لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 27 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
تئوری های اخلاقی
اخلاق پزشکی
اخلاق کاربردی
اخلاق حرفه ای
اخلاق سازمانی
اخلاق بازاریابی
...
دو رویکرد به اخلاق پزشکی
مدیریت منابع انسانی (اخلاق پزشکی همان اخلاق پزشکان است)
مدیریت استراتژیک (اخلاق پزشکی فراتر از اخلاق پزشکان است)
ممیزی اخلاقی قانون
ممیزی اخلاقی منابع انسانی
ممیزی اخلاقی ساختار
ممیزی اخلاقی تکنولوژی
پیشینه اخلاق حرفه ای در ایران
گل نبشته های تخت جمشید
فتوت نامه ها
بر سر گنج
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 35 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
سیستم های عددی کامپیوتری CNC
سیستم کنترل عددی
کنترل عددی ( NC ) بصورت های مختلفی در قسمت کنترل ماشین مورد استفاده قرار می گیرد و با این سیستم ابعاد مشخص شده توسط کدها و اعداد معین شده کنترل می گردد با استفاده از این کدها (رمزها) به ماشین دستور داده می شود که عملیات مختلفی را انجام دهد مثل حرکت محور اصلی در جهات مختلف ،روشن وخاموش شدن دستگاه های سرد کننده و سایر عملیت بنابر این موقعیت مکانی (محل) یک شماره در دستگاه کنترل مشخص می گردد.
سیستم کنترل عددی
نگاهی کلی به ماشینهای
کنترل عددی کامپیوتری CNC
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 38 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
دانه های روغنی ( سویا و ذرت )
مقدمه :
سویا که آن را به انگلیسی soybean می نامند گیاهی است که اکثرا" بخاطر دانه اش در دنیا کشت می شود از دانه ی این نبات روغن استخراج می گردد که در تهیه ی روغن نباتی وتغذیه ی انسان به کار می رود از کنجاله ی سویا نیز که دارای مقدار زیادی پروتیین مرغوب می باشد در دامپروری و مخصوصا" مرغداری استفاده می شود همچنین در بعضی از نقاط دنیا این نبات را به عنوان علوفه کشت می کنند
تا دو سال پیش در ایران زراعت سویا از لحاظ سطح کشت و مقدار محصول در مقام بعد از آفتابگردان قرار داشت ولی توجه دولت مخصوصا" وزارت کشاورزی ومنابع طبیعی به توسعه ی این زراعت موجب گردید که در سال 1345 سطح زراعت ویا به پای سطح آفتابگردان برسد امروزه زراعت این نبات در خیلی از نقاط دنیا یکی از مهمترین زراعت های منطقه می با شد.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
تشکر و قدردانی 2
مقدمه 3
فصل اول
آشنایی کلی با مکان کارآموزی 6
فصل دوم
ارزیابی بخشهای مرتبط با رشته علمی کارآموز 7
گیاهشناسی سویا 9
شرایط آب و هوایی 10
تهیه ی زمین 10
مراحل آماده سازی زمین 10
عملیات کاشت 13
طرز کاشت 12
عملیات داشت 13
وجین 14
زمان برداشت محصول 18
کشت ذرت
مقدمه 20
تولید کننده ها 21
تاریخچه 22
انواع ذرت 22
شرایط لازم برای رشد گیاه 25
دما 25
آب 25خاک 26
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
این سوره در ((مکه )) نازل شده و داراى 30 آیه است .
محتواى سوره
سوره ملک ـکه نام دیگرش ((منجیه )) (نجاتبخش ) و نام سومش ((واقعیة )) یا((مانعة )) است زیرا تـلاوت کـننده خود را از عذاب الهى یا عذاب قبر نگاه مى داردـ ازسوره هاى بسیار پرفضیلت قرآن مى باشد, و مسائل زیادى در آن مطرح شده که عمدتا بر سه محور دور مى زند.
1ـ بـحـثـهـائى پـیرامون ((مبدا)) و صفات خداوند, و نظام شگفت انگیز خلقت مخصوصا آفرینش آسمانها و ستارگان , و آفرینش زمین و مواهب آن , و همچنین آفرینش پرندگان , و آبهاى جارى و آفرینش گوش و چشم و ابزار شناخت .
2ـ بحثهائى پیرامون ((معاد)) و عذاب دوزخ , و گفتگوهاى ماموران عذاب بادوزخیان , و مانند آن .
3ـ انذار و تهدید کافران و ظالمان به انواع عذابهاى دنیا و آخرت .
فضیلت تلاوت سوره
در حدیثى از امام باقر(ع ) مى خوانیم که فرمود: ((سوره ملک سوره ((مانعه ))است , یعنى از عذاب قـبـر مـمـانعت مى کند, و در تورات به همین نام ثبت است ,کسى که آن را در شبى بخواند بسیار خوانده , و خوب خوانده , و از غافلان محسوب نمى شود)).
البته این همه آثار عظیم مربوط به خواندن بدون فکر و عمل نیست , هدف خواندنى است آمیخته با الهام گرفتن براى عمل .
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر.
(آیه )ـ این سوره با مساله مهم مالکیت و حکامیت خداوند و جاودانگى ذات پاک او آغاز مى شود که در واقع کلید همه بحثهاى این سوره است .
2
مـى فـرماید: ((پربرکت و زوال ناپذیر است کسى که حکومت جهان هستى به دست اوست , و او بر هر چیز تواناست )) (تبـارک الذى بیده الملک وهو على کل شى قدیر).
(آیـه )ـ در ایـن آیه به هدف آفرینش مرگ و حیات انسان که از شؤون مالکیت و حاکمیت خداست اشاره کرده , مى فرماید: ((آن کسى که مرگ و حیات راآفرید تا شما را بیازماید که کدامیک از شما بهتر عمل مى کنید)) (الذى خلق الموت والحیوة لیبلوکم ایکم احسن عملا ).
منظور از آزمایش خداوند نوعى پرورش است , به این معنى که انسانها را به میدان عمل مى کشد تا ورزیده و آزموده و پاک و پاکیزه شوند و لایق قرب خداگردند.
به این ترتیب عالم میدان آزمایش بزرگى است براى همه انسانها و وسیله آزمایش , مرگ و حیات , و هـدف ایـن آزمون بزرگ رسیدن به حسن عمل , که مفهومش ((تکامل معرفت , و اخلاص نیت , و انجام هر کار خیر)) است .
