
بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 27 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
اضطراب
نظریه های اضطراب
نظریه روان تحلیل گری
نظریه رفتار گرا
نظریه شناختی
نظریه انسان گرایی
نظریه یادگیری اجتماعی
مراحل اضطراب
1-اضطراب خفیف :
2-اضطراب متوسط :
3-اضطراب شدید:
4-اضطراب سطح چهارمیا وحشت زدگی
مبانی نظری اضطراب امتحان
اضطراب امتحان
رابطه بین اضطراب ریاضی و اضطراب امتحان
اضطراب ریاضی و اضطراب امتحان،سازه های جدا
ابعاد اضطراب امتحان
اضطراب صفت و حالت
تحقیقات انجام شده در زمینه موضوع پژوهش
اضطراب ریاضی علت ها و پیامدها
جنسیت و اضطراب ریاضی
حل مسأله و اضطراب ریاضی
منابع فارسی:
منابع لاتین
مبانی نظری اضطراب ونظریه های اضطراب واضطراب امتحان
اضطراب
اضطراب به منزله ی بخشی از زندگی انسان،در همه ی افراد در حدی اعتدال آمیز وجود دارد و در این حد،به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود،اما اگر از این حد خارج شود و جنبه ی مزمن و مداوم بیابد به منزله ی شکست و سازش نایافتگی تلقی می گردد(دادستان،1380).
اضطراب،احساس رنج آوری است که با یک موقعیت ضربه آمیز کنونی یا با انتظار خطری به شی ء نامعین وابسته است(دادستان،1380).
اضطراب یک حالت نگرانی و دلشوره است که با ترس پیوند دارد.موضوع اضطراب،مانند خطری مبهم یا یک رویداد احتمالی ناگوار،معمولا نا مشخص و اختصاصی تر از موضوع ترساست (بال ترجمه ی مسدد،1379).
از نظر سولیوان1Sullivan
2Adller
3Horny
4Arikson
(1974)اضطراب انعکاسی از تنش درونی است ؛در حالی که ترس سازو کاری است که بر پایه ی رویارویی با خطرات واقع بینانه تر خارجی به کار می رود(بال ترجمه ی مسدد،1379).
از نظر آدلر2(1929، به نقل از آزاد،1376)اضطراب در رویارویی شخص با خود و دیگران؛در ارتباط با احساس حقارت و نحوه جبران آن مطرح می شود.
هورنای3(1948)اضطراب ناشی از تجارب گذشته و نحوه ی ارضای نیازهای شخصی و فرمهای تشخیصی افراد را،مطرح می کند.اریکسون4 (1963) با اتکا روی آموزش اعتماد و محبت و احساس امنیت در دوران کودکی اضطراب را روشن کرده و معتقد است که کودکانی که از ابتدا امنیت را تجربه نکرده اند در مقابل دیگران با اضطراب و نا امنی روبرو می شوند(به نقل از آزاد، 1376).
نظریه های اضطراب

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و اماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
اختلال نقص توجه - بیش فعالی
تاریخچه :
در سالیان اخیر، اختلال نقص توجه / بیش فعالی. Attention Deficit Hyperactivity Disorder
(ADHD) از نظر بالینی، پژوهشی و اجتماعی مورد توجه زیادی قرار گرفته است. اگرچه این اختلال از جمله مواردی است که بیش از صد سال از توصیف ان می گذرد و در طول زمان با عناوین مختلفی از ان یاد شده است. درسال 1863 پزشکی المانی به نام هنریش هافمن. Hoffman
در قطعه شعر طنزامیزی، نوجوانی به نام فیلیپِ بی قرار را توصیف کرد و بدین ترتیب این اختلال برای اولین بار به نام همین پزشک نامگذاری شد. بعد از ان در اوایل قرن بیستم جورج استیل. Still
، کودکان بیش فعال و تکانشگر را به عنوان کودکانی فاقد مهار ارادی. Volitional Inhibition
و کنترل اخلاقی. Moral Control
توصیف کرد، توصیفات وی با علایم و نشانه های کودکان مبتلا به ADHD نوع مرکب همراه با اختلال سلوک. Conduct Disorder
مطابقت دارد. بدین ترتیب، این نخستین بار بود که اختلال در کنترل تکانه و بی توجهی به عنوان یک اختلال مستقل از صدمه مغزی یا عقب ماندگی ذهنی معرفی می شود. چند سال بعد در سال 1918 و اندکی پس از جنگ جهانی اول، مشکلات رفتاری مشابهی در بازماندگان انسفالیت دیده شد که تحت عنوان «سندرم بیش فعالی. Hyperactive Syndrome
» تعریف شدند.
سایر اسامی این اختلال عبارتند از «اسیب مغزی خفیف. Minimal Brain Damage
»، «اختلال عملکرد مغزی خفیف. Minimal Brain Dysfunction
» و «واکنش بیش فعالی دوران کودکی. Hyper kinetic Syndrome of Childhood
». به کارگیری اصطلاح «اختلال نقص توجه / بیش فعالی» اولین بار در نسخه سوم راهنمایی تشخیص بیماریهای روانی DSM-Ш-TRمطرح شده است.
تعریف اختلال و زیر دسته های ان :
چهارمین نسخه راهنمایی تشخیص بیماری های روانی (DSM lV-TR)، ADHD را به عنوان یک وضعیت پیچیده عصبی-رشدی که براساس وجود الگوی پایدار نقص توجهی و یا بیش فعالی و رفتارهای تکانشی به عنوان ویژگی های بسیار تکرار پذیر و شدیدتر از میزان قابل مشاهده در همتاهای رشدی انها تعریف می کند. انچه موجب تمایز ADHD می شود این است که سطح و میزان فعالیت، اشفتگی، بیقراری و رفتارهای تکانشی کودک با سطح رشدی-تکاملی فرد تناسب و همخوانی ندارد و همچنین موجب بروز اختلال و اسیب در عملکردهای هنجار می شود، که البته این امر در محیط های مختلف نظیر خانه و مدرسه رخ می دهد. اختلال نقص توجه / بیش فعالی در DSM lV-TR در قالب زیر دسته هایی طبقه بندی شده است.
نقص توجه / بیش فعالی با غلبه الگوی بی توجهی ( ADHD – PI ). Inattentive
: کودکان مبتلا در بسیاری از حوزه های توجه، از جمله تمرکز و تداوم توجه و سازماندهی دچار ناتوانی هستند.
نقص توجه / بیش فعالی با غلبه الگوی تکانشگری / بیش فعالی ( ADHD – PH/I ). Hyperactive – Impulsive
: کودکان مبتلا به استانه تشخیصی لازم برای علایم بی توجهی نرسیده اند. مشکلات غالباً در حوزه های کنترل مهار و تکانه و رفتار بیش فعالانه می باشد.
