لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
- 29 -
- 24 -
- 29 -
- 1 -
نظر به اینکه این جزوه در سال روز میلاد باسعادت حضرت ثامن الائمه علی ابن موسی الرضا علیه آلاف و تحیه و الثناء به پایان رسید.
تقدیم به پیشگاه آن امام مهربان می نمایم شاید که ذره ای از تعهدات خود را انجام داده باشم.
ک - وجدانی
شناخت امام علیه السلام
جزوه شماره اول
شناخت امام علیه السلام بر همه کس واجب است .
امام علیه السلام: اگر کسی امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. (1)
امام علیه السلام، واجب العطاعه می باشد.
امام علیه السلام، عقل کل است. (2)
امام علیه السلام، از گذشته ، حال و آینده اطلاع کامل دارد.
امام علیه السلام، در مکتب کسی غیر از خداوند متعال درس نخوانده است. (3)
امام علیه السلام، راهنمای کل انسان های روی کره زمین می باشد.
امام علیه السلام، روزی رسان به تمام مخلوقات عالم می باشد.
امام علیه السلام، شناخت و معرفت به خداوندی اش کامل است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 28 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تاریخ تحلیلی صدر اسلام E 2
مقدمه
تاریخ = وقت نگاری
در تعریف تاریخ نظرات متعددی از سوی صاحبنظران ارائه شده است ولی با توجه به کلمه تاریخ و ماده آن که از أرخ یأرخ است می توان تاریخ را به معنای وقت نگاری دانست .
تاریخ به دو بخش کلی تقسیم می شود ، یک تاریخ نقلی است که متصدی نقل اخبار و احولال گذشتگان است و تاریخ علمی و یا نظری که در پی کشف قوانین حاکم بر تاریخ و سیر تاریخ است در تاریخ نظری نظرات مختلفی که بیشتر جنبه فلسفی دارد در باره امکان و یا عدم امکان نگارش صحیح تاریخ بحث می شود مانند قانون ربط و یا قانون انطباق ولی از آنجا که کتب لازم وکافی در این زمینه نوشته شده است ما وارد این مقوله نمی شویم.
همچنین در تاریخ نظری بحث می شود که آیا تاریخ همچون موجود زنده متحرکی است که روحی دارد .و جسمی، عزمی وآهنگی، حرکتی و هدفی، قانونی و نظامی و محرکی و مسیری دارد. فلسفه نظری تاریخ است که نشان دهد .که این رفتن و بالیدن چگونه صورت می گیرد آن نقطه نهایی که بارانداز تاریخ است کجاست و چگونه منزل کنونی . منزل واپسین را می توان ولو بابهام و اجمال تصویر کرد .واین رفتن به جبر است یا به تصادف وگذر از منا زل ومراحل گوناگون تاریخی اجتناب ناپذیر است یا چاره پذیر .
فواید خواندن و مطالعه تاریخ :
حضرت امیر توصیه اکید به مطالعه تاریخ داشتند و فرمودند آنقدر در تاریخ غور کردم که گویا یکی از آنان هستم.
راستی چرا باید تاریخ را مطالعه کرد؟ از جهات مختلفی مطالعه تاریخ لازم است:
_گسترش علم و آموختن تجربیات گذشتگان
هر کسی در هر رشته ای باشد بی نیاز از تاریخ نیست. اهل بحث و تحقیق در هر رشته از علوم فنون که وارد شوند ارتباط و تماس آنرا با تاریخ درک نموده و اعتراف خواهند کرد که بدون غور در تاریخ به مقصود نخواهند رسید
تاریخ گمشده هر دانشمند ، مطلبوب هر هنرمند ، سرمایه اهل تتبع و تحقیق ، مورد علاقه هر متدین ، مقصد هر سیاستمدار و هدف هر ادیب است . و بالجمله ، تاریخ مورد احتیاج تمام مجتمع بشری است .بی اعتنایی به تاریخ به معنای از دست دادن تجربیات و علوم گذشتگان است. بعنوان مثال بی توجهی به طب سنتی که حدود چهار هزار سال سابقه داد ضایعه غیر قابل جبران است.
ما هرگز نباید از صفر شروع کنیم. کشور ژاپن پس از جنگ مهندسین خود را به عنوان کارگر به امریکا فرستاد و علوم آن روز آمریکا را ربودند و به کشور خود آوردند. آنها از صفر شروع نکردند بلکه از آنجایی که آن روز آمریکا بود شروع کردند و پیشرفت هم داشتند. برادران رایت نیز از صفر شروع نکردند آنها نوشته بعضی کسانی که در این امر ناکام شده بودند خواندند و آن را تکمیل کردند.
