد: لذا نگرانى خود را از جهت ضعف و کمبود حافظه ، با حضرت در میان گذاشت ، رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) به او فرمود: براى حفظ و نگاهدارى این سخنان ، از دست خویش مدد گیر و به دستش اشاره فرمود که گفتار و بیاناتش را بنویسد(476) .
حسن بن على یعنى امام مجتبى (علیه السلام ) فرزندان و خواهرزادگان خود را فرا خواند و به آنها فرمود: اگرچه شما هم اکنون به عنوان افراد کوچک و خردسال فامیل و قوم خویش خود به شمار مى آیید، ولى این امید هم وجود دارد که بزرگان قوم و گروهى دیگر باشید؛ لذا بر شما لازم است که علم و دانش را فراگیرید. و اگر در جمع شما کسانى دیده شوند که نتوانند علم و دانش را فراگیرند و یا در خاطر بسپارند باید به نگارش علم قیام کرده و آن نوشته علمى را در خانه هاى خویش قرار داده و از آن نگهبانى کنند(477) .
ابى بصیر مى گوید از امام صادق (علیه السلام ) شنیدم که مى فرمود: ((براى نگارش (حقایق دینى ) دست به کار گردید؛ زیرا شما نمى توانید این حقایق را - جز از طریق نگارش آن - در خاطر خود حفظ نموده و از آن
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
مقدمه:
در یک نگرش کلی و تاریخی می توان ادعا کرد که سیر تحول اندیشه سیاسی شیعه با دوران امامت امامان شیعه اثنی عشری شروع شده است . از لحاظ تاریخی این دوران پس از وفات پیامبر و در طی جریان سقیفه اغاز شد. چرا که در طی حیات پیامبر مشکل و یا اختلافی بین مسلمانان وجود نداشت . اما بعد از وفات ایشان برسر جانشینی سیاسی و رهبری دنیوی ایشان میان مسلمانان اختلاف افتاد . عده ای بر اساس جریان غدیر خم موافق جانشینی علی بن ابیطالب (ع) بودند و حق انتخاب ،مشورت و بیعت مجدد برای اصحاب را در امر امامت قبول نداشتند و در مقابل عده ای دیگر که اکثریت هم با آنان بود راه دیگری را در پیش گرفتند و قائل به بیعت با اصحاب پیامبر شدند و به این ترتیب گروهی که به شیعه علی بن ابیطالب (ع) و حامیان اهل بیت پیامبر معروف شدند و در برابر اکثریت قرار گرفتند.
این انحراف در رهبری جامعه اسلامی از زمان حضرت علی (ع) آغازشد و از زمان امامت امام صادق (ع) به بعد مشکلات دو چندان شد. چرا که از یک طرف در این ایام شاهد ظهور رقیب جدیدی برای نهاد خلافت به نام عباسیان هستیم که علاوه بر اینکه ادعای خلافت داشت به واسطه هاشمی بودن، خود را در رسیدن به آن مقام نسبت به بقیه بر حق می دانست و قصد داشت علاوه بر کسب کرسی خلافت ، افتخار جانشینی برحق پیامبر – که به خاطر روی کار آمدن امویان و مروانیان به نااهلان رسیده بود – را کسب کند.
علاوه بر این انحراف ، انحراف دیگری نیز در جامعه کوچک شیعی بروز کرد و آن ظهور فرقه های جدیدی همچون کیسانیه و زیدیه بود که هر کدام دارای عقاید ویژه ای در امرامامت بودند. وجود این فرقه ها در جامعه شیعه از یک طرف و وجود عباسیان در راس حکومت از طرف دیگر که هر دو از انحرافات اساسی جامعه اسلامی بود، معرفی تشیع را برای امامان شیعی حتمی ترو مسلم تر کرده بود و در این میان رفع شبها
ت برای جامعه ایرانی از سایر مناطق مهمتر بود. هم به دلیل اینکه ایران پایگاه اصلی عباسیان بود و هم به دلیل اینکه فرقه های مختلف شیعی یا در طی اقدامات زیر زمینی و یا به خاطر گرایش مردم به آنها در ایران نفوذ کرده بودند و چون مقر اقامت امامان شیعی در فاصله دوری نسبت به ایران قرار داشت ،در صورت عدم توجه ، ایران به راحتی تبدیل به پایگاهی توانمند بر ضد شیعه اثنی عشری می شد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 53 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
در آمدی بر تئوری دولت در اسلام 1
درآمدى بر تئورى دولت در اسلام
به راستى نمىتوان تاریخ آغاز نظریه ولایت فقیه را به آسانى تعیینکرد. مسلمانها از همان صدر اسلام با دو مسئله اساسى روبرو بودهاند:یکى غیبت پیامبر و عدم حضور ایشان در بسیارى از شهرها و دیگرى نیازمبرم به احکام و دستورات سیاسى و فردى. بنابراین به افرادى نیازداشتهاند که بتوانند دستورات را براى آنها تبیین نمایند، در میانآنها قضاوت نمایند و یا بعضا امور سیاسى اجتماعى آنها را سر و سامانبخشند، این مسئله در دوران ائمه معصومین نیز وجود داشته که تعیینفقهایى خاص را مىطلبیده است. بعضى از اندیشمندان گرچه به عنوان نظریهپردازاختصاصى ولایت فقیه شناخته شده نیستند و (مانند سلمان فارسى)اما از اوایل قرن دوم هجرى، مواضع مشخصى پیرامون ولایت فقیهصدورمىیابد که آنها را آشکارا به عنوان نظریه ولایت فقیه مىتوانبازشناخت.
انقلاب یا ارتجاع سیاسى
در آمدی بر تئوری دولت در اسلام 1
درآمدى بر تئورى دولت در اسلام
به راستى نمىتوان تاریخ آغاز نظریه ولایت فقیه را به آسانى تعیینکرد. مسلمانها از همان صدر اسلام با دو مسئله اساسى روبرو بودهاند:یکى غیبت پیامبر و عدم حضور ایشان در بسیارى از شهرها و دیگرى نیازمبرم به احکام و دستورات سیاسى و فردى. بنابراین به افرادى نیازداشتهاند که بتوانند دستورات را براى آنها تبیین نمایند، در میانآنها قضاوت نمایند و یا بعضا امور سیاسى اجتماعى آنها را سر و سامانبخشند، این مسئله در دوران ائمه معصومین نیز وجود داشته که تعیینفقهایى خاص را مىطلبیده است. بعضى از اندیشمندان گرچه به عنوان نظریهپردازاختصاصى ولایت فقیه شناخته شده نیستند و (مانند سلمان فارسى)اما از اوایل قرن دوم هجرى، مواضع مشخصى پیرامون ولایت فقیهصدورمىیابد که آنها را آشکارا به عنوان نظریه ولایت فقیه مىتوانبازشناخت.
انقلاب یا ارتجاع سیاسى