و از آنـجـا کـه در ایـن میدان آزمایش بزرگ , انسان گرفتار لغزشهاى فراوانى مى شود و نباید این لغزشها او را مایوس کند, و از تلاش و کوشش براى اصلاح خویش باز دارد, در پایان آیه به بندگان وعده یارى و آمرزش داده مى گوید: ((و اوشکست ناپذیر و بخشنده است )) (وهو العزیز الغفور).
(آیـه )ـ بـعـد از بـیـان نـظـام مرگ و زندگى , به نظام کلى جهان پرداخته , وانسان را به مطالعه مـجـمـوعـه عـالم هستى دعوت مى کند, تا از این طریق خود را براى آن آزمون بزرگ آماده کند, مـى فـرمـایـد: ((هـمان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگرآفرید)) (الذى خلق سبع سموات طبـاقا).
و به دنبال آن مى افزاید: ((در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضاد و عیبى نمى بینى )) (مـا ترى فى خلق الرحمن من تفـاوت ).
بـا تـمـام عـظـمتى که عالم هستى دارد هرچه هست نظم است و استحکام , وانسجام , و ترکیبات حـسـاب شـده , و قوانین دقیق و اگر بى نظمى در گوشه اى از جهان راه مى یافت آن را به نابودى مى کشید.
3
و در پـایـان آیـه بـراى تاکید بیشتر مى فرماید: ((بار دیگر نگاه کن (و عالم را بادقت بنگر) آیا هیچ شکاف و خلل و اختلافى (در جهان ) مشاهده مى کند))؟!(فارجع البصر هل ترى من فطور).
مـنـظـور ایـن است که هر چه انسان در جهان آفرینش دقت کند کمترین خلل وناموزونى در آن نمى بیند.
(آیـه )ـ و لذا در این آیه براى تاکید همین معنى مى افزاید: ((بار دیگر به عالم هستى بنگر, سرانجام چشمانت به سوى تو باز مى گردد در حالى که خسته وناتوان شده )) و در جستجوى خلل و نقصان در این عالم بزرگ ناکام مانده است ! (ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خـاسئا وهو حسیر).
(آیـه )ـ ایـن آیـه , نـظرى به صفحه آسمان افکنده , و از ستارگان درخشنده وزیبا سخن به میان آورده , مـى گـویـد: ((مـا آسـمان پایین را با چراغهاى فروزانى زینت بخشیدیم , و آنها [ شهابها] را تـیـرهـائى بـراى شیاطین قرار دادیم , و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختیم )) (ولقد زینا السمـا الدنیـا بمصـابیح وجعلنـاهـارجوما للشیاطین واعتدنـا لهم عذاب السعیر).
ایـن آیـه بـار دیـگر این حقیقت را تاکید مى کند که تمام ستارگانى که ما مى بینیم همه بخشى از آسمان اول است , آسمانى که از میان آسمانهاى هفتگانه به ما نزدیکترمى باشد, و به همین دلیل به عنوان ((السما الدنیا)) (آسمان نزدیک و پائین ) از آن تعبیر شده است .
(آیـه )ـ از آنـجـا که در آیات گذشته سخن از نشانه هاى عظمت و قدرت خدا و دلائل آن در عالم آفـرینش بود, در اینجا سخن از کسانى مى گوید که این دلائل را نادیده گرفته , و راه کفر و شرک را پیش مى گیرند, و همچون شیاطین , عذاب الهى را به جان مى خرند.
نخست مى فرماید: ((براى کسانى که به پروردگارشان کافر شدند عذاب جهنم است و بدفرجامى است )) (وللذین کفروا بربهم عذاب جهنم وبئس المصیر).
(آیـه )ـ سپس به شرح گوشه اى از این عذاب وحشتناک پرداخته ,مى افزاید: ((هنگامى که (کفار) در آن افکنده شوند صداى وحشتناکى از آن مى شنوند و این در حالى است که پیوسته مى جوشد)) (اذا القوا فیهـا سمعوا لهـااشهیقا وهى تفور).
4
آرى ! هـنـگـامى که آنها با نهایت ذلت و حقارت در آن پرتاب مى شوند فریاد وحشتناک و طولانى جهنم برمى خیزد, و تمام وجود آنها را در وحشت فرو مى برد.
(آیـه )ـ سـپـس بـراى مـجـسم ساختن خشم ((دوزخ )) مى افزاید: ((نزدیک است از شدت غضب پاره پاره شود))! (تکـاد تمیز من الغیظ).
درسـت همانند ظرف عظیمى که روى آتش فوق العاده پرحرارتى گذارده اند وچنان مى جوشد و زیر و رو مى شود که هر زمان بیم متلاشى شدن آن مى رود.
سـپـس ادامـه مـى دهـد: ((هر زمان که گروهى در آن افکنده مى شوند نگهبانان دوزخ (از روى تـعصب و توبیخ ) از آنها مى پرسند (مگر شما رهبر و راهنمانداشتید؟) مگر بیم دهنده الهى به سراغ شما نیامد))؟ پس چرا به این روز سیاه افتاده اید؟! (کلمـا القى فیهـا فوج سالهم خزنتهـا الم یاتکم نذیر).
(آیه )ـ ولى آنان در پاسخ ((مى گویند: آرى بیم دهنده به سراغ ما آمد,ولى ما او را تکذیب کردیم و گـفـتـیـم : خـداوند هرگز چیزى نازل نکرده (تا به هواى نفس خویش ادامه دهیم , حتى به آنها گفتیم ) شما در گمراهى عظیمى هستید))!(قـالوا بلى قد جـانـا نذیر فکذبنـا وقلنـا مـا نزل اللّه من شى ان انتم الا فى ضلا ل کبیر).
نـه تـنـهـا آنـهـا را تـصـدیق نکردیم , و به پیام حیات بخششان گوش فرا ندادیم ,بلکه به مخالفت برخاسته , و این طبیبان روحانى را گمراه خواندیم , و از خود راندیم .
(آیه )ـ بعد به دلیل اصلى بدبختى و گمراهى خود اشاره کرده ((ومى گویند: اگر ما گوش شنوا داشتیم , و یا تعقل مى کردیم , درمیان دوزخیان نبودیم ))!(وقـالوا لو کنا نسمع او نعقل مـا کنا فى اصحـاب السعیر).
(آیـه )ـ آرى ((اینجاست که به گناه خود اعتراف مى کنند, دور باشنددوزخیان از رحمت خدا))! (فاعترفوا بذنبهم فسحقا لا صحـاب السعیر).