2 _ لذت بردن :
خود لذت بردن نیز برای خود یک چیزی است و برای بعضی هم خیلی مهم است. بشر دوست دارد لذت ببرد . متأسفانه ما یاد گرفته ایم فقط با گردش و تفرج لذت ببریم ولی باید این فرهنگ کاملا عوض شود . گردش جای خود، ولی برای انسانی که دارای قدرت تفکر است ، بسیار عالی است با مطالعه لذت ببرد آن هم مطالعه تاریخ گذشتگان که حداقل به عنوان یک قصه لذت بخش است . و این امر خود زمینه فوائد دیگر مترتب بر تاریخ نیز خواهد بود.
3 _ پند گرفتن
با مطالعه تاریخ و اطلاع از سرگذشت اقوام خو ب و بد ، پند می گیریم و راه صحیح را از غیر صحیح باز می شناسیم.
اصحاب رس در شمال ایران زندگی می کردند و در رفاه فراوان بودند .از ماهی دریا و مرغ آسمان و محصولات زمین و انعام و احشام بهره می بردند. ولی متأسفانه خدا پرست نبودند و پیامبر خدا را نیز کشتند . این قوم، سرکشی و اسراف را به جایی رسانده بودند که فرزندان خود را با نان تمیز می کردند و نان های آغشته به نجاست را در دل بیابانی می ریختند. خداوند آنها را به قحطی مبتلا کرد و کار آنها بجایی رسید که مجبور شدند همان نان ها را بخورند. اصحاب رس چرا نابود شدند؟ توجه به سرگذشت این قوم اندرز و پندها دارد. و اما قوم یونس که عذاب به صورت ابرهای آتش تا بالای سرشان هم رسید چون توبه کردند نجات یافتند . توجه به علت نجات این قوم هم پندها دارد. پس ما در واقع تاریخ را می خوانیم که اشتباهات گذشتگان را تکرار نکنیم و راه صحیح را پیدا کنیم.
تاریخ تحلیلی صدر اسلام E 2
4 _ گسترش عقل
حضرت امیر فرمودند تجربه عقل را زیاد می کند بنا بر این مطالعه تاریخ از آنجا که آشنایی با تجربیات است باعث گسترش عقل می شود. مطالعه تاریخ بینش را قوی و قدرت نتیجه گیری را قوی تر می کند . و دید جدیدی در برخورد با پدیده های اجتماعی و حتی سیاسی به انسان می دهد چنین انسانی کمتر گول خورده و زود باور نخواهد بود.
راههای وصول به تاریخ
راه های وصول به تاریخ عمدتا عبارت اند از :
الف) کتب تاریخ.
ب) قرآن کریم
ت) اخبار و روایات معتبره
ح) نسل به نسل
خ) متافزیک
علاوه بر کتب تاریخ، قرآن و روایات معتبره قسمتی از تاریخ گذشتگان را بیان کرده اند. قابل ذکر است که عمده تاریخ سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر رسیده است که کاملا قابل اعتناء و بررسی. است. و نیز افراد معدودی با حالات خاصی وجود داشته و دارند که به تاریخ گذشته و آینده اطلاع یافته اند.
پیدایش علم تاریخ اسلام
مبحث پیدایش علم تاریخ اسلام، قاطبة دانشمندان اسلامی ، متفق القول اند که ظهور علم تاریخ با ظهور اسلام ملازمت تام داشته و به واقع تدوین تاریخ اسلام مرهون تلاش افرادی است که برای تحقق ابعاد تاریخی دین اسلام ، همت گماردند
از آنجا که اسلام در شرق ظهور کرد وجزء فرهنگ و تمدن شرق در آمده ، منظور از تاریخ شرق همان تاریخ اسلام است. و به همین خاطر به کسانی که به تاریخ شرق ورود دارند مستشرق یا شرق شناسی می گویند. رشته شرق شناسی در دانشگاههای مطرح دنیا سالها ست که تأسیس شده است.
ولی مع الاسف مستشرقین ، چون با اسلام مخالف بودند، تاریخ اسلام را همانطور که می خواستند می نوشتند و می خواستند از اسلام دیدی را به مردم بدهند که فرقی با مسیحیت و یهودیت نداشت ، آنها برخی مطالب را طبق میل خود می نوشتند .و برخی را عوض می کردند. و برخی از فرق ضاله را زیبا و معقول جلوه می دانند.
از باب نمونه در مورد مسئله حجاب ، آن را مربوط به زمان خاصی معرفی می کردند. ویا در مورد شرابی که قرآن آن حرام و نجس اعلان کرده می گفتند این در صورتی است که انسان از خود بی خود شود و کمش یا درصد الکلش کم باشد عیب ندارد. و یا در مورد مسئله جانشینی حضرت امیر بعضی مثل ماسینیون فرانسوی با زیرکی می خواستند آن را توجیه کنند و بگویند رسول خدا نامزد خود را جهت حکومت معرفی کرد نه کسی را تعیین کند. در حالی که مدارک تاریخی کاملا واضح بر تعیین جانشین دلالت دارد. رسول خدا تصریح نمودند علی جانشین من است و مسئله نامزدی و کاندیداتوری در آن زمان اصلا معمول نبود.