نقص توجه / بیش فعالی مرکب ( ADHD – C ). Combined
: کودکان مبتلا به این نوع از ADHD هم علایم بی توجهی و هم علایم تکانشگری و بیش فعالی را تجربه می کنند.
کودکان مبتلا به نوع بیش فعالی / تکانشگری (ADHD – PH/I) مشکلات بیشتری را برای والدین در زندگی نسبت به نوع بی توجه (ADHD – PI) ایجاد می کنند.
از مطالعاتی که علایم مربوط به سن را در کودکان ADHD بررسی کرده اند این طور برمی اید که کودکان سنین پیش دبستانی (6 سال به پایین ) اغلب با علایم نوع تکانشگری / بیش فعالی PH/I) ADHD –)، کودکان سنین ابتدایی ( 7 تا 10 سال ) با علام نوع مرکب ( ADHD – C )، و کودکان سنین بالاتر با علایم نوع بی توجه ( ADHD – PI ) ارجاع می شوند.
خصوصیات بالینی :
بی توجهی:
کودکان ADHD مشکلات واضحی در توجه پایدار به ویژه زمانی که در تکالیف اموزشی درگیر می شوند، نشان می دهند. انها در شروع تکالیف جدید مشکل دارند و به اسانی از اکثر تکالیفی که اغاز کرده اند منحرف می شوند و در برگشتن به یک تکلیف بعد از اینکه حواسشان پرت شده بود مشکل دارند. در کلاس درس این کودکان تمایل کمی برای تمرکز روی تکالیف تکراری، راکد و کند دارند.
در بعضی از موارد کودک با محرکهای خارجی دچار حواس پرتی می شود اما در موارد دیگر کودک به سادگی علاقه اش را از دست داده و دیگر پشتکاری برای کار ندارد. حواس پرتی نه تنها نشان دهنده شکست در فیلتر کردن دروندادهای ناخواسته است، بلکه بیشتر ناشی از جستجوی فعال محرکهای زیادتر به هنگام انجام فعالیت خسته کننده ای است که نیازمند بذل توجه می باشد .
در کودکان مبتلا به ADHD – PI مشکل عمده و برجسته ، به طور شاخص ، افت تحصیلی است. والدین و معلمان اغلب از دیرکرد دراز مدت، فراموشکاری، اشفتگی و عدم سازمان دهی، گم کردن وسایل، خیال پردازی، عدم انجام تکالیف و یا کیفیت پایین انها، ناتوانی در انجام تکالیف هدفمند، بهانه جویی و تعلُل، بلند شدن از جا، تعویض مکرر فعالیتها در مقایسه با سایرین، حواس پرتی و عدم گوش کردن به حرف والدین و مربیان، شکایت می کنند.
تکانشگری:

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 48 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
مبانی نظری وپیشینه تحقیق تعهد زناشویی
در این فصل مباحث نظری مربوط به تعهد زناشویی، ابعاد تعهد زناشویی، نظریههای مرتبط با تعهد زناشویی، صمیمیت زناشویی، ابعاد صمیمت زناشویی، مراحل صمیمت، نظریهها و مدلهای مرتبط با صمیمت زناشویی، تاریخچه نگرش نسبت به تمایلات و رفتارهای جنسی انسان، انتظارات زناشویی، نظریههای مرتبط با انتظارات زناشویی، آموزش و تربیت جنسی و سپس تحقیقات مرتبط با موضوع پژوهش ارائه میشود.
2-1 قسمت اول: تعهد زناشویی
2-1-1 ماهیت و مفهوم تعهد زناشویی
مفهوم «تعهد زناشویی» که در گذشته گاهی به عنوان یک موضوع جالب مطرح بود، اخیراً در همه حوزههای مطالعاتی خانواده و ازدواج، توجه زیادی به آن معطوف گردیده است. فقدان تعاریف دقیق، مقیاسها و روشهای ارزیابی شفاف و مدلهای نظری جامع، پراکندگی در برداشت و ادراک از مفهوم تعهد در ازدواج را موجب شده است. براین اساس، نه تنها تعداد مطالعاتی که مستقیماً در ارتباط با تعهد زناشویی و ابعاد آن میباشد، به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته، بلکه در اغلب مطالعاتی که تأکید اصلی آنها بر تعهد زناشویی نبوده نیز به عنوان یک متغیر مهم در حفظ و تداوم زندگی زناشویی مد نظر قرار گرفته است. هارمون (2005)، آماتو (2004) معتقد است که تعهد زناشویی به این معنی است که زوجین تا چه حد برای روابط زناشویی خود ارزش قائل هستند و چه قدر برای حفظ و تداوم ازدواجشان انگیزه دارند. تعهد معنایش این است که فرد همسرش را دوست میدارد، به او وفادار است و از همسر دیگری به هر شکل و شمایل که باشد، اجتناب میکند (کلارک، ترجمه قراچهداغی، 1388). به طور کلی، مطالعات پیرامون مفهوم تعهد در ازدواج از دهه 1990 آغاز شد و پژوهشگران از طریق ارائه مدلها و نظریههای مختلف، به مفهوم سازی و تبیین آن پرداختند.
قدیمیترین مدل تعهد زناشویی توسط رسبالت- Rusbult
(1980) تحت عنوان «مدل سرمایه گذاری- Investment Model
» مطرح شد. مطابق با این مدل، تعهد زوجین نسبت به یکدیگر به سه فاکتور به هم مرتبط بستگی دارد. این فاکتورها عبارتند از: رضایت از رابطه زناشویی، سرمایهگذاری در رابطه زناشویی و جایگزینهای رابطه زناشویی. به عبارت دیگر، رسبالت معتقد است که یک همسر زمانی به ازدواج خود متعهد خواهد بود که از شریکش راضی باشد، در رابطه اش سرمایه گذاریهای زیادی انجام داده باشد و جایگزینهای مناسب دیگری در اختیار نداشته باشد.
مک دونالد- Mc donald
(1981) با ارائه مدل دیگری از تعهد زناشویی، آن را به دو نوع، تعهد نسبت به ازدواج و تعهد نسبت به همسر تقسیم نمود. تعهد نسبت به ازدواج، تعهد به رابطه زناشویی است، درون یک نهاد مقدس که بر اعتقادات و اصول اخلاقی مبتنی میباشد. تعهد نسبت به همسر، تعهد به یک فرد خاص به عنوان شریک رابطه زناشویی است که این نوع تعهد بر فداکاری و از خود گذشتگی شخصی مبتنی میباشد.
کوئین- Quinn
(1982) از طریق مصاحبههای طولانی مدتی که با صدها زوج انجام داد، توانست یک مدل سه وجهی از تعهد زناشویی ارائه نماید که عبارتند از: ضمانت (قول دادن به همسر)، فداکاری (ازخودگذشتگی برای همسر) و وابستگی (احساس اجباربرای تدوام رابطه).