از یـکـسـو خـداونـد گـوش شنوا عقل و هوش داده , و از سوى دیگر پیامبرانش رابا دلائل روشن فـرسـتـاده , اگر این دو با هم ضمیمه شوند سعادت انسان تامین است وگرنه بدبختى و دورى از رحمت خدا نصیب انسان خواهد شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 4 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تیتراسیون های اکسایش کاهش
در تیتراسیونهای معمولی مانند تیتراسیون های خثی شدن، به عنوان مثال یک اسید باغلظت نامعین، به وسیله بازی با غلظت کاملا، معین تیتر می شود. نقطه ی هم ارزی، نقطه ای است که در آن کاملاً تعداد یونهای H+ با تعداد یونهای OH- هم ارز یا برابر می شود. یک شناساگر به محلول اضافه می شود که در نقطه ی pH خنثی تغییر رنگ می دهد. در این زمان افزودن حجم باز قطع می شود و از روی مقدار حجم مصرفی باز، غلظت اسید باحجم معین را می توان محاسبه نمود.
تیتراسیون های اکسایش کاهش بر اساس اکسایش یا کاهش مواد بنا شده اند. فرآیند اکسیداسیون (اکسایش)فرآیندی است که در آن یک جسم (اکسید کننده) الکترون میگیرد و عدد اکسایش یک اتم افزایش مییابد.
فرآیند احیا (کاهش)فرایندی است که در آن یک جسم (احیا کننده) الکترون از دست میدهد و عدد اکسایش یک اتم کاهش مییابد.
مثالی از واکنشهای اکسایش و کاهش
بر این اساس ، واکنش زیر یک واکنش اکسایش و کاهش میباشد. چون عدد اکسایش اتم S از صفر به +4 افزایش پیدا میکند و میگوییم گوگرد اکسید شده است و عدد اکسایش اتم O از صفر به -2 کاهش پیدا کرده است و میگوییم اکسیژن کاهیده شده است:
S + O2 → SO2
که در آن ، در طرف اول عدد اکسیداسیون هر دو ماده صفر و در طرف دوم ، عدد اکسیداسیون گوگرد در ترکیب +4 و اکسیژن ، -2 است.
اما در واکنش زیر اکسایش- کاهش انجام نمیشود، زیرا تغییری در عدد اکسایش هیچ یک از اتمها به وجود نیامده است:
SO2 + H2O → H2SO4
که در SO2 ، عدد اکسیداسیون S و O بترتیب ، +4 و -2 و در آب ، عدد اکسیداسیون H و O بترتیب +1 و -2 و در اسید در طرف دوم ، عدد اکسیداسیون H و S و O بترتیب ، +1 ، +4 و -2 است.
عامل اکسنده و عامل کاهنده
با توجه به چگونگی نسبت دادن اعداد اکسایش ، واضح است که نه عمل اکسایش و نه عمل کاهش بتنهایی انجام پذیر نیستند. چون یک ماده نمیتواند کاهیده شود مگر آن که همزمان ماده ای دیگر ، اکسید گردد، ماده کاهیده شده ، سبب اکسایش است و لذا عامل اکسنده نامیده میشود و مادهای که خود اکسید میشود، عامل کاهنده مینامیم.
بعلاوه در هر واکنش ، مجموع افزایش اعداد اکسایش برخی عناصر ، باید برابر مجموع کاهش عدد اکسایش عناصر دیگر باشد. مثلا در واکنش گوگرد و اکسیژن ، افزایش عدد اکسایش گوگرد ، 4 است. تقلیل عدد اکسایش ، 2 است، چون دو اتم در معادله شرکت دارد، کاهش کل ، 4 است.
مطلب زیر را می توانید جهت تئوری هر واکنش اکسایش کاهش به کار ببرید:
در تیتراسیونهای اکسایش –کاهش نیز اکثر شناساگرهای مورد استفاده در تیتراسیونهای اکسایش-کاهش خود عوامل اکسنده یا کاهنده اند که به جای حساس بودن به تغییر غلظت، نسبت به تغییر پتانسیل سیستم جواب می دهند. به این دلیل در عمل به جای تابع P مانند pH، پتانسیل الکترود سیستم را در محور yهای منحنی برای یک تیتراسیون اکسایش-کاهش رسم می کنند. این پتانسیل E از معادله ی نرنست به دست می آید.
فرم و شکل کلی منحنی تیتراسیونهای اکسایش-کاهش با تیتراسیونهای خنثی شدن تفاوتی ندارد.
به عنوان مثال می توان آهن II را با سریم IV به کمک یک تیتراسیون اکسایش-کاهش تیتر نمود و غلظت آن را تعیین کرد. واکنش اکسایش –کاهش انجام گرفته به صورت زیر است:
Ce4+ + Fe2+ Ce3+ + Fe3+
در واکنش فوق، سریم 4+ احیا می شود و به سریم 3+ تبدیل می شود. آهن 2+ نیز اکسید شده و به اهن 3+ تبدیل می شود. این واکنش سریع است و بلافاصله بعد از افزایش یک جزء، تعادل برقرار می شود و پتانسیل تمام اجزا از جمله پتانسیل یون سریم، یون آهن و پتانسیل شناساگر برابر می شود.یعنی در اینحالت:
E سیستم=ECe4+ = EFe2+ = EIn
پتانسیل سیستم را می توان به وسیله ی تعیین emf یک سلول مناسب مانند
SCE اا Ce4+, Ce3+, Fe3+, Fe2+ ا Pt
به طور تجربی اندازه گرفت.
برای بدست آوردن پتانسیل نقطه ی اکی والان، دو معادله ی پتانسیل نقطه ی پایان مربوط به ماده ی اکسید شده و احیا شده، هر دو را با هم جمع می کنیم.
Eeq=E0Fe3+ - 0.0592log[Fe2+]/[Fe3+]
Eeq=E0Ce4+ - 0.0592log[Ce3+]/[Ce4+]
2 Eeq=E0Fe3+ + E0Ce4+ -
0.0592log[Fe2+][Ce3+]/[Fe3+][Ce4+]
(البته باید توجه داشته باشید که در بالا آخرین علامتکروشه و علامت مثبت سمت راست به سمت چپ منتقل شده است)
در نقطه ی هم ارزی، به همان نسبت که Fe3+ داریم، Ce3+ نیز داریم:
[Ce3+]=[Fe3+]
و به همان نسبتی که از واکنش برگشتی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
تفریحات سالم و سازنده از نظر اسلام، چه چیزهایی هستند؟
انسان، موجودی است که از دو بعد ، جسم و روح، پدید آمده است و هر کدام نیازها و آسیبهای خاص خودش را دارد. همان گونه که بدن انسان به انواع غذاها احتیاج دارد ، روح آدمی نیز به شادابی و تفریحات سالم نیازمند است. بنابراین، غذای روحی و روانی، همواره در کنار غذای جسم، مطرح بوده است.