مستشرقین ادعا کردند ما تاریخ شرق را نوشته ایم و می خواستند بگویند شرقی های از خود تاریخی و یا دانشمندی ندارند و تابع ما هستند در حالی اصلا این طور نبود. تاریخ نویسانی مثل ابن بطوطه ، مسعودی ، یعقوبی ، ذهبی ، ابن رسته ، و قبل از آنان فردوسی در شاهنامه پیش از مستشرقین، تاریخ اسلام و شرق را به قلم تحریر در آوردند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 39 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
مساجد قدیمی 1
1
مسجد جامع تبریز:
این بنا در آخر بازار تبریز وضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام ومسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی و الچاق مسجد واقع گردیده است ویکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی شهر به شمار می رود. متاسفانه امروزه از بنای اولیه مسجد وشواهد و مدارک مربوط به آن چیزی زیادی بر جای نمانده است وبدین لحاظ نمی توان تاریخ ساخت ونام بانی بنای اولیه مسجد را مشخص ساخت. سید محمدرضا طباطبایی تبریزی، درکتاب " تاریخ اولاد اطهار " بدون ارائه مدرکی، بنای مسجد را مربوط به صدر اسلام وبانی آن را عبدالله بن عامری ذکر می کند. پاره ای دیگر، بنای اولیه را مربوط به دوره سلجوقی می دانند. در کتاب " مرزبان نامه "، به جامع تبریز اشاراتی شده که موید آبادانی وشکوه آن در بین سالهای 622-607 ه.ق-عصر اتابک ازبک بن محمد بن ایلدیگز- است. حاج طالب خان تبریزی-بانی مدرسه طالبیه تبریز درسال 1087ه.ق- در وقف نامه مدرسه خود ازاین مسجد به نام جامع کبیر تبریز نام می برد. با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد که بنای اولیه مسجد حداقل مربوط به دوره سلجوقی بوده و در دوره های مختلف، از شکوه واعتبار خاصی برخوردار بوده است.
بنای اولیه مسجد در زلزله سال 1193 هجری آسیب زیادی دید؛ به طوری که چندطاق آن فرو ریخت . بعد از این واقعه، حسینقلی خان دنبلی، آن را مرمت وبازسازی کرد. در دوره قاجار نیز تعمیراتی در این بنا صورت گرفت. در دوره معاصر، حاج محمد باقر کلکته چی- ازتجار تبریز- تعمیرات مفصلی در این مسجد به عمل آورد ویک کتابخانه جدید و تالار مناسبی برای مطالعه طلاب علوم دینی احداث کرد.
تعمیرات صورت گرفته هر چند شکل جدیدی به بنا داده، امّا پایه های قطور وطاق های رفیع و آجرهای فوق العاده بزرگ آن، نشانه قدمت زیاد بنای اولیه مسجداست. بنای کنونی مسجد، مستطیل شکل است وکلاً با آجر و گچ بنا شده و دارای دو ورودی است که یکی در جانب شمال قرار دارد واز طریق صحن، ودیگری از طرف جنوب به کوچه مجاور باز می شود. از در دومی ابتدا وارد آلچاق مسجد واز آنجا وارد مسجد جامع می شوند. کف مسجد، از سطح زمین های اطراف پایین تر است که گواهی بر قدمت بنا محسوب می گردد.
مساجد قدیمی 1
1
مسجد جامع تبریز:
این بنا در آخر بازار تبریز وضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت الاسلام ومسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی و الچاق مسجد واقع گردیده است ویکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی شهر به شمار می رود. متاسفانه امروزه از بنای اولیه مسجد وشواهد و مدارک مربوط به آن چیزی زیادی بر جای نمانده است وبدین لحاظ نمی توان تاریخ ساخت ونام بانی بنای اولیه مسجد را مشخص ساخت. سید محمدرضا طباطبایی تبریزی، درکتاب " تاریخ اولاد اطهار " بدون ارائه مدرکی، بنای مسجد را مربوط به صدر اسلام وبانی آن را عبدالله بن عامری ذکر می کند. پاره ای دیگر، بنای اولیه را مربوط به دوره سلجوقی می دانند. در کتاب " مرزبان نامه "، به جامع تبریز اشاراتی شده که موید آبادانی وشکوه آن در بین سالهای 622-607 ه.ق-عصر اتابک ازبک بن محمد بن ایلدیگز- است. حاج طالب خان تبریزی-بانی مدرسه طالبیه تبریز درسال 1087ه.ق- در وقف نامه مدرسه خود ازاین مسجد به نام جامع کبیر تبریز نام می برد. با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد که بنای اولیه مسجد حداقل مربوط به دوره سلجوقی بوده و در دوره های مختلف، از شکوه واعتبار خاصی برخوردار بوده است.
