
بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه :78 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
مبانی نظری وپیشینه تحقیق ورزش و ورزش همگانی
فصل دوم – ادبیات و پیشینة تحقیق
مقدمه 17
بخش اول : مبانی نظری پژوهش 18
مفهوم تربیت بدنی 18
تعریف ورزش 19
ورزش 19
تعاریف ورزش همگانی 23
مفهوم جهانی ورزش 26
مفهوم ورزش 27
کیفیت زندگی 29
حق به دنبال خوشحالی بودن 30
انگیزه و گرایش مردم کشورهای مختلف جهان به ورزش همگانی 31
فوائد شرکت در فعالیتهای ورزش همگانی 36
عنوان صفحه
تأثیر ورزش همگانی در تغییر رفتار 38
طبقه بندی ورزش های همگانی 39
گرایش به ورزش همگانی به عنوان فعالیتی برای اوقات فراغت 42
تعادل در ورزش 43
مفهوم فراغت 44
توسعه تاریخی ورزش همگانی در کشورهای جهان 49
فدراسیون ورزش های همگانی ایران و اهداف آن 54
نگرش و چارچوب مفهومی آن 57
تعریف نگرش 58
گرایش به ورزش و فعالیت بدنی 59
انگیزش و گرایش به مشارکت ورزشی 61
بخش دوم : بررسی پیشینه پژوهش 65
الف) بررسی پژوهش های انجام شده در داخل کشور 65
ب) بررسی پژوهش های انجام شده در خارج کشور 78
فصل دوم
ادبیات پیشینه
مقدمه
یکی از مشکلات مردم ما آن است که ورزش را فقط تربیت و فعالیت بدنی و آنهم ویژه جوانان و برای نیل به عنوان قهرمانی می دانند.در صورتی که ورزش قسمت عملی تعلیم و تربیت است. تربیت بدنی و ورزش خصوصاً آن بعدش که به بخش همگانی مربوط می شود از طریق داده های رفتاری و نتایج جسمانی،شناختی،اجتماعی و عاطفی که فرد کسب می کند نقش ارزنده ای ایفا می نماید.بدیهی است که پرداختن به ژرفای این رابطه بسیار فراتر از نگاه گذاریی است که در اینجا معنا می کنیم.
در میان سازمان ها ونهادها یی که در جهت توسعه و تعمیم سلامتی ونیرومندی جامعه تلاش می کنند، مسئولیت خطیر سازمان ها وادارات کل تربیت بدنی وشهرداری ها از همه شناخته شده است و لزوم فعالیت های جسمانی و ورزشی در بین اقشار مردم از نظر بهداشتی،اجتماعی،اقتصادی بیش از پیش مورد تاًکید است.در این راستا بررسی مبانی نظری پژوهش و مطالعات و تجربیات گذشتگان در این زمینه می تواند در روش ها،برنامه ها و نیز رفع نواقص ما را یاری دهد.دراین فصل ابتدا به مبانی نظری مرتبط با موضوع پژوهش پرداخته سپس به یافته هایی که در این زمینه انجام شده است، اشاره خواهد شد.
بخش اول:زیر بنای نظری پژوهش
مفهوم تربیت بدنی
ژرژهپر. Zhorzhhapper
فرانسوی در تعریف تربیت بدنی اظهار می دارد که « تربیت بدنی عملی منظم اصولی تدریجی و مداوم است که از سن کودکی تا کهولت به منظور تقویت کامل بدن کسب سلامتی بالا بردن قدرت و استقامت دستگاه های مختلف بدن و پرورش استعدادهای افراد برای هر نوع فعالیت می باشد » . لوبوش . Lubosh
نیز تعریف جامعی از تربیت بدنی ارائه داده است . به نظر وی « تربیت بدنی مجموع روش هایی است که جهت تبدیل بدن به یک وسیله مورد اعتماد و تطابق و همگامی با محیط های بیولوژیکی ( قدرت و استقامت دستگاه

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 63 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
فصل دوم
مروری بر ادبیات و پیشینه تحقیق
2-1- مقدمه
در اواخر دهه 1940 مک لین1 . Mac Lean
(1994) این مساله را مطرح کرد که تجربه هیجانی بسیاری از بیماران مبتلا به اختلالهای روان تنی پایین تر از سطح هشیاری نمادین و بسط کلامی2 . verbal elaboration
قرار دارد. او به فقدان تصویر سازی ذهنی در بیماران روان تنی و پاسخ ضعیف آنها به روان درمانی مبتنی بر بینش توجه کرد. مک لین این ویژگیها را به نقص در تجسم نمادین هیجانها نسبت میدهد؛ عملکردی که مک لین معتقد است به نئو کرتکس مربوط است (برموند6 . Bermond
و همکاران، 2006). کلمن3 . Kelman
(1952) ویژگیهای مشابهی را در بیماران روانپزشکی گزارش کرد. این ویژگیها شامل: فقدان آگاهی هیجانی، کاهش یادآوری رویا، تفکر عینی، سبک بیرونی زندگی4 . externalized style
(که در آن رفتار به وسیله قوانین، برنامهها و انتظارات دیگران هدایت میشود نه احساسات، آرزوها و ارزشهای شخصی)، فقدان جلوههای عاطفی چهره، ظرفیت محدود برای همدلی و خود آگاهی و وضعیت اندامیخشک5 . stiff insight
میباشد (برموند و همکاران، 2006). بعدها اصطلاح آلکسی تایمیا توسط سیفنوس .Sifnouse
(1972، 1973)، برای توصیف مجموعه ای از ویژگیهای شناختی و عاطفی بیماران مبتلا به اختلالهای روان تنی به کار برده شد (بنکیر . Banikeir
و همکاران، 2001). از این رو در این فصل نخست پایههای نظری آلکسی تایمیا، سبکهای ابراز هیجان و تیپ شخصیتی D، شرح داده شده، سپس به تحقیقات انجام شده در ارتباط با مؤلفههای فوق پرداخته شده است.