امیرمؤمنان، حضرت علیعلیهالسلام میفرماید: مؤمن را سه وقت است؛ « وقتی که در آن با پروردگار خود به راز و نیاز میپردازد و وقتی که به حساب نفس خود میرسد و وقتی که به لذتهای حلال و خوش میگذراند»1. همچنین حضرت در نامه خود به مالک اشتر میفرماید: «اگر در همه اوقات نیت، پاک و درست باشد و مردم در امنیت و آسایش باشند، اوقات همه از آن خداست»2. امروزه به تجربه نیز ثابت شده، اوقاتی که انسان به تفریح میپردازد، سبب انبساط خاطر اوست و آمادگی برای سایر فعالیتهای زندگی، از طریق همین تفریحات سالم به دست میآید و اگر زندگی، سراسر فعالیت، کار، درس و نظایر اینها باشد، طولی نخواهد کشید که تعادل روحی و جسمی انسان به هم خواهد خورد و شالوده وجود ، به سستی خواهد گرایید.
در زمان ائمه معصوم علیهمالسلام، تفریحهایی مانند گردش، شنا، سوارکاری، کشتی و مواردی از این دست وجود داشته، ولی این را باید در نظر گرفت که تفریحهای سالم در هر زمان، متناسب با شرایط آن زمان بوده است و حتی مردم هر کشور و هر منطقهای، برای خود تفریح خاصی دارند که ممکن است برای مردم مناطق دیگر، عجیب به نظر رسد. اگر ایران خودمان را بررسی کنیم، در ایران باستان، مردم از اوقات فراغت خود برای تفریح، بهرهها میبردند؛ کتابهای شعر را سینه به سینه
2
انتقال میدادند؛ با خط خوش، چند بیتی بر پوست و بعدها بر کاغذ مینوشتند؛ به دل کوهسارها پناه میبردند؛ در منازل و معابر، گرد هم مینشستند و از هر دری سخن میگفتند و در خلوت خود، با سنگ و خاک و چوب، نقشهای هنری میزدند.
با ورود اسلام و پذیرش دین از سوی ایرانیان، تحولی در نگرش مردم صورت گرفت؛ به این ترتیب که هر قدر شناخت فرد نسبت به جهان، انسان و زندگی، گستردهتر و عمیقتر شد، او به اهمیت وقت و عمر، بیشتر پی برد و برای استفاده از آن، برنامهریزی میکرد و از آن جایی که انسان مؤمن، عمر را نعمتی الهی میداند که فقط یک بار توفیق بهرهوری از آن دارد، از این رو، در همة لحظات عمر، اعمال و رفتار خود را در مسیر قرب الهی قرار میدهد. قرآن شریف میفرماید: «قسم به عصر! که واقعاً انسان در معرض زیان است؛ مگر آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کرده، به حق و صبر، یکدیگر را توصیه کردهاند»3. ایرانیان با تمدنی کهن، مسلمان شدند و اسلام، آنان را با امری بسیار مهمّ آشنا کرد و آن امر مهم، این بود که برای وقت و زمان، ارزش زیادی قائل شوند و در عین حال، میانهروی و اعتدال را سرلوحه زندگی خود سازند. پیامبرصلیاللهعلیهوآله به اصحاب خود فرمود: «به تفریح و بازی بپردازید؛ زیرا من دوست ندارم در دین شما سختگیری دیده شود»4. برای بهرهوری و از اوقات فراغت و پرداختن به تفریحات سالم، توجه به موارد زیر میتواند مفید باشد:
1. طبیعت
تفریح و سپری کردن اوقات فراغت، باید در محیط طبیعی، نشاطآور و سرورانگیز باشد. وجود کوهستانها، جنگلها، گلها، گیاهان،
3
رودها و آبشارها، روح و روان آدمی را آرام کرده، به فرد شادی و نشاط میبخشد. وجود درختان سرسبز و پرشاخ و برگ و باغهایی که درختانش به هم پیچیده است، تداعیکننده بهشت است و روح انسان را صفا میبخشد. آب جاری، یکی دیگر از پدیدههای شادیآفرین و بهجتآور است. هر چه محیط فرد ، به محیط طبیعی نزدیکتر و شبیهتر باشد، آرامش و آسایش خاطر بیشتری را برای او به همراه میآورد و بر عکس، هر چه تضادها بیشتر باشد، ناآرامی روانی، بیشتر رخ مینماید. اولین ثمرة استفاده از طبیعت، کاستن از صدمات جسمی و روانی است.
2. سیر و سفر
یکی از لذتبخشترین تفریحات سالم، مسافرت است. قرآن مردم را به گردش در زمین فرمان داده تا از طریق آن، با وضع گذشتگان آشنا شوند و علل انحراف و انحطاط جوامع را به خوبی دریابند و به هدف زندگی پی ببرند5. گردش، چون جاری شدن آب است که از آلودگی و فساد آن مانع میشود؛ ولی سکون و در جاماندن، موجب آلودگی است؛ البته همان طور که ذکر شد، سیر و سفر و مطالعه در طبیعت یا دفتر تکوین، علاوه بر جنبة تفریحی، آثار تربیتی و معرفتی کمنظیری نیز دارد؛ تا جایی که خلقت آسمانها و زمین، شب و روز، ماه و خورشید و...، نشانههایی از علم و قدرت و حکمت خداوند میباشند.
3. ادبیات و شعر
مردم ایران از دیرباز، مردمی ادب دوست بودهاند. «بوستان»، «گلستان»، «شاهنامه» و «دیوان حافظ»، از پرطرفدارترین کتابهای ادبی به حساب میآمدند و اکنون نیز همتایی برای آنها نیست. سخن از مقولههای ادبی، اجتماعی، سیاسی، فلسفی، اعتقادی، اخلاقی و گاهی طنز، در ترکیبهای نظم و نثر وجود
5
دارد که اهل ادب را جذب میکند و مجالسی خوش و خاطرهانگیز فراهم مینماید و همة اینها از دیرباز از مظاهر تفریحات سالم بودهاند.
4. ورزش و بازی
ورزش و بازی از تفریحات سالم، سودمند و نشاطانگیزی است که در تأمین سلامت و بهداشت جان و تن، تأثیرات زیادی دارد. اسلام حفظ بدن و سلامتی آن را وظیفه اولیه هر مسلمانی میداند و مانند روح برای آن ارزش قائل است؛ به طوری که علم «ابدان» را هم ردیف علم «ادیان » برمیشمرد. پیامبرصلیالله علیهو آله میفرماید: «علم بر دو نوع است؛ دینشناسی و بدنشناسی»6.