بنای اولیه مسجد در زلزله سال 1193 هجری آسیب زیادی دید؛ به طوری که چندطاق آن فرو ریخت . بعد از این واقعه، حسینقلی خان دنبلی، آن را مرمت وبازسازی کرد. در دوره قاجار نیز تعمیراتی در این بنا صورت گرفت. در دوره معاصر، حاج محمد باقر کلکته چی- ازتجار تبریز- تعمیرات مفصلی در این مسجد به عمل آورد ویک کتابخانه جدید و تالار مناسبی برای مطالعه طلاب علوم دینی احداث کرد.
تعمیرات صورت گرفته هر چند شکل جدیدی به بنا داده، امّا پایه های قطور وطاق های رفیع و آجرهای فوق العاده بزرگ آن، نشانه قدمت زیاد بنای اولیه مسجداست. بنای کنونی مسجد، مستطیل شکل است وکلاً با آجر و گچ بنا شده و دارای دو ورودی است که یکی در جانب شمال قرار دارد واز طریق صحن، ودیگری از طرف جنوب به کوچه مجاور باز می شود. از در دومی ابتدا وارد آلچاق مسجد واز آنجا وارد مسجد جامع می شوند. کف مسجد، از سطح زمین های اطراف پایین تر است که گواهی بر قدمت بنا محسوب می گردد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 61 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
1
دانشگاه فردوسی مشهد
دانشکده کشاورزی
گروه مهندسی آبیاری
خلاصهای ازکتاب :
"آخرین سفرشاه "
نویسنده: ویلیام شوکراس
ترجمه: عبدالرضاهوشنگ مهدوی
استاد راهنما: آقای امیر ناصری مقدم
تلخیص از: محمد علی قنادزاده
بهار 80
1
2
مقدمه
در آوریل 1979،شاه ایران که سه ماه بودتخت و تاجش را از دست داده بود وایالات متحده و تقریبا تمام کشورهای جهان از پذیرفتن او خودداری کرده بودند،درجزیرهای در باهاما بسرمی برد. در این هنگام دکتر هندی کیسینجر در ضیافت شام مدرسهبازرگانی دانشگاه هاروارد نیویورک طی نطقی اظهار داشت:(این درست نیست که ایالاتمتحده باشاه ،دوست 37 سالهاش، مثل (هلندی سرگردان)که دنبال بندری برایپهلوگرفتن و پناه جستن میگشت،رفتار کند.)
هلندی سرگردان یکی از کهنترین افسانههااست اشاره کیسینجر با قدرت سخنوری اشبه این افسانه بدین منظور بود که احساسات موافق را به نفع شاه برانگیزد موضوع اصلیافسانه هلندی سرگردان این است که دست نیافتن او به پناهگاه، مجازاتی است که بخاطرسیئات اعمال یا دیوانگیهای خودش میبیند سرگردانی ابدی او بیشتر به علتبرکرداریهای خودش است تا بی عاطفگی جهان.
در بیشتر افسانه ها، هلندی سرگردان یا به علت ارتکاب قتل یا محاربة با خدا محکوم بهسفری است بی پایان. افزون برآن هرکس که باکشتی شبحگون او تماس بگیرد دچارنفرینخواهد شد.
این کتاب سرگذشت یک سفر است، سفرتوام باسرگردانی شاه به سوی تبعیدومرگ.ونیز عوامل گوناگون حکومت او مناسبات او با انگلیسیها و امریکاییها،پلیس مخفی اشساواک ،سیا،نفت،خریداسلحه.داستان سقوط شاه از جمله داستانهایی است که ماهیتروابط بین دولتها و رهبرانشان رانشان میدهد. داستان وفاداری و عافیتطلبی است .بهقول شال دوگل:دولتها غولهایی هستند بی احساس.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تعریف مواد مخدر
اصطلاحا مواد مخدر به کلیه مواد طبیعی و شیمیایی گفته میشود که اعتیاد آور باشد. بعضی از این مواد تخدی کننده نبوده، بلکه ممکن است ایجاد تحرک و توهم نمایند. بطور کلی مواد مخدر به موادی اطلاق میگردد که مصرف آنها در انسان حالاتی غیر عادی ایجاد نماید. این حالات که عموما لذت بخش هستند، به صورت موقت و کاذب ایجاد میگردد. بروز همین حالات و کیف و لذت پس از اولین مصرف- که در بعضی موارد فقط به علت کنجکاوی مبادرت به آن میگردد. باعث تداوم مصرف واعتیاد میشود. این مواد در فرهنگ پلیس به مواد افیونی یا مکیفها معروف بودند ولی امروزه در زندانها لفظ (مکیفها) فقط برای قرصهای آرام بخش و روانگردان استفاده میشود.
اثرات کلی حاصله از مصرف مواد مخدر
مصرف انواع مواد مخدر موجب تغییر حالت در مصرف کننده و ایجاد نوعی لذت کاذب و زودگذر میگردد. خوشی کاذبی که از مصرف انواع مواد حاصل میشود به تدریج زایل و در مراحل پیشرفته اصولا لذتی به مصرف کننده دست نمی دهد، بلکه صرفا بخاطر کاهش آلام و رنجهای ناشی از خماری، استعمال میگردد.