استرنبرگ (1984، 1986، 1988، 1997) نظریه مثلث عشق- Triangular Theory of Love
را ارائه نمود. مطابق با این نظریه، تعهد زناشویی به عنوان یکی از مؤلفههای سه گانه عشق، در رأس سمت راست مثلث مطرح شده است و به تصمیمگیری زوجین در مورد اقامت کردن و در کنار همدیگر بودن اشاره دارد که در شکل کوتاه مدت، رابطه با یک شریک معین و در شکل بلند مدت، عاملی برای حفظ تداوم و بقای روابط عاشقانه میباشد (به نقل از قمرانی و عباسی مولید، 1387). اسونسون و تراهاگ- Swensen & Trahaug
(1985) بیان داشتند که برای تداوم زندگی زناشویی دو نوع تعهد لازم است:
تعهد ذاتی و تعهد ابزاری. تعهد ذاتی یا شخصی به عوامل درونی تداوم بخش در رابطه زناشویی اطلاق میشود، در حالی که تعهد ابزاری به عوامل و فاکتورهای بیرونی که باعث تداوم ازدواج میشوند، اشاره دارد.
گالتز و لارسون- Golts & Larson
(1989) از طریق تحلیل فاکتورهای تأثیر گذار برتعهد زناشویی، دو نوع تعهد را شناسایی و مطرح کردند. اولین نوع تعهد، تعهد شخصی است که به دلیل وجود جذابیت رابطه و همسر به تداوم رابطه مشترک کمک میکند و دومین نوع تعهد، تعهد ساختاری است که بدون توجه به عوامل شخصی ودرونی بلکه به دلایل بیرونی و فرا فردی باعث تداوم ازدواج میشود. آرتیگا- Artega
(1991) از نتایج بدست آمده طی بررسیهای سالهای آغازین ازدواج استفاده نمود و توانست با تحلیل این نتایج، سه نوع تعهد را در روابط زناشویی شناسایی نماید. این سه نوع تعهد تحت عناوین، تعهد بین فردی (عشق و علاقه به تداوم رابطه)، تعهد شخصی (اعتقادات و تقیدات اخلاقی به حفظ رابطه) و تعهد اجتماعی (محدودیتها و موانع موجود برای ترک رابطه) مطرح شده است (به نقل از استرچمن و گابل- Strachman & Gable
، 2006).
جانسون- Johnson
(1973، 1982، 1991، 1999) مدل جامعی را ارائه نمود که در آن تعهد زناشویی به صورت سه نوع مستقل، تعهد شخصی، تعهد اخلاقی و تعهد ساختاری مطرح شده است. تعهد شخصی به معنی علاقه و تمایل فرد برای تداوم رابطه زناشویی است. تعهد اخلاقی بیانگر وفاداری اخلاقی فرد به تداوم رابطه است وتعهد ساختاری نیز به موانع و محدودیتهای موجود در ترک یک رابطه و احساس اجبار به تداوم آن رابطه اشاره دارد.
استنلی و مارکمن- Stanely & Markman
(1992) در یک تلاش جهت توسعه یک مدل معتبر از تعهد زناشویی، آن را مشتمل بر دو مؤلفه دانستند: از خود گذشتگی و فداکاری برای همسر و ناتوانی در ترک رابطه زناشویی. کایزر- Kayser
(1993) نیز در یک پژوهش، تعهد زناشویی را به دو نوع تعهد نسبت به همسر و تعهد نهادی تقسیم نمود. مطابق با این مدل، تعهد نسبت به همسر باعث میشود که فرد در ازدواجش، سطح بالایی از عشق و رضایت را حفظ نماید، در

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 54 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
مبانی نظری وپیشینه تحقیق خلاقیت و معلولیت جسمی–حرکتی نوجوانان
فصل دوم
پیشینه تحقیق 19
بررسی تاریخی 21
تعریف خلاقیت 21
عوامل موثر بر خلاقیت 27
رابطه خلاقیت و ویژگیهای شخصیتی 27
دیدگاه روانکاوی از خلاقیت 29
دیدگاه گیلفورد درباره خلاقیت 30
دیدگاه تورنس درباره خلاقیت 31
خلاصهای از تاریخچه نظریههای خود 32
مازلو و نظریه خود 33
چگونگی شکلگیری خود 34
خودپنداری 35
رشد خودپنداری در نوجوانی 36
عنوان صفحه
خودواقعی و خود آرمانی 37
خودشکوفایی و خلاقیت 38
نقش تصویر ذهنی بدن در خودپنداری نوجوان 40
مروری بر دنیای معلولین 41
معلول چیست؟ 43
علل معلولیتها 45
انواع معلولیت 45
جنبههای روانی معلولیت جسمی- حرکتی 46
معلولیت جسمی- حرکتی و خودپنداری 47
مشکلات ناشی از معلولیت و نقایص بدنی 48
تأثیر والدین بر شخصیت افراد معلول جسمی- حرکتی 49
توان بخشی معلولین جسمی- حرکتی 50
منابع
پیشینه تحقیق:
فرانک بارون - F.Baron
اولین کسی بود که تحقیق تطبیقی چندجانبهای را در مورد سلیقهها و ترجیحات افراد خلاق و غیرخلاق انجام داد. او بر مبنای یک آزمون خلاقیت دو گروه را تشکیل داد. یک گروه مرکب از 25 نفر خلاقترین افراد و گروه دیگر باز هم مرکب از 25 نفر که از نظر خلاقیت در پایینترین سطح قرار داشتند.
تجزیه و تحلیل خصوصیات آزمودنیها به وسیله اعضای مؤسسه شخصیت انجام گرفت این امکان را فراهم کرد که بارون در گروه فوق را چنین توصیف کرد: میزان آگاهی افراد خلاق از مسائل امور زیاد است، نسبت به مسائل بینایی بیعلاقه هستند و بالاخره مبتکر، با همت، پرانرژی و صبور هستند. این توصیفها با عقایدی که معمولاً درباره اصالت جویی و تخیل سازنده ابراز شده است کاملاً تطبیق دارد. بارون مشخصترین کیفیات افراد خلاق را روانی عقیده، بدیههگویی، روانی کلام و نیز آنچه که او آن را «سهولت انجام محرکهای مختلف خواند، میداند، این

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
پایان نامه کارشناسی ارشد درباره عملکرد حرکتی
عملکرد حرکتی
حـرکت از نیازهای ضروری انسان است و توجه به این نیاز در دورههای گوناگون زندگی،سلامت انسان را تضمین میکند (درشگی، 1386). یکی از مهمترین مهارت های انسان مهارت حرکتی است. این مهارت یکی از اشکار حرکت در انسان است که با توجه به الگوی رشدی و بنیادی بصورت سازمان یافته در جهت سازگاری آدمی مطرح است (شجاعی، 1388). هلر و همکاران (1963، 1965) اسمیت و اسمیت (1966) ریزن و آرونز (1959) بر اهمیت حرکت در رشد و پالایش توانائی های ادراکی و سازگاری آنها با ماهیچه ها و همچنین دستگاه عصبی کودک تاکید نمودند. کودک زمانی می تواند صحبت کند که بتواند بایستد یعنی توانایی حرکتی او رشد یافته و سپس زبان و ارتباط کلامی او ظاهر شود. بچه ی 5 ساله زمانی می تواند یک گره پروانه ای بزند که مهارت های حرکتی ظریف او رشد یافته باشد و همچنین میزان رشد شناختی او این مهارت را تکمیل کند (به نقل از رحیمی، 1389).