در فقه اسلامی، به برخی از تفریحات و سرگرمیهای سالم، توجه بیشتری شده است و به نظر میرسد که تأکید بر آنها برای اهداف و جهتهای خاصی است؛ مثلاً تأکید شده که به فرزندانتان شناگری، تیراندازی و اسبسواری بیاموزید و این ورزشها، علاوه بر این که میتوانند به عنوان تفریح سالم مطرح باشند، در شرایط اضطراری و حتی جنگی، میتوان از آنها به عنوان یک وسیله استفاده کرد؛ البته اسبسواری در روایات، استعداد انطباق با تغییرات تکنولوژیک در عصر حاضر را دارد؛ یعنی امروزه میتواند انواع رانندگیها و حتی خلبانی را دربربگیرد. به هر حال، اگر یک کشور در همین سه زمینه، به خوبی سرمایهگذاری کند، به طوری که مردم و جوانان بتوانند در این سه زمینه فعالیت داشته باشند، هم سرگرمی و تفریحات سالم جامعه به خوبی تأمین خواهد شد و هم مهارتهای نظامی و امنیتی جامعه تأمین میشود؛ مهارتهایی که در شرا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 29 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".
Print Article | E-mail Article
محمد رضا شاهی
E-mail:mrezashahi@gmail.com
موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".
Print Article | E-mail Article
محمد رضا شاهی
E-mail:mrezashahi@gmail.com
موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".
Print Article | E-mail Article
محمد رضا شاهی
E-mail:mrezashahi@gmail.com
موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.
میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.
موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است. بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : " هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ". و یا امرسون که گفته است : " مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ". متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت : " ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ". و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود: " چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".
بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.
وعده و وعید کافی است.
از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید : " زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود ".
Print Article | E-mail Article
محمد رضا شاهی
E-mail:mrezashahi@gmail.com
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
ََآیه 1 - 9
آیه و ترجمه
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
إِذَا الشمْس کُوِّرَت (1) وَ إِذَا النُّجُومُ انکَدَرَت (2) وَ إِذَا الجِْبَالُ سیرَت (3) وَ إِذَا الْعِشارُ عُطلَت (4) وَ إِذَا الْوُحُوش حُشِرَت (5) وَ إِذَا الْبِحَارُ سجِّرَت (6) وَ إِذَا النُّفُوس زُوِّجَت (7) وَ إِذَا الْمَوْءُدَةُ سئلَت (8) بِأَى ذَنبٍ قُتِلَت (9)
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 170
ترجمه :
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
1 - در آن هنگام که خورشید درهم پیچیده شود.
2 - و در آن هنگام که ستارگان بى فروغ شوند.
3 - و در آن هنگام که کوهها بحرکت در آیند.
4 - و در آن هنگام که باارزشترین اموال به دست فراموشى سپرده شود.
5 - و در آن هنگام که وحوش جمع شوند.
6 - و در آن هنگام که دریاها بر افروخته شوند.
7 - و در آن هنگام که هر کس با همسان خود قرین گردد.
8 - و در آن هنگام که از دختران زنده به گور شده سؤ ال شود،
9 - که به کدامین گناه کشته شدند؟!
تفسیر :
آن روز که طومار کائنات پیچیده شود
در آغاز این سوره چنانکه گفتیم به اشارات کوتاه و هیجان انگیز و تکان دهنده اى از حوادث هولناک پایان این جهان ، و آغاز رستاخیز بر خورد مى کنیم که انسان را در عوالم عجیبى سیر مى دهد، و مجموعا هشت نشانه از این نشانه ها را بازگو مى کند.
نخست مى فرماید: ((در آن هنگام که طومار خورشید درهم پیچیده شود)) (اذا الشمس کورت ).
((کورت )) از ماده ((تکویر)) در اصل به معنى پیچیدن و جمع و جور کردن چیزى است (همچون پیچیدن عمامه بر سر) این مطلبى است که از کتب مختلف لغت و تفسیر استفاده مى شود، و گاه آن را به ((افکندن )) یا ((تاریک شدن ))
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 171
چیزى گفته شده ، و به نظر مى رسد که این دو معنى نیز باز گشت به همان ریشه اول مى کند.
به هر حال منظور در اینجا پیچیده شدن نور خورشید، و تاریک شدن و جمع شدن حجم آن است .
مى دانیم خورشید در حال حاضر کره اى است فوق العاده داغ و سوزان به اندازه اى که تمام مواد آن به صورت گاز فشرده اى در آمده و در گرداگردش شعله هاى سوزانى زبانه مى کشد که صدها هزار کیلومتر ارتفاع آنها است ! و اگر کره زمین در وسط یکى از این شعله هاى عظیم گرفتار شود در دم خاکستر و تبدیل به مشتى گاز مى شود!
ولى در پایان این جهان و در آستانه قیامت این حرارت فرو مى نشیند، و آن شعله ها جمع مى شود، روشنایى آن به خاموشى مى گراید، و از حجم آن کاسته مى شود، و این است معنى ((تکویر))
و لذا در لسان العرب آمده است ((کورت الشمس : جمع ضوءها و لف کما تلف العمامة : معنى تکویر خورشید این است که نور آن جمع و پیچیده مى شود، همانگونه که عمامه را مى پیچند)).
این حقیقتى است که در علم و دانش امروز نیز منعکس است و ثابت خورشید تدریجا رو به تاریکى و خاموشى مى رود.
سپس مى افزاید: ((و در آن هنگام که ستارگان بى فروغ گشته و افول کنند)) (و اذا النجوم انکدرت ).
((انکدرت )) از ماده ((انکدار)) به معنى ((سقوط کردن و پراکنده شدن )) است ، و از ریشه ((کدورت )) به معنى ((تیرگى و تاریکى )) است ، و جمع میان هر دو معنى در آیه مورد بحث امکان پذیر است ، چرا که در آستانه قیامت ستارگان
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 172
هم فروغ و روشنایى خود را از دست مى دهند و هم پراکنده مى شوند و سقوط مى کنند و نظام جهان بالا درهم مى ریزد، همانگونه که در آیه 2 سوره انفطار آمده و اذا الکواکب انتثرت هنگامى که ستارگان فرو ریزند و پراکنده شوند و همانگونه که در آیه 8 سوره مرسلات آمده : و اذا النجوم طمست : ((و هنگامى که ستارگان محو و تاریک شوند))
.