خوش بینی مفرط اولین حالتی است که در کلیه مصرف کنندگان مواد مخدر ایجاد میشود، این حالت در لحظات اولیه زائل شدن آثار مصرف، تبدیل به بدبینی شدید میگردد. این امر با پیشرفت اعتیاد گسترش مییابد بحدی که بدبینی، به دوری و نفرت از اطرافیان منجر میشود.
معتاد خود را فهیم تر از دیگران میداند و این حالت در زمان خماری هم ادامه مییابد، بخصوص اینکه درحالت خماری خود را محق میداند و از همه متوقع و طلبکار است. با پیشرفت مصرف، تغییرات زیادی در جسم، رفتار و شخصیت فرد پیش میآید.
پرگوئی خصیصه دیگرمعتادین است. تقریبا کلیه معتادین مدام حرف میزنند و لاف وگزافگویی و احیانا دروغگوئی در گفتههای آنها به آسانی قابل تشخیص است. تنها در زمانی که از خماری رنج میبرند ساکت و مظلوم در ناتوانی چرت آلودی گرفتار میشوند.
معتادان به انواع مواد مخدر، به یبوست مزمن دچار میشوند. از غذاهای ترش بشدت بیزارند و بشدت به شیرینی علاقه مندند.
بی اشتهائی و بی میلی به مواد خوراکی در معتادین به تریاک و هروئین دیده میشود.
بشدت به چای علاقه دارند. از سرما فوق العاده بیزارند و گرما را دوست دارد. مصرف کنندگان حشیش معتقدند حشیش اعتیادآور نیست ولی حالت خاصی که ایجاد میکند بیش از هروئین و تریاک کشش و جاذبه دارد. به همین جهت معتادین دیگر مواد هم گاهی حشیش میشکند.
اکثر معتادین موهای پرپشت دارند. قطر موهای آنها نسبت به زمان قبل از اعتیاد ضخیم تر به نظر میرسد و دیرتر میریزد و دیرتر هم سفید میشود.
معتادین افرادی هستند لاابالی و نظافت را درهیچ موردی حتی غذا خوردن رعایت نمی کنند.
صبحا بسختی از خواب بر میخیزند. همیشه خواب آلود هستند.
در خماری ظاهری، آبریزش بینی، خمیازههای بلند و پی در پی و ناتمام، دان دان شدن پوست صورت و بدن – مانند پوست تخم مرغ پر کنده- بزرگ شدن مردمک چشم، عرق کردن زیاد، خارش بدن، لرزش بدن بخصوص دستها، ناتوانی در ایستادن و سر پا بودن و در خماری درونی، احساس فشار و گرما، خارش گلو، چسبندگ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 36 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
مقدمه
حجاب وپوشش برای بانوان ـ بویژه حجاب برتر ـ وتوجه به تحریم عفاف وحراست آن درزن از اصیل ترین سنگرزنان واز مهمترین وسودمند ترین قانون الزامی آفرینش برای آنها درجامعه است ، به عبارت روشنتر ،حجاب وپوشش ،سنگر سعادت وپیروزی ورستگاری زنان وجامعه است،که اگراین سنگر آسیب ببیند ویافرو ریزد ،عوامل سعادت ،پاکزیستی وشرافت آنها فرو می ریزد.
لزوم پوشیدگی زن دربرابر مرد بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است،درخود قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است ،پوشیدن زن ازمرد بیگانه یکی ازمظاهر لزوم حریم میان مردان وزنان اجنبی است ،همانطورکه عدم جوازخلوت میان اجنبی واجنبیه یکی از مظاهر آن است.
با کمال تأسف دینای غرب ودنباله روهای آنان این مسئله بسیار مهم اسلامی واخلاقی را نادیده گرفته ،بلکه به عکس با کمال گستاخی برضد آن ،گام بر می دارند وآنرا عامل تخدیر ورکود وواپس گرایی دانسته،تا آنجا که دردانشگاههای خود ،دختران دارای پوشش را اخراج می کنند،
با اینکه : حجاب ؛سنگر حفظ عفت ومعرف شخصیت زن وجامعه ،سنگر حفظ زیبایی وشکوه زن ،سنگرحفظ صحیح ارتباطها ورشته های اجتماعی ،سنگر حفظ اخلاق فردی واجتماعی ،سنگر ودژ
خلل ناپذیر،برای حفظ مرزها وشیرازه های روابط مختلف بوده وکیان خانه وخانواده را از هرگونه انحراف وگمراهی ،حفظ می کند.
براستی درچه دنیای جاهلیتی قرار گرفته ایم که دنیای غرب والگو تراشان غربزده ،حتی در کشورهای اسلامی شکستن چنین سنگر و دژی را علامت ترقی ،رشد وتمدن می دانند ،وبه عکس حجاب وحفظ حریم عفاف را نشانه عقب گرد و واپس گرایی.