سنین پیـشدبستانی و دبستانی از دورههای مهم رشد است که به توجه ویژهای در آموزش مهارتهای حرکتی نـیاز دارد.در این دوره،معلمین ورزش باید بـیشتر روی رشـد مهارتهای حرکتی بنیادی تأکید کنند و در سالهای بعد به فعالیتهای مربوط به آمادگی جسمانی بپردازند. عدم موفقیت در رشد مهارتهای حرکتی بنیادی در خلال سالهای حساس کودکی،ممکن است توانایی یـادگیری مهارتهای حرکتی پیشرفتهتر در سالهای بعد را محدود کند (درشگی، 1386).
19
به طور کلی در طبقه بندی مهارت های حرکتی انسان از لحاظ گروههای عضلانی درگیر، مهارت های حرکتی در دو دسته مهارت های درشت و ظریف طبقه بندی می شوند که رشد مهارت های حرکتی درشت برای بهبود عزت نفس و مهارت های حرکتی ظریف برای بسیاری از کارهای روزمره مثل لباس پوشیدن، شانه کردن و و نوشتن مهم باشند. در دوران کودکی این مهارت ها فرصتی مناسب برای برقراری ارتباط با دیگران و همکاری با آنان فراهم می کنند و نیز ثابت شده است که بین مقبولیت اجتماعی مثبت و توانمندی های حرکتی، بخصوص در پسران ارتباط مستقیمی وجود دارد. کودکان و نوجوانان دارای مشکلات حرکتی، در اجرای مهارت های حرکتی درشت با مشکل مواجه اند که به عدم شرکت آنها در ورزش، از دست دادن آمادگی جسمانی و کناره گیری از اجتماع و کاهش عزت نفس منتج می گردد(سپهری بناب، فرخی، ابراهیمی ثانی،1387).
مهارت های حرکتی درشت
اکثر مهارتهای حرکتی بنیادی و ورزشی،در زمرهی مهارتهای حرکتی درشت قرار دارند. مهارتهای درشت،حرکاتی هستند که در آنها از عضلات بزرگ بدن اسـتفاده مـیشود و شامل مهارتهایی هستند که برای حرکت بدن در فضا (حرکات جابهجایی)،حفظ تعادل در مقابل نیروی جاذبه زمین(حرکات پایداری)و دادن نیرو به اشیا و گرفتن نیروی از آنها(حرکات دستکاری) مورد استفاده قرار میگیرند.تقویت مهارتهای حرکتی درشـت بـه ایمنی، محیط مناسب،داشتن یار برای تمرین و نظارت مربی یا والدین نیاز
3
دارد. شناخت والدین و مربیان از مراحل رشد مهارتهای حرکتی درشت میتواند،به کودکان در آموختن این مهارتها و اهمیت دادن به آنها کـمک کند(درشگی، 1386).
مهارت های حرکتی درشت در سنین دبستان
کودکان دبستانی که جهشهای نمونهی سریع و مغشوش اوایل کودکیو نوجوانی را ندارند،در کـنترل بـدن خود کاملا ماهر هستند و در فعالیتهای جسمانی متفاوت به خوبی عمل میکنند؛اگرچه توانایی آنـها بـر حـسب سطح بالیدگی فیزیولوژیکی و جسمانی متفاوت است.در این مرحله،مهارتهای حرکتی پسران و دختران تا حد زیادی بـرابر اسـت؛با این استثنا که پسران دارای قدرت بیشتری در دستها و دختران دارای انعطافپذیری بیشتری هستند(درشگی، 1386).
در این سـنین کـودکان مـیتوانند، بپرند، طناببازی کنند، توپی را که در حال بالا و پایین رفتن است بگیرند، روی نوک پنجهی پاهای خود راه بـروند،بیشتر از هـشت ثـانیه روی یک پا تعادل خود را حفظ کنند وحرکات اکروباتیک ابتدایی را انجام دهند. بسیاری از آنها حـتی میتوانند،یک دوچرخه کوچک را برانند،شنا کنند و اسکیتبازی کنند.طناب زدن و اجرای مهارتهای ابتدایی ورزشی نیز از جمله تواناییهای بعضی از کـودکان مـدارس ابتدایی است.بسیاری از ورزشهایی که برای بزرگسالان اهمیت دارند و نیازمند سطوح بالای بـراورد مـسافت، هماهنگی چشم و دست،و واکنش سریع هستند،برای بـازی کـودکان اهـمیت کمتری دارند و برای اوایل دورهی نوجوانی مـناسبترند.برای پیـشرفت مهارتهای حرکتی کودکان مدارس ابتدایی،بازیهایی مانند زدن توپ با پا،بازی وسطی و دوی امدادی تـیمی مـناسبتر هستند.همچنین، بازیهایی که در آن آنها انـواع راه رفتن،دویدن،پریدن،پرتاب کـردن، دریـافت

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
فصل دوم
ادبیات و پیشینه تحقیق
مبانی نظریهی هوشهای چندگان
2-1- مقدمه
گوهرهی وجود انسان به هوش و اندیشه مزین بوده، به طوری که بزرگترین موهبت الهی در خلقت آدمی است. به عبارتی دیگر، بستر تمام تحولات بشر در گسترهی هستی، سیطرهی انسان بر قلهی رفیع علمی و
تسخیر کرات و کهکشانها، بهرهگیری از منابع و معادن و کوهها و دریاها و دستیابی به برترین علوم و فنون و شبکههای ارتباطی نوین، محصول اندیشه و رفتار خردمندانه و خلاقانه است. افروز (1387)
امروزه هوش به عنوان یک مفهوم انتزاعی، فقط بهرهی هوشی با معیار استعداد تحصیلی شناخته نمیشود. پژوهشگران انواع متعددی از هوش را شناسایی و کاربردهای آن را در زندگی افراد مشخص کردهاند. بر این اساس در مدارس و دورههای آموزشی، با هدف فراهم ساختن آمادگی فرد برای ورود به زندگی موفق و رضایت بخش، دیگر تأکید بر هوش عقلانی قابل قبول نیست. از نظر روانشناسان عملکردهای افراد به دلیل داشتن انواع متفاوت هوش است که در زندگی آنها آثار تعیینکنندهای دارد. از اینرو باید با شناسایی قابلیتهای هوشی هر فرد، مسیر زندگی او را بهتر و دقیقتر جهتدهی کرد. (طباطبایی، 1388 ، ص 25).