در سومین نشانه رستاخیز مى فرماید: ((و در آن هنگام که کوهها به حرکت در آیند)) (و اذا الجبال سیرت ).
همانگونه که قبلا نیز اشاره کرده ایم از آیات مختلف قرآن استفاده مى شود که در آستانه قیامت کوهها مراحل مختلفى را طى مى کنند نخست به حرکت در مى آیند، و در آخرین مرحله به غبار پراکنده اى تبدیل مى شوند (شرح بیشتر در این باره را در همین جلد در تفسیر آیه 20 سوره نبا مطالعه فرمایید).
سپس مى افزاید: ((و در آن هنگام که باارزشترین اموال به دست فراموشى سپرده شود)) (و اذا العشار عطلت )
((عشار)) جمع ((عشراء)) در اصل به معنى شتر ماده باردارى است که ده ماه بر حمل او گذشته ، و در آستانه آوردن بچه است یعنى چیزى نمى گذرد که شتر دیگرى از او متولد مى شود، و شیر فراوان در پستان او ظاهر مى گردد.
در آن روز که این آیات نازل گشت چنین شترى باارزشترین اموال عرب محسوب مى شد.
((عطلت )) از ماده تعطیل به معنى رها کردن بدون سرپرست و
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 173
چوپان است .
منظور این است شدت هول و وحشت آن روز به قدرى است که هر انسانى نفیسترین اموال خویش را فراموش مى کند.
مرحوم ((طبرسى )) در ((مجمع البیان )) نقل مى کند که بعضى ((عشار)) را به معنى ((ابرها)) گرفته اند، و ((عطلت )) به معنى تعطیل شدن باران آنها است ، یعنى در آن روز ابرها در آسمان ظاهر مى شود اما نمى بارد (ممکن است این ابرها ناشى از گازهاى مختلف یا ابرهاى اتمى و یا توده هاى گرد و غبار حاصل از متلاشى شدن کوهها در آستانه قیامت باشد که ابرهایى است بدون باران ).
ولى ((طبرسى )) مى افزاید: ((بعضى گفته اند تفسیر ((عشار)) به ((ابرها)) چیزى است که در لغت عرب شناخته نشده )).
اما با توجه به مطلبى که ((طریحى )) در ((مجمع البحرین )) آورده که ((عشار)) در اصل به معنى شتران باردار است ، و سپس به هر باردارى گفته شده ممکن است اطلاق آن بر ((ابرها))
نیز به خاطر آن باشد که آنها نیز غالبا باردارند، هر چند ابرهایى که در آستانه قیامت در صفحه آسمان ظاهر مى شود باردار نیست (دقت کنید).
بعضى نیز ((عشار)) را به معنى خانه ها یا زمینهاى زراعتى تفسیر کرده اند که در آستانه قیامت تعطیل مى گردد و از ساکنان و زراعت خالى مى شود.
ولى تفسیر اول از همه معروفتر است .
در آیه بعد مى افزاید: ((و در آن هنگام که حیوانات وحشى جمع مى شوند)) (و اذا الوحوش حشرت ).
همان حیواناتى که در حال عادى از هم دور بودند، و از یکدیگر مى ترسیدند
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 174
و فرار مى کردند، ولى شدت وحشت حوادث هولناک آستانه قیامت آنچنان است که اینها را گرد هم جمع مى کند، و همه چیز را فراموش مى کند، گویى مى خواهند با این اجتماعشان از شدت ترس و وحشت خود بکاهند.
و به تعبیر دیگر: وقتى آن صحنه هاى هولناک خصائص ویژه حیوانات وحشى را از آنها مى گیرد با انسانها چه مى کند؟!
ولى بسیارى از مفسران معتقدند که آیه فوق اشاره به ((حشر حیوانات وحشى )) در دادگاه قیامت است که آنها نیز در عالم خود و در حدود آگاهى خویش مسؤ ولیتهایى دارند، و اگر ظلم و ستمى به یکدیگر کرده باشند در آنجا از آنها قصاص مى شود، و این آیه را شبیه آیه 38 سوره انعام مى دانند که مى گوید: و ما من دابة فى الارض و لا طائر یطیر بجناحیه الا امم امثالکم ما فرطنا فى الکتاب من شى ء ثم الى ربهم یحشرون : ((هیچ جنبنده اى در زمین و هیچ پرنده اى که با دو بال خود پرواز مى کند وجود ندارد مگر اینکه امتهایى همانند شما هستند، ما چیزى را در این کتاب فروگذار نکردیم ، سپس همگى به سوى پروردگارشان جمع و محشور مى شوند)).
در زمینه حشر و حساب حیوانات بحث مشروحى در ذیل همان آیه در سوره انعام (جلد 5 صفحه 224 تا 227 داشتیم ) ولى آنچه در اینجا مى توان گفت این است که با توجه به اینکه آیات مورد بحث از نشانه هاى هولناک پایان دنیا و آغاز آخرت بحث مى کند تفسیر اول مناسبتر است .
سپس مى افزاید: ((و در آن هنگام که دریاها بر افروخته شود!)) (و اذا البحار سجرت ).
((سجرت )) از ماده ((تسجیر)) در اصل به معنى بر افروختن و به هیجان آوردن آتش است .
تفسیر نمونه جلد 26 صفحه 175
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تفسیر قرآن
تفسیر، به معنای توضیح دادن چیزی است تا قابل فهم گردد و اصطلاحاً در مورد شرحهایی که در مورد قرآن نوشته میشود گفته میشود.
واژه شناسی تفسیر
تفسیر در لغت یعنی نقاب از چهرهٔ چیزی برگرفتن [۱].
تعریف تفسیر
در این قسمت، به تعریف تفیسر از دیدگاه افذاد و گروهها میپردازیم.
علامه طباطبائی: «تفسیر عبارت است از بیان کردن معنای آیههای قرآن، روشن کردن و پرده برداری از اهداف و مفاهیم آیهها.» [۲] از این جملهٔ علّامه طباطبایی در کتاب شناخت قرآن و دانشنامهٔ رشد چنین نتیجه گیری شده: «بنابر این تفسیر به معنای برداشتن پرده ابهام و نشان دادن معنای باطنی و درونی الفاظی است که در نگاه اول به دست نمیآید. از این رو تکیه بر معنای ظاهری آیات را تفسیر نمینامند.» و نیز آمده:«تفسیر یعنی روشن ساختن مفهوم آیات قرآن مجید، و واضح کردن منظور پروردگار.»[۳] [۴]
ظاهر و بطون قرآن
قرآن دو دسته منظور دارد: یک ظاهر (یعنی منظوری که واضح است) و بسیاری بطون[۵] (یعنی منظورهایی که واضح نیست)[۶]
به گفتهٔ روایات و عالمان حدیث، بطون قرآن شدیداً گسترده و ناشناختهاند.