دزدان عفت وغارتگران استعمار،برای فریب اذهان ،و وسیله قرار دادن زنان به عنوان یک کالا ،می خواهند زنان را که نیمی از جامعه انسانی هستند از همین راه ،از درون تهی کنند،وبا این کار به تهاجم فرهنگی خود ادامه دهند،آنها چنین القاء می کنند که:
حجاب ؛سدی بر سرراه تکامل آنهاست.
حجاب؛زنان را در زندان زندگی حبس کرده وآنها را ا ز تعالی و رشد باز می دارد.
حجاب ؛از توسعه علمی،فکری ،فرهنگی ،هنری زنان می کاهدو...
درحالیکه حجاب اسلامی ،آنگونه پیامدهای شوم راندارد،بلکه وسیله وسنگر محکمی برا ی استواری زندگی بانوان بوده وپشتوانه نیرومندی برای آنها درراستای توسعه علمی ،فکری ،فرهنگی و هنری است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 54 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
ارث (sussession)
(تشیع) در قانون مدنی مواد 861 الی 949 راجع به بحث ارث می باشد و همین طور قانوت امور جسمی مواد 225 الی 259 دراین خصوص صحبت نموده است.
طبق مذهب تشیع موجبات ارث دو امر است نسب و سبب.
اما طبقات وارث طبق قانون مدنی شامل موارد ذیل می باشد.
پدر ومادر واولاد و اولاد اولاد.
اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن ها.
اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن ها.
وارثین طبقه بعد وقتی ارث می برند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.
اما از جمله اشخاص که طبق سبب ارث می برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد. طبق نفر دکتر کاتوزیان احتمال دارد منظور از آوردن قید (از جمله ) در آغاز ماده 864 این است که زوجیت سبب منحصر ارث نباشد که حاکم را مامور اداره تر که بدون وارث کرده است. اما به نظر می رسد حاکم را نتوان وارث شمرد و اختیار ؟ را در نرخی که وارثی ندارد محدود به ثلث کرد علاوه بر زوجین- ضمان جریزه- ضمان امامت (حاکم) آزادی (در خصوص) بردگی هم وجود دارد که ضمان جریره و آزادی اکنون کاربرد ندارد.
اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث می برد مگر این که بعضی از آن ها مانع دیگری باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان بالغ می برد.
2
(ترکه بدون وارث)
در صورت نبودن وارث امر ترکه راجع به حاکم است وحاکم مامور اداره ترکه است مالک و وارث اما در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود وصی معین کرده باشند اداره ترکه به وصی خود واگذار می شود.
اما ارث به موت حقیقی یا موت فرض تحقق پیدا می کند.
و مالکیت ورثه نسبت به ترکه ستونی مستقر نمی شود مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته است.
و در واقع رد و قبول ترکه به معنی رد و قبول تصفیه آن است و در مالکیت اثر ندارد.
حقوق و دیون بر ترکه
حقوق و دیونی که بر ترکه میت تعلق می گیرد و با تبدیل از تقسیم آن ادا شود از قرار ذیل است.
قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است.
دیون و واجبات مالی متوفی
وصاصایی میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده برثلث با اجازه آن ها
تو این حقوق و دیون باید به ترتیب پرداخت شود و مابقی اگر باشد بین وارث تقسیم گردد که بطور مفصل در مواد 225 قانون امور حسبی ذکر شده و از حوصله این تحقیق خارج می باشد.
هر گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نماینده مادام که دیون متوفی پرداخت نشده است معاملات مزبور نافذ نبوده و ایان می توانند آن را بر هم زنند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 39 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
به نام خدا
موضوع پژوهش
نماز
پژوهشگر
فروزنده کاشی
دبستان امام سجاد (ع)
ناحیه 4
زمستان 85
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 35 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
3-2-1- بیان دیدگاه برخی از روان شناسان راجع به مناسک دینی
3-2-1-1- فروید
فروید احساسات مذهبی را با اصل قرار دادن دو پارادایم اصلی مورد بررسی قرار میدهد اول مسأله محرومیت و دوم داشتن احساسات دو پهلو نسبت به والدین.
3-2-1-1-1- محرومیت
او در کتاب روانکاوی آینده یک پندار استدلالش چنین است:
« زندگی ناگزیر با محرومیت هایی همراه است حتی همین تمدن، از آنجا که خود تمدن مبتنی بر وانهادن کششها و انگیزه های غریزی است پیامدهای گریزناپذیری آن رنج بردن افراد از ناکامی است به عقیده فروید نظم و مقررات اجتماعی که مستلزم تمدن است بدون تحمیل محرومیت برافراد تحقق نمی یابد.
او محرومیت دیگر محرومیت افراد بر هم میداند زیرا در هر مرحله افراد مسلط بر دیگران به نوعی اعمال قدرت میکنند.