یکی از کاربردهای مهم مطالعهی هوش، تشخیص ضرورت توجه به تفاوت های فردی در برنامهی درسی و در کلاسهای درس توسط معلمان می باشد. معلمان باید از سطوح شناختی دانشآموزان خود مطلع و بر اساس آن تدریس نمایند. معلمان خوب، به دانشآموزان خود کمک می کنند تا تجارب خود را در شکلهای هرچه پیچیده تر و راههای مناسب تر سازمان دهی یا تجدید سازمان کنند آنان باید به این نکته واقف باشند که ساختارهای ذهنی خود دانشآموزان، کلید رشد آنها در تمام زمینه ها است. (گلاورر وبرانینگ، 1949، ص 114)
آموزش با روش هوشهای چند گانه از جمله حیطه های مهم آموزش است که باید در تدریس مورد توجه قرار بگیرد. در این فصل ابتدا نظریه های مختلف در ارتباط با هوش، ابعاد و جنبه های هوش و تعریف آن پرداخته خواهد شد و سپس به اهمیت و کاربرد نظریه های هوشهای چند گانه و تفاوت تئوری های سنتی هوش با تئوری هوش چند گانه را مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. و سپس تحقیقات داخلی و خارجی مربوط به هوشهای چندگانه مورد بررسی قرار می گیرد. بنابراین فصل دوم شامل مباحث زیر می باشد. مبانی نظری پژوهش، پیشینه تحقیق و نتیجه گیری از مبانی نظری و پیشینهی پژوهش و ارائه برنامه درسی پیشنهادی.
2-2- تاریخچه هوش
هر چند از آغاز تمدن تاکنون، آدمی درباره ماهیت هوش و اهمیت آن اندیشه فراوان کرده است، اما باید اذعان داشت که مطالعه علمی هوش از اواخر قرن 19 آغاز شد. در دهه 1860 چارلز داروین نظریه تکامل گونهها را مطرح کرد. وی همچنین در مورد ویژگیهای روانشناختی مثل خصوصیات عقلانی و احساسی نیز کنجکاو بود. چندی نگذشت که وی روی گروههای انسانی (مثل نوزادان، کودکان، بزرگسالان، کند ذهنها و تیزهوشان) شروع به مطالعه کرد اما مطالعات وی بیشتر به صورت نظری بود (گاردنر، 1999).
در همان زمان هربرت اسپنسر و سرفرانسیس گالتون تحت تأثیر نوشتههای داروین در مورد منشأ تفاوتهای انواع، اصطلاح لاتین هوش را بهکار بردند. آنها این اصطلاح را برای اطلاق به تفاوتهای افراد در توانشهای ذهنی در نظر گرفتند (روحانی، 1385).
برخلاف اسپنسر، گالتون با فلسفی نمودن ماهیت هوش موافق نبود. وی سعی کرد تا مبنای وراثتی آن را ثابت کند (همان منبع). وی برای اولین بار آزمایشگاهی تأسیس کرد که در آن مدارک و شواهدی در مورد اختلاف ذهنی افراد به صورت تجربی گردآوری کرد (گاردنر، 1999).
تاریخچهی این تفکر که انسان دارای توانایی ذهنی قابل اندازه گیری است، حداقل به کتاب فرانسیس گالتون در سال 1869 با عنوان « نبوغ ارثی » برمی گردد. این نظریه سرآغاز نظریهی روان سنجی جدید در ارتباط با توانایی های ذهنی بود. بعد از ایشان متخصصان زیادی به این عرصه وارد شدند و موجبات پیشرفتهای فراوانی را فراهم آوردند. از آن جمله می توان به استنفورد بینه، سیمون، ترمن، مریل، وکسلر، هب، ترستون و استرنبرگ اشاره کرد .
بعد از این افراد در سال 1983 هاوارد گاردنر تئوری هوش های چند گانه را مطرح ساخت و عرصهی تعلیم و تربیت را به کلی دگرگون ساخت. او معتقد بود که انسان دارای هوش های زیادی می باشد که در آغاز ایشان به هفت نوع هوش که عبارتنداز: 1- هوش بدنی- جنبشی 2- هوش بین فردی 3- هوش کلامی – زبانی 4-

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 40 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
مبانی نظری وپیشینه تحقیق تعاریف و ویژگی های اخلاق ، اخلاق حرفه ای وسبک های رهبری
2-1 مقدمه 15
2-2 مبانی نظری تحقیق 15
2-2-1 تعریف اخلاق 15
2-2-1-1 تعاریف و دیدگاه بزرگان از اخلاق 16
2-2-1-2 اهمیت اخلاق 16
2-2-1-3 انواع اخلاق 17
2-2-2 اخلاق حرفه ای 17
2-2-2-1 مفهوم اخلاق حرفهای 18
2-2-2-2 ویژگیهای اخلاق حرفهای 18
2-2-2-3 ویژگیهای افراد دارای اخلاق حرفهای 19
2-2-2-4 نظامهای عمده اخلاق حرفه ای 20
2-2-2-5 عوامل پایهای و اساسی در اخلاق حرفه ای از دیدگاه زیونتس 21
2-2-2-6 ضرورت ترویج اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات 22
2-2-2-7 آموزشهای لازم در خصوص ترویج اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات 23
2-2-2-8 وظایف مدیران در اخلاقی کردن سازمانها 23
2-2-2-9 ضمانت اجرای رعایت قواعد اخلاق حرفهای در سازمانها و موسسات 24
2-2-2-10 مهمترین ضرورت اجرای قوانین در خصوص رعایت قواعد اخلاقی 24
2-2-2-11 مشکلات و موانع اخلاق حرفهای 25
2-2-2-12 عوامل تأثیرگذار بر اخلاق حرفهای از نظر پنیو 25
2-2-2-13 موانع رشد اخلاق حرفهای در سازمانها ، موسسات و محیط های کسب وکار 26
2-3 اخلاق حرفه ای در حسابداری 29
2-4 سبک های رهبری 31
2-4-1 تعاریف رهبری 31
2-4-2 ویژگیهای شخصیتی رهبر 31
2-4-3 مدلهای رهبری 32
2-4-4 نظریات موقعیتی و اقتضایی 34
2-4-4-1 نظریه مسیر- هدف 34
2-4-4-2 دوره (سیکل) زندگی 34
2-4-4- 3 نظریه جایگزینی رهبری 35
2-4-4-4 نظریه اسنادی رهبری 35
2-4-4- 5 نظریه رهبری فره مند 36
2
2-4-4-6 نظریه رهبری ممتاز 37
2-4-4-7 رهبری تیمی 37
2-4-4-8 رهبری خدمتگزار 38
2-4-4-9 رهبری تحول آفرین 38
2-4-5 سبک های نوین رهبری مالی 38
2-4-5-1-سیستم کنترل کیفیت در موسسه های حسابرسی 39
2-4-5-2-تعریف مدیریت بر مبنای فعالیت 40
2-4-5-3-هزینه یابی بر مبنای فعالیت 40
2-4-5-4-سیستم مدیریت هزینه 42
2-4-5-5-حسابداری سنجش مسئولیت 43
2-4-5-6-مدیریت به موقع موجودی 44
2-5 پیشینه تحقیق 45
2-5-1 مطالعات انجام شده در جهان 45
2-5-2 مطالعات انجام شده در ایران 47
منابع لاتین:
3
2-1 مقدمه
در این فصل ، ابتدا به بیان مبانی نظری تحقیق حاضر که در مورد تعاریف و ویژگی های اخلاق ، اخلاق حرفه ای ، اخلاق حرفه ای در حسابداری و سبک های رهبری است ، پرداخته می شود و سپس به بیان و مرور کارها و مطالعات انجام شده در ایران و خارج از ایران پرداخته می شود و در نهایت اقدام به جمع بندی و نتیجه گیری در این فصل می شود .