در قرآن: «وَ ما یعلَمُ تأویلَهُ الّی الله و الرّاسخون فی العلم»
در کلام پیامبر اسلام: «لا تُحصی عَجائبُه و لا تُبلی غرائبه» یعنی شگفتیهای قرآن هرگز تمام نمیشود و نوآوریهای آن به کهنگی نمیگراید
در حدیث: «قرآن هفتاد بطن دارد»
ابن عبّاس: القرآن یفَسِّرُهُ الزَّمان
مکارم شیرازی: قرآن تراوشی از کلام و علم و ذات نامتناهی خداست. که نمیتوان تمام جنبههای آن را آشکار کرد.[۷]
گفته شد قرآن منظورهایی دارد که غیر از ظاهر آن اند. بیان این منظورها را تاویل میگویند. تاویل در لغت یعنی «بازگرداندن چیزی به مصداق آن»[۸]. مصداق یعنی معادل خارجی یا واقعی مفهومی در ذهن یا لغتی در زبان.[۹]. در اینجا بازگرداندن یعنی آشکار کردن رابطهای که وجود دارد، امّا آشکار نیست.در قرآن آمده که کسی تاویل قرآن را نمیداند بجز خدا و رسوخ کنندگان در علم.
هدف تفسیر
هدف تفسیر تلاش برای پرده برداشتن از بعضی منظورها و رسیدن به بعضی تاویل هاست. یعنی هدف تفسیر یا بالاترین حدّ آن، تاویل است.[نیازمند منبع]
انواع تفاسیر
جامع یا موضوعی گستردگی بطون قرآن که از آن بحث شد، نیاز به مطالعهٔ گستردهای را در جهت فهم منظور آیات ایجاد کرده. و لذا انواع زیادی از روشهای تفسیر را موجب شدهاست، که در ادامه میآیند. امّا تفاسیر با غیر از روش شان هم دسته بندی میشوند:
عربی یا فارسی؟ در جهان اسلام عربی زبانی بین المللی ست، و لذا معمول است که دانشمندان اسلامی؛ از فلاسفه ای چون ابن سینا گرفته تا فقهایی چون سید روحالله خمینی؛ از ایرانیان چون ملاصدرا گرفته تا اهل اندلس چون ابن رشد؛ از قدمایی چون فارابی گرفته تا معاصرانی چون علامه طباطبایی؛ برای نشان دادن تسّط خود بر علم و بر زبان عربی، کتابهای خود را به عربی مینوشتند. لذا اکثر کتب جهان اسلام به عربی و تعداد کمتری به فارسی، انگلیسی، چینی، فرانسوی و سایر زبانها اند.
شیعی یا سنّی؟ طبق حدیثی از پیامبر اسلام، جامعهٔ اسلامی پس از ایشان به ۷۲ مذهب تقسیم خواهد شد. اوّل
ین جدایی در مذاهب بین شیعه و سنّی رخ داد. لذا دانشمندان هر گروه قرآن را مطابق اصول آیین خود تفسیر میکنند.
لحن تفاسیر نیز ممکن است بیشتر ادبی یا بیشتر علمی باشد. مانند:
کنز الدقائق و بحر الغرائب - محمد بن محمد رضا قمی مشهدی: ادبی
المیزان فی تفسیر القرآن- سید محمد حسین طباطبایی: علمی
ترتیبی یا موضوعی؟ آیاتی از قرآن که قرار است تفسیر شوند، به دو روش انتخاب میشوند.
در اکثر تفاسیر کل قرآن یا قسمتی از قرآن به ترتیب آیات، شرح داده میشود. تعداد این گونه تفاسیر به قدری زیاد است که آگاهی از چند و چون شان از توان محقّقان بزرگ هم بیرون است.
در برخی تفاسیر قدیمی و جدید اگرچه آیات به ترتیب تفسیر شدهاند امّا در تفسیر روی موضوع خاصّی تاکید بیشتری شده. مانند:
تقریب القرآن إلی الأذهان - سید محمد شیرازی: با تاکید بر موضوعات اعتقادی و تاریخی
تفسیر نمونه - زیر نظر: مکارم شیرازی (معاصر): با تاکید بر موضوعات اجتماعی معاصر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
تفسیر سورۀ ناس
بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ أَعُوذُ بِرَب النَّاسِ(1)
مَلِکِ النَّاسِ(2)
إِلَهِ النَّاسِ(3)
مِن شرِّ الْوَسوَاسِ الخَْنَّاسِ(4)
الَّذِى یُوَسوِس فى صدُورِ النَّاسِ(5)
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ(6)
ترجمه آیات
به نام الله که بخشنده به همه و مهربان به خواص است .
بگو پناه مى برم به پروردگار مردم (1).
فرمانرواى مردم (2).
معبود مردم (3).
از شر وسوسه گر نهانى (4).
که در دل مردم وسوسه مى کند (5).
چه آنها که از جنس جن هستند و چه آنها که از جنس انسانند (6)
بیان آیات
سوره ناس مدنى است و شش آیه دارد. در این سوره رسول گرامى خود را دستور مى دهد به اینکه از شر وسواس خناس ، به خدا پناه ببرد، و به طورى که از روایات وارده در شاءن نزول آن استفاده مى شود این سوره در مدینه نازل شده ، بلکه از آن روایات بر مى آید که این سوره و سوره قبلیش هر دو با هم نازل شده اند.
طبع آدمى چنین است که وقتى شرى به او متوجه مى شود و جان او را تهدید مى کند، و در خود نیروى دفع آن را نمى بیند به کسى پناهنده مى شود که نیروى دفع آن را دارد، تا او وى را در رفع آن شر کفایت کند، و انسان در اینگونه موارد به یکى از سه پناه ،
3
پناهنده مى شود: یا به ربى پناه مى برد که مدبر امر او و مربى او است ، و در تمامى حوائجش از کوچک و بزرگ به او رجوع مى کند، در این هنگام هم که چنین شرى متوجه او شده و بقاى او را تهدید مى کند به وى پناهنده مى شود تا آن شر را دفع کرده بقایش را تضمین کند، و از میان آن سه پناهگاه ، این یکى سببى است فى نفسه تام در سببیت .