محرومیت مهمتر از نظر فروید محرومیتی است که از جانب طبیعت بر انسانها تحمیل شده است او به جهان طبیعی به صورت انسانی نگریسته است که گویی تمام ویژگیهای نوع بشر را دارد. اگر طبیعت به گونه ای غیرشخصی نگریسته شود نمی توان به آن نزدیک شد، برخورد کرد و تماس برقرار نمود اما اگر طبیعت با سیمای انسانی تصور شود یعنی دارای اراده و مقصود نیست انگاشته شود میتوان بر آن تأثیر گذاشت، خشمش را فرونشاند دلش را به دست آورد،رشوه اش داد و ترغیبش نمود.(همان،ص 47)
فروید در ادامه با شرح جامعه ابتدایی که دین نخستین بار در آن پدیدار شد توضیح میدهد که یک چنین طرز تفکری درباره طبیعت بسیار مایه آرامش و دلداری است و در واقع گامی به پیش در برخورد با جهان به شمار میآید. (همیلتون، 1377 ص 100)
3-2-1-8-2- احساسات دوپهلو نسبت به والدین
به نظر فروید این شیوه برخورد با ناکامی و محرومیت بر الگوی رابطه کودک با والدین به ویژه رابطه کودک با پدر استوار است. فرد میکوشد به همان نحو با پدرش برخورد کند که با جهان طبیعی نیز برخورد میکند فروید این قضیه را به صورت زیر شرح میدهد:
2
«برای اینکه این موقعیت چیز تازه ای نیست این قضیه پیش نمونه کودکانه ای دارد و در واقع تداوم همان است یکبار پیش از این فرد خودش را در حالت مشابهی از درماندگی یافته است و آن مربوط به زمانی است که شخص به عنوان یک بچه کودک در رابطه با والدینش بوده است. او به یک دلیل میبایست از والدینش به ویژه پدرش هراس داشته باشد ولی از سوی دیگر مطمئن بود که پدرش از او در برابر خطرهای احتمالی محافظت میکند در نتیجه طبیعی بود که این دو موقعیت را همانند بداند. انسان نیروهای طبیعی را نه تنها به صورت اشخاصی در نظر میآورد که با آنها میتواند مانند همگنانش ارتباط برقرار سازد. که این امر البته نمی تواند تأثیر بیش از اندازه نیرومندی را که این نیروها بر او میگذراند به قدری کافی توجیه کند – بلکه به آنها خصلت یک پدر میبخشد و آنها را به خدایان تبدیل میکنند.» (فروید، 1344، ص 29و ص 30)
لذا انسانها نه تنها نیروهای طبیعی را به صورت اشخاصی در نظر میآورند که با آنها میتوانند همگنانش ارتباط برقرار سازد. که البته به دلیل نیرومندی بیش از اندازه نیروهای طبیعی به آنها خصلت یک پدر میبخشد و آنها را به خدایان تبدیل میکند (همیلتون، 1377 ص 102)
3-2-1-2- کارکرد جبران کننده دین
فروید در ادامه بحث پیشین از استقلال بیشتر خدایان سخن میگوید اودر پایان بر این نکته که در ذهن انسان این اندیشه پدیدار میشود خدایان خودشان حاکم بر سرنوشت شده اند تأکید میکند خدایان کارکرد جبران کننده دارد و مطلب فوق را به این شرح توضیح میدهد.
«انسانها بر این باورند که خدایان محرومیت هایی که فرهنگ برای سرکوبی و تنظیم کششهای غریزی بر آنها تحمیل میکند را جبران میسازد در این زمان است که دین با اخلاق عجین میشود.
او توضیح میدهد که دین با ارائه تصویری از نظم جهانی مبتنی بر اینکه هر چیز معنایی دارد و سرجای خودش قرار گرفته و هیچ چیز خودسرانه و تصادفی نیست نقش جبران کننده خویش را ایفا میکند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
باب سوم : در مناظره و شرایط و آداب و آفات آن
فصل اول : در شرائط و آداب بحث و مناظره
مقدمه :
باید متوجه باشیم که مناظره و تبادل فکر و راءى و نظر در احکام دینى به عنوان بخشى و عضوى از پیکره دین تلقى مى شود. ولى مناظره و تبادل نظر داراى شرایط و آداب و موقعیت و فرصت مناسب (و مخصوص به خود) مى باشد.
اگر کسى دست اندر کار بحث و مناظره - بر اساس وجه صحیح آن - گردد، و شرایط و آداب آن را رعایت کند قطعا در قیام به حدود مناظره ، موفق و کامیاب بوده و در این کار مهم از پیشینیان پیروى کرده است ؛ زیرا آنان در مسائل مختلفى به بحث و مناظره مى پرداختند و هدف آنها - صرفا - الهى بوده و مى خواستند از رهگذر مناظره ، جویاى حقایقى گردند که از دیدگاه خداوند متعال ، به حق بوده است .