2-2- آلکسی تایمیا
2-2-1- تعریف لغوی آلکسی تایمیا
در فرهنگنامه واژههای روانشناسی آلکسی تایمیا اینگونه تعریف شده است یک جدائی بین فرآیندهای عاطفی و شناختی که بهصورت ویژگیهای درهم تنیده شده در بعضی افراد معتاد و یا منشأ و خاستگاه روانتنی بهصورت یک اختلال مشاهده میشود. بهطور نمونه شخص دارای آلکسی تایمیا بهطور نسبی دارای هیجانات نامتمایز و تفکری مایل به ساکن بودن افراطی دنیوی دارد. Alexia یعنی ناتوانی و thymia یعنی بیان احساسات هیجانی یا ناآگاهی از هیجانات درونی. این واژه دقیقا به معنی «نداشتن واژگان برای احساسات» است و برای توصیف افرادی به کار میرود که در ابراز احساسات خود مشکل دارند. آلکسی تایمیا واژه ای یونانی است که به معنی نبود واژه برای ابراز هیجانها است و به لحاظ مفهومی به صورت دشواری در تشخیص احساسات، دشواری در توصیف احساسات و تفکر برون مدار تعریف می شود (باگبی. Bagby
و همکاران، 1994).
آلکسی تایمیا بعنوان یک صفت شخصیتی به معنای فقدان یا بروز مشکلاتی در شناسایی، توصیف و درگیر شدن با احساسات فردی است که اغلب به نفهمیدن احساسات دیگران نیز منجر میشود (پاویو و مک کیلوچ .Paivio& McCilloch
، 2004).
2-2-2 -تعریف اصطلاحی آلکسی تایمیا
آلکسی تایمیا به وضعیتی اطلاق میشود که فرد قادر به ابراز هیجان خود نباشد. این افراد در ابراز کلامیهیجانات و استفاده از تخیلات خود دچار مشکل میباشند. در چنین شرایطی بیماران در معرض خطر بیماریهای روانتنی عمده مانند زخم معده، ناهنجاریهای انسدادی مزمن تنفسی، اختلالات قلبی عروقی و؛ و نیز برخی از اختلالات روانپزشکی مثل افسردگی، اختلال شخصیت مرزی، وابستگی به مواد و ... میباشند.
آلکسی تایمیا به ناتوانی در پردازش شناختی اطلاعات هیجان و تنظیم هیجانها گفته میشود. آلکسی تایمیا سازه ای است چند وجهی متشکل از دشواری در شناسایی احساسات، دشواری در توصیف احساسات برای دیگران و جهت گیری فکری بیرونی. (پاویو و مک کیلوچ، 2004 ).
آلکسی تایمیا با دشواری در ایجاد تمایز میان حالات هیجانی مختلف و توانایی محدود تفکر در هیجانات و با استفاده از آنها به هنگام مواجهه با موقعیتهای استرس زا ارتباط دارد. هوش هیجانی و آلکسی تایمیا با متغیرهای دیگر نظیر خود آگاهی، افسردگی، اضطراب، عزت نفس و استرس ادراک شده نیز رابطه دارند. خود آگاهی و عزت نفس احتمالاً هوش هیجانی بالاتر و آلکسی تایمیا هوش هیجانی پایین تر را پیش بینی میکند و بین هوش هیجانی با افسردگی، اضطراب و استرس ادراک شده همبستگی معکوس وجود دارد (مشتاق زاده، 1383).

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 44 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
اعتیاد به موبایل و احساس تنهایی
نوجوانی به دوره ی گذار از کودکی به بزرگسالی اطلاق می شود و تقریبا از 12 سالگی آغاز و تا اواخر دهه ی دوم زندگی، یعنی رسیدن به رشد جسمانی کم و بیش کامل، ادامه می یابد. طی این دوره، نوجوان به بلوغ جنسی میرسد و هویت فردی خود را جدا از هویت خانواده بنا می نهد(46). والدین اغلب به طوفانها و آشوبهای فراوانی اشاره می کنند که در روابط شان با فرزندان نوجوان خود پیدا می کنند و پژوهشها نیز عمدتا مؤید این باور عمومی است. یکی به دو کردن و کلنجار رفتن والدین با فرزندانشان در نوجوانی افزایش می یابد و از