دومین پناه ، کسى است که داراى سلطنت و قوتى کافى باشد، و حکمى نافذ داشته باشد، به طورى که هر کس از هر شرى بدو پناهنده شود و او بتواند با اعمال قدرت و سلطنتش آن را دفع کند، نظیر پادشاهان (و امثال ایشان )، این سبب هم سببى است مستقل و تام در سببیت .
در این میان سبب سومى است و آن عبارت است از الهى که معبود واقعى باشد، چون لازمه معبودیت اله و مخصوصا اگر الهى واحد و بى شریک باشد، این است که بنده خود را براى خود خالص سازد، یعنى جز او کسى را نخواند و در هیچ یک از حوائجش جز به او مراجعه ننماید، جز آنچه او اراده مى کند اراده نکند، و جز آنچه او مى خواهد عمل نکند.
و خداى سبحان رب مردم ، و ملک آنان ، و اله ایشان است ، همچنان که در کلام خویش این سه صفت خود را جمع کرده فرموده : «ذلکم الله ربکم له الملک لا اله الا هو فانى تصرفون » و در آیه زیر به علت ربوبیت و الوهیت خود اشاره نموده ، مى فرماید «رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتخذه وکیلا»، و در این آیه اى که از نظرت مى گذرد به علت مالکیت خود اشاره نموده مى فرماید: «له ملک السموات و الارض و الى الله ترجع الامور»، پس اگر قرار است آدمى در هنگام هجوم خطرهایى که او را تهدید مى کند به ربى پناهنده شود، الله تعالى تنها رب آدمى است و به جز او ربى نیست ، و نیز اگر قرار است آدمى در چنین مواقعى به پادشاهى نیرومند پناه ببرد، الله سبحانه ، پادشاه حقیقى عالم است ، چون ملک از آن او است و حکم هم حکم او است . و اگر قرار است بدین جهت به معبودى
3
پناه ببرد، الله تعالى معبودى واقعى است و به جز او اگر معبودى باشد قلابى و ادعایى است .
و بنابر این جمله «قل اعوذ برب الناس »، دستورى است به رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم )،به اینکه به خدا پناه ببرد، از این جهت که خداى تعالى رب همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است ، و نیز خداى تعالى ملک و اله همه انسانها است و آن جناب هم یکى از ایشان است .
از آنچه گذشت روشن شد که :
اولا: چرا در میان همه صفات خداى تعالى خصوص سه صفت : «ربوبیت» و «مالکیت و «الوهیت» را نام برد؟ و نیز چرا این سه صفت را به این ترتیب ذکر کرد، اول ربوبیت ، بعد مالکیت ، و در آخر الوهیت ؟ و گفتیم ربوبیت نزدیک ترین صفات خدا به انسان است و ولایت در آن اخص است ، زیرا عنایتى که خداى تعالى در تربیت او دارد، بیش از سایر مخلوقات است . علاوه بر این اصولا ولایت ، امرى خصوصى است مانند پدر که فرزند را تحت پر و بال ولایت خود تربیت مى کند. و ملک دورتر از ربوبیت و ولایت آن است، همچنان که در مثل فرزندى که پدر دارد کارى به پادشاه ندارد، بله اگر بى سرپرست شد به اداره آن پادشاه مراجعه مى کند، تازه باز دستش به خود شاه نمى رسد، و ولایت هم در این مرحله عمومى تر است ، همچنان که مى بینیم پادشاه تمام ملت را زیر پر و بال خود مى گیرد، واله مرحله اى است که در آن بنده عابد دیگر در حوائجش به معبود مراجعه نمى کند، و کارى به ولایت خاص و عام او ندارد، چون عبادت ناشى از اخلاص درونى است ، نه طبیعت مادى ، به همین جهت در سوره مورد بحث نخست از ربوبیت خداى سبحان و سپس از سلطنتش سخن مى گوید، و در آخر عالى ترین رابطه بین انسان و خدا یعنى رابطه بندگى را بیاد مى آورد، مى فرماید: «قل اعوذ برب الناس ملک الناس اله الناس».
4
و ثانیا: روشن گردید که چرا جمله هاى «رب الناس» «ملک الناس»، «اله الناس» را متصل و بدون واو عاطفه آورد، خواست تا بفهماند هر یک از دو صفت الوهیت و سلطنت سببى مستقل در دفع شر است ، پس خداى تعالى سبب مستقل دفع شر است ، بدین جهت که رب است ، و نیز سبب مستقل است بدین جهت که ملک است ، و نیز سبب مستقل است بدین جهت که اله است ، پس او از هر جهت که اراده شود سبب مستقل است ، و نظیر این وجه در دو جمله «الله احد الله الصمد» گذشت .
و نیز با این بیان روشن گردید که چرا «کلمه» ناس سه بار تکرار شد، با اینکه مى توانست بفرماید: «قل اعوذ برب الناس و الههم و ملکهم» چون خواست تا به این وسیله اشاره کند به اینکه این سه صفت هر یک به تنهایى ممکن است پناه پناهنده قرار گیرد، بدون اینکه پناهنده احتیاج داشته باشد به اینکه آن دو جمله دیگر را که مشتمل بر دو صفت دیگر است به زبان آورد، همچنان که در صریح قرآن فرموده : خداى تعالى اسمائى حسنى دارد، به هر یک بخواهید مى توانید او را بخوانید، این بود توجیهات ما در باره آیات این سوره، ولى مفسرین در توجیه هر یک از سوالهاى بالا وجوهى ذکر کرده اند که دردى را دوا نمى کند.
در مجمع البیان ، آمده که کلمه «وسواس» به معناى حدیث نفس است ، به نحوى که گویى صدایى آهسته است که بگوش مى رسد، و بنا به گفته وى کلمه «وسواس» مانند کلمه «وسوسه» مصدر خواهد بود، و دیگران آن را مصدرى سماعى و بر خلاف قاعده دانسته اند، چون قاعده اقتضا مى کرد «واو» اول این کلمه به کسره خوانده شود، همچ نان که حرف اول مصدر سایر افعال چهار حرفى به کسره خوانده مى شود، مثلا مى گویند: «دحرج ، یدحرج ، دحراجا و زلزل ، یزلزل زلزالا» و به هر حال ظاهر این آیه - همانطور که دیگران نیز استظهار کرده اند - این است که : مراد از این مصدر معناى وصفى است، که مانند جمله «زید عدل - زید عدالت است» به منظور مبالغه به صیغه مصدر تعبیر شده است .