2-2 مبانی نظری تحقیق
2-2-1 تعریف اخلاق
اخلاق از مقولاتی است که با فطرت بشر سرشته است و همواره در زندگی او از آغازین روزهای تاریخ تا کنون نقش اساسی داشته است ،البته به این مقوله نگاه های متفاوتی شده است و بنابراین تعریف های متفاوتی هم از آن ارائه شده است. اخلاق بر وزن افعال کلمهاى عربى و جمع واژه خلق است. خلق مجموعه صفات ،ویژگی ها، حالات و خوی درونی که در نفس راسخ و سرچشمهی گفتار و رفتار انسان هستند به گونهاى که انسان، بى درنگ و بدون اندیشه، کار پسندیده و یا ناپسندى را انجام دهد، در مقابل خَلق که هیأت و شکل ظاهرى و جسمى آدمى است که با چشم دیده مىشود.( بیات ، 1387). اعمال انسان متناسب با ویژگىهاى نفسانى اوست؛ یعنى اگر صفات نفسانى کسى نیکو باشد اعمال او هم نیکو خواهد بود. به همین دلیل وقتى کسى همواره اعمال خوبى انجام مىدهد، مىگویند اخلاق او خوب است و کسى که همواره اعمال بدى انجام مىدهد مىگویند اخلاق او بد است. موضوع اصلى علم اخلاق، نفس انسانى است، که محل استقرار خوی و خصلت های نیک و بد است و سبب انجام کارهاى پسندیده و ناپسند مىگردد. (بیات ، 1385). «تهذیب اخلاق»، «تهذیب نفس» و «تزکیه نفس» بیان دیگرى است از علم اخلاق اند. شهید مطهرى مىنویسد: «اخلاق عبارت است از علم زیستن، یا علم چگونه باید زیست .... در حقیقت، چگونه زیستن دو شعبه دارد: شعبه چگونه رفتار کردن و شعبه چگونه بودن. چگونه رفتار کردن، مربوط مىشود به اعمال انسان (که البته شامل گفتار هم مىشود) که چگونه باید باشد و چگونه بودن، مربوط مىشود به خویها و ملکات انسان که چگونه و به چه کیفیت باشد...». در واقع اخلاق شناخت بایدها و نبایدها و پرورش صفات نیکو و خلقیات فاضله در قلب و دل و بازتاب آنها در عمل است که زیربنای رشدِ شخصیت انسانی هر فردی را تشکیل داده و منجر به ایجاد شخصیتی متعادل و انسانی خواهد شد (اعتمادی و همکاران، 1391). اولین گام در اخلاق، خود شناسی و خودسازی فردی است. اخلاق فردی سه مرحله دارد؛ مرحله اول شناخت نقاط ضعف و نقاط قوت فردی، مرحله دوم تقویت نقاط قوت و از بین بردن نقاط ضعف و مرحله سوم رسیدن به عزت و اعتماد به نفس در سایه باور و عمل

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
پایان نامه روانشناسی با موضوع طرحواره های هیجانی
طرحواره های هیجانی
مفهوم هیجان
عواطف از بزرگترین نعمت های الهی اند که در انسان به ودیت نهاده شده، زندگی بدون آن ها، بی روح، تیره و ماشینی می نماید. و سلامت روانی و عقلانی انسان ها تا حد زیدی به سلامت عاطفی و هیجانی وابسته است. وضعیت عاطفی می تواند قضاوت های فرد در مورد رفتارهای خود و دیگران و نیز نحوه برخوردهای اجتماعی وی را تحت تاثیر قرار دهد. جلوه های هیجانی نقش های متفاوتی ایفا می کنند؛ از جمله اینکه به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط با دیگران به کار می روند و فرد می تواند از طریق آن ها اطلاعاتی را در مورد احساسات، نیازها و امیال خود به دیگران منتقل نماید. از سوی دیگر نیز ما یا می گیریم پیام های هیجانی دیگران را بخوانیم، بازشناسی کنیم و طبق آن ها رفتاری مناسب انجام دهیم(قدیری، 1384).
طی سالیان به خاطر پیچیدگی زیاد هیجان، تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است. پل کلینجا و آن کلینجا (1981) تعریفی را ارائه کرده اند که عناصر اصلی تعاریف قبلی را شامل می شود. بر طبق این تعریف هیجان حاصل تعامل بین عوامل ذهنی، محیطی و فرایندهای عصبی و هورمونی است. آنها در تایید این تعریف، نکات زیر را مطرح می کنند:
هیجان ناشی از تجاربی عاطفی مثل لذت و ناراحتی است.
هیجان ها باعث می شوند تا فرد تبیین های شناختی خلق کند.
هیجان ها باعث انواع سازگاری های درونی مثل بالارفتن ضربان قلب می شود.
هیجان رفتارهایی را فرا می خواند که اغلب و نه همیشه، بیانی (خندیدن و گریستن)، هدفمند(کمک کردن یا اجتناب کردن) انطباقی ( حذف چیزی که تهدیدی بالقوه برای بقا محسوب می شود ) هستند(فرانکن Ferankan R
، 2005؛ ترجمه اسفند آباد، محمودی و امامی پور،1392).
مدل فرا-هیجان
گاتمن و همکارانش (1996) معتقداند یک مولفه مهم از اجتماعی شدن، شامل دیدگاه فلسفی والدین درباره هیجان یا همان مقوله ای است که والدین آن را «فلسفه فرا-هیجانی» می نامند. به طور اخص، برخی از والدین تجربیات کودک از هیجان ها و ابراز هیجان ها (مانند خشم، غم، یا اضطراب) توسط وی را نوعی رویداد منفی قلمداد می کنند که باید از آن اجتناب کرد. این دیدگاه های هیجانی منفی، در تعاملات والدین به دیگران منتقل می شوند، مانند آنکه والد مربوطه نسبت به هیجان های کودک بی اعتنا خواهد بود یا از آنها انتقاد خواهد کرد و یا طاقت خود را در اثر آنها از دست خواهد داد. گاتمن و همکارانش (1996) در نقطه مقابل ایین سبک های اجتماعی شدن هیجانی دردسر ساز، نوعی سبگ مربی گری هیجان را شناسایی کردند که شامل موارد زیر است: توانایی تشخیص سطوح حتی پایینی از شدت هیجانی، قلمداد کردن این هیجان های ناخوشایند به عنوان فرصتی برای ایجاد صمیمیت و انجام حمایت، کمک به کودک در راستای برچسب زنی هیجان ها و افتراق دادن آنها از یکدیگر، و پرداختن به حل مساله با کودک مربوطه. فرزندان والدینی که سبک مربی گری هیجان را در پیش می گیرندف به احتمال بیشتری قادر هستند هیجان های خویش را خودشان ارامش بخشند؛ به عبارت دیگر، مربی گری هیجان به خود تنظیمی هیجانی کمک می کند. از این گذشته، فرزندان والدینی که از مربی گری هیجان استفاده می کنند، دارای تعاملات اثر بخش بیشتری با همسالان خود هستند. بنابراین، فرزندان والدینی که از مربی گری هیجان استفاده می کنند، دارای هوش هیجانی بیشتری بوده، و می دانند در چه هنگام باید هیجان را ابراز کرده و در چه هنگام باید ابراز آن را مهار کنند، و می دانند که هیجان های خود را باید چگونه پردازش کرده و تنظیم کنند. مربی گری هیجان، صرفا نوعی سبک پالایشی را در کودکان تقویت نمی کند؛ بلکه به آنان اجازه می دهد تا شناسایی کرده، افتراق گذارده، اعتباریابی کرده، به خود ارامش بخشی متوسل شده، و به حل مسئله بپردازند. سبک مربی گری هیجان به گونه ای که توسط گاتمن و همکارانش توصیف شده، حالت بسط داده شده ای از رهبردهای حل مساله و مهارت های گوش فرادادن فعال است که مورد حمایت الگوهای مبتنی بر ارتباطات از تعامل روابط قرار دارد(
لی هی، تیرچ، ناپولیتانو، 2009؛ ترجمه منصوری راد، 1393).
مدل درمان هیجان محور گرینبرگ
درمان هیجان محور (EFT) نوعی درمان تجربی و انسان گرایانه است که از نظریه دلبستگی، علم اعصب هیجانیف و مفاهیم هوش هیجانی نشات می گیرد. EFT نوعی درمان مبتنی بر شواهد به شمار می رود که به لحاظ تجربی مورد تایید قرار گرفته است. در EFT نیز همانند توصیفی که گاتمن از استفاده اثر بخش از هیجان ها در تربیت فرزند ارائه داده است، درمانگر می تواند به عنوان مربی هیجان نیز عمل کند که بیماران را یاریمی دهد تا در پردازش پاسخ های هیجانی خود، کارآمدتر و سازگارانه تر عمل کنند(گرینبرگ Greenberg L. S
، 2002).
در EFT، رابطه بین روان درمانگر و بیمار، خود به عنوان نوعی عملکرد تنظیم عاطفه قلمداد می شود که از طریق فرآیندهای دلبستگی عمل می کند (گرینبرگ، 2007). در EFT چندین فرآیند را می توان یافت که در روش های درمان شناختی-رفتاری نسل سوم ( مانند پذیرش، برقراری ارتباط با لحظه کنونی، آگاهی ذهنی، پرورش همدلی، و فعال سازی فرآیندهای خود ارامش بخشی مبتنی بر دلبستگی) نیز وجود دارد. به طور اخص، گفته می شود پیوند درمانی در

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و اماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
مبانی نظری پایان نامه روانشناسی درباره نارسایی هیجانی
نارسایی هیجانی
مفهوم عواطف و هیجانات
عواطف از بزرگترین نعمت های الهی اند که در انسان به ودیت نهاده شده، زندگی بدون ان ها، بی روح، تیره و ماشینی می نماید. و سلامت روانی و عقلانی انسان ها تا حد زیدی به سلامت عاطفی و هیجانی وابسته است. وضعیت عاطفی می تواند قضاوت های فرد در مورد رفتارهای خود و دیگران و نیز نحوه برخوردهای اجتماعی وی را تحت تاثیر قرار دهد. جلوه های هیجانی نقش های متفاوتی ایفا می کنند؛ از جمله اینکه به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط با دیگران به کار می روند و فرد می تواند از طریق ان ها اطلاعاتی را در مورد احساسات، نیازها و امیال خود به دیگران منتقل نماید. از سوی دیگر نیز ما یا می گیریم پیام های هیجانی دیگران را بخوانیم، بازشناسی کنیم و طبق ان ها رفتاری مناسب انجام دهیم (قدیری، 1384).
طی سالیان به خاطر پیچیدگی زیاد هیجان، تعاریف مختلفی از ان ارایه شده است. پل کلینجا و ان کلینجا (1981) تعریفی را ارده کرده اند که عناصر اصلی تعاریف قبلی را شامل می شود. بر طبق این تعریف هیجان حاصل تعامل بین عوامل ذهنی، محیطی و فرایندهای عصبی و هورمونی است. انها در تایید این تعریف، نکات زیر را مطرح می کنند (فرانکن،1939؛ ترجمه اسفند اباد، محمودی و امامی پور،1384):
هیجان ناشی از تجاربی عاطفی مثل لذت و ناراحتی است.
هیجان ها باعث می شوند تا فرد تبیین های شناختی خلق کند.
هیجان ها باعث انواع سازگاری های درونی مثل بالارفتن ضربان قلب می شود.
هیجان رفتارهایی را فرا می خواند که اغلب و نه همیشه، بیانی (خندیدن و گریستن)، هدفمند(کمک کردن یا اجتناب کردن) انطباقی ( حذف چیزی که تهدیدی بالقوه برای بقا محسوب می شود ) هستند.
براساس این تعریف، هیجان ناشی از فرایند های زیست شناختی، اموخته شده و شناختی است. دیگر عملکرد مهم هیجان عبارت از رفتار پاداش دهنده و تنبیه کننده است. وقتی فرد هیجان بسیار مثبتی را تجربه می کند، به احتمال زیاد به رفتارهایی می پردازد که موجب تولید مجدد ان هیجان شود. به همین صورت، وقتی فرد هیجان بسیار منفی را تجربه می کند، از رفتارهایی که باعث بروز مجدد ان هیجان می شود اجتناب می کند. به بیان دیگر، هیجان در حکم تقویت های رفتاری است (فرانکن،2002؛ ترجمه اسفند اباد و همکاران،1384).
کنترل عواطف
یکی از مهم ترین مواردی که در زندگی وجود دارد کنترل عواطف است که شامل استعداد باز گرداندن ارامش به خود و از اضطراب های معمولی، افسردگی، نا امیدی و زودرنجی خود را رها کردن و توانایی پذیرش مسیولیت در قبال هیجان های شخصی و شادکامی است و یعنی اینکه فرد بتواند انگیزه اش را حفظ کند و در مقابل نا ملایمات استقامت کند، در شرایط بحرانی و وجود تکانش خودش را کنترل کند و خونسردیش را حفظ کند، کامیابی را به تاخیر بیاندازد، کارها را بدون دلسردشدن به انجام برساند، حالات روحی خود را تنظیم کند و نگذارد پریشانی خاطر قدرت تفکرش را خدشه دار کند بالاخره استعداد حفظ جنبه های هیجانی است (شریفی در امدی و اقایار، 1387).
شواهد بسیاری نشان می دهد افرادی که در زمینه احساسات و عواطف خود قوی و چیره دست هستند، یعنی احساسات خود را به خوبی کنترل می کنند و احساسات دیگران را درک کرده اند و با ان ها به خوبی کنار می ایند در هر زمینه زندگی، خواه روابط خصوصی و خانوادگی و خواه در مراودت های سیاسی و اجتماعی از مزیت خوبی برخوردارند. بنابراین ایجاد و بازشناسی هیجان ها شیوه های مهمی برای تنظیم مبادلات اجتماعی و تعادل جسمانی و روانی ما هستند(قدیری، 1384).
اداره هیجان ها ممکن نیست، مگر اینکه با هیجان های بنیادین مثل خشم، ترس، اضطراب، شادمانی، تعجب، اندوه، انزجار و عشق اگاه باشیم و همچنین از دانش کافی درباره سطوح هیجان، مراحل، تظاهرات جسمانی، عاطفی، شناختی و رفتاری ان ها، هیجان های مثبت و منفی و شدت و ضعف ان ها برخوردار باشیم. شناخت هیجان ها به ما قدرت تحلیل و کنترل می دهد و هر قدر این شناخت (قدرت) بیشتر باشد به سوی مدیریت و کنترل عواطف و بهبود روابط بین فردی جلوتر رفته ایم و در مجموع، گام بزرگی در موفقیت زندگی خود در ابعاد گوناگون برداشته ایم(قدیری، 1384).
با توضیحات مزبور، روشن است که کنترل عواطف و استفاده مثبت از ان ها با بحث هوش عاطفی رابطه ای تنگاتنگ دارد. چرا که برخی از مهارت های تشکیل دهنده هوش عاطفی عبارتند از:
شناخت احساسات خود (خود اگاهی): توانایی اداره لحظه به لحظه احساسات؛
کنترل احساسات: این مهارت بر پایه خود اگاهی و متناسب با موقعیت هاست؛
برانگیختن هیجانی: یعنی صف ارایی احساسات در راه خدمت به هدفی خاص؛
شناخت احساسات دیگران: همدلی با دیگران براساس خود اگاهی که خود نوعی مهارمردمی است؛
تنظیم روابط با دیگران: هنر مراوده و مهارت کنترل و اداره احساسات در دیگران (گلمن، 1985؛ ترجمه پارسا، 1382).
مدیریت هیجانی
افزایش سطح هوشیاری و خوداگاهی هیجانی به ما کمک تا بتوانیم، احساسات و هیجان ها خود را بهتر مدیریت کنیم. منظور از مدیریت هیجانی ان است بکوشیم احساسات هیجان ها یمان را در اختیار و کنترل خویش دراوریم. بدیهی است که کنترل به معنی ادراه کردن (نه سرکوب کردن) احساسات و هیجان ها است. بازبینی، بازنگری و تنظیم احساسات و هیجانات از مولفه های مدیریت هیجانی به شمار می روند(یوسفی لویه، 1389).

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 48 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
مروری برادبیات تحقیق 11
مروری بر ادبیات تحقیق 11
1-2 . مقدمه 12
2 – 2 . ساختار سرمایه 13
3–2 . تئوریهای ساختار سرمایه 14
4-2. وجود ساختار سرمایه 16
5–2 . ساختار بهینه سرمایه 17
6–2 . مفهوم اهرم 18
7–2 . نقش نوآوری در ساختار سرمایه 18
8–2 . روشهای تامین مالی 19
1–8–2 .تامین مالی کوتاه مدت 20
2 –8– 2 . تامین مالی میان مدت و بلند مدت 22
9–2 . ویژگیهای روشهای تامین مالی 28
10–2 . مزایای ناشی از استفاده استقراض 29
11–2 . معایب ناشی از استقراض 29
12–2 . عوامل موثر بر ارزیابی روشهای تامین مالی 30
13 - 2 . تامین مالی و ساختار سرمایه 32
14–2 . هزینه سرمایه 33
15– 2 . پیشینه تحقیق : 38
1-15 -2. تحقیقات خارجی: 38
2 -15-2. تحقیقات داخلی 39
فصل دوم
مروری برادبیات تحقیق
1-2 . مقدمه
شرکتها برای رشد و پیشرفت نیاز به سرمایه دارند . بخشی از سرمایه می تواند در داخل شرکت از طریق سود انباشته ای که در نتیجۀ سودآوری شرکت بوجود آمده و بین سهامداران تقسیم نشده است تامین می شود . مابقی می تواند از طریق بازارهای سرمایه یا استقراض ایجاد گردد . در این قسمت در مورد اینکه شرکتها با توجه به عوامل به چه نسبت می بایست از بدهی و منابع داخلی استفاده کنند و اینکه آیا شرکتها اصلاً می بایست از بدهی استفاده نمایند صحبت می شود . ما برای جواب به این پرسش عوامل مختلفی از داخل و خارج شرکت ها را مورد بررسی قرار می دهیم . مجموع گردش وجوه در بعضی از کشورها نشان می دهد که تقریباً نیمی از ساختار سرمایه از منابع داخلی و نیمی دیگر شامل استقراض از اشخاص ، موسسات مالی و سازمانهای دولتی می باشد . بطور کلی هیچکس نمی تواند تعیین نماید که شرکتها می بایست به چه نسبتی از منابع مختلف در ساختار سرمایه خود استفاده نمایند . نمی توان گفت که کدام منبع سرمایه مطلوب تر می باشد . هر قرض دهنده ای تا حد ممکن ترجیح می دهد که بدهی کمتری را در ساختار سرمایه قرض گیرنده مشاهده کند . از دیدگاه دیگر هر سهامدار ممکن است ترجیح بدهد که شرکت تا حد ممکن از اهرمها استفاده نماید که آن در جای خود قابل بحث می باشد . مدیریت از استقراض واهمه دارد ، اما برای دستیابی به اهدافش ناگزیر از استفاده از استقراض می باشد . در این قسمت ما جنبه های مثبت و منفی استقراض و عوامل تاثیر گذار بر میزان آن را مورد بررسی قرار می دهیم .