کسى که براى خدا و در راه او مناظره مى کند داراى علائم و مشخصاتى است که از رهگذر آن ، شروط و آداب مناظره روشن مى گردد.
(حقایق مربوط به این فصل در ضمن هشت مسئله ، مورد بحث قرار مى گیرد):
1- باید مناظره به منظور اثبات حق انجام گیرد نه به خاطر تظاهر و ریاء
هدف و مقصود مناظره کننده باید عبارت از رسیدن به حق و جویا شدن ظهور و پدیدار گشتن حق باشد، ولو آنکه به هر کیفیتى این حق ثابت شود.
نباید منظور اهل بحث و مناظره چنین باشد که گفتار و نظریه خود را به کرسى نشانده و حق به جانب بودن خویشتن را اظهار نموده و سرشار بودن مایه هاى علمى و صحت راءى خود را اثبات کنند؛ زیرا اینگونه هدف گیرى در بحث و مناظره به عنوان جدال و ستیز و ریاکارى تلقى مى شود که ما قبلا ضمن بحثهاى گذشته از قبح و زشتى هاى این شیوه و نهى اکید از آن ، آگاه شدیم .
یکى از نشانه هاى وجود قصد و هدف الهى در مناظره ، این است که مناظره کننده - جز در مواردى که امید تاءثیر در طرف مناظره وجود دارد - وارد مناظره نگردد، و اگر بداند که طرف بحث او، سخن وى را نمى پذیرد و زیر بار حق نمى رود (و در راءى شخصى خود پافشارى مى کند)، و اگرچه خطاء و اشتباه او کاملا روشن گردد، به هیچوجه دست از سلیقه شخصى خویش برنمى دارد، مناظره با او جائز نیست ؛ چون آفات و نتایج سوئى - که بعدا درباره آنها بحث خواهیم کرد - بر این گونه مذاکره مترتب خواهد شد، و
2
هیچ هدف مطلوب و صحیحى از رهگذر آن به دست نخواهد آمد.
2- اولویت و اهمیت والاى امر به معروف و نهى از منکر نسبت به مناظره
اشتغال به مناظره در صورتى صحیح است که وظائف و تکالیف دیگرى که از آن مهمتر است در میان نباشد؛ چون اگر مناظره درباره امر واجب به صورت مشروع برگزار گردد به عنوان انجام و اداء یکى از واجبات کفائى محسوب مى شود. اما اگر وظیفه دیگرى که داراى وجوب عینى و یا کفائى و مهمتر از خود مناظره است در میان باشد اقدام به مناظره جائز نخواهد بود.
از جمله وظائف و تکالیف واجب - که هم اکنون و در دوره ما کسى بدان قیام نمى کند - مسئله امر به معروف و نهى از منکر است (که از لحاظ اهمیت در درجه نخست قرار دارد، و اقدام به آن نسبت به مناظره داراى اولویت مى باشد).
بارى ، ممکن است مناظره کننده در مجلس مناظره با یک سلسله از منکرات مواجه گردد؛ - چنانکه این حقیقت بر کسانى که نسبت به حالات واجب و حرام ، مجرب هستند مخفى نیست . علاوه بر این ممکن است مناظره کننده راجع به مسئله اى بحث و مناظره کند که هیچوقت و ابدا مورد ابتلاء کسى نباشد و یا به ندرت اتفاق مى افتد، از قبیل برخى از دقائق علمى و فروع و شاخه هاى جزئى احکام دینى (که کمتر در عمل اتفاق مى افتد). و نیز احیانا ممکن است از او و دیگر حاضران ، حالاتى سر زند که گوینده و مستمع هر دو دچار گناه گردند از قبیل : ایجاد محیط وحشت ، ناسزا و زشت گوئى و آزاررسانى و کوتاهى و غفلت نسبت به امر واجب ، مانند نصیحت و سفارش مسلمین و ترغیب به محبت و مودت ، که مناظره کنندگان موظف به رعایت اینگونه وظائف اخلاقى هستند؛ ولى متاءسفانه در حین مناظره ناخودآگاه از این وظائف سر باز مى زنند و گرفتار این آلودگیها مى گردند و خود متوجه آن نیستند و تصور مى کنند که با هدفى الهى به مناظره مى پردازند.
3- اجتهاد - یا - شرط مناظره در احکام دینى
کسى که در مسائل دینى مناظره مى کند باید مجتهد باشد، مجتهدى که بتواند بر طبق نظر خود فتوى دهد نه آنکه پیرو راءى و نظر شخص دیگر باشد و بر طبق راءى او اظهار نظر کند. و آنگاه که حق و حقیقت به زبان طرف مناظره ، ظاهر گردد باید از راءى و نظر او پیروى کند و بدان گرایش یابد.
اما کسى که به درجه اجتهاد نرسیده است نمى تواند در ضمن مناظره ، با مذهب و راءى و نظر کسى که خود از وى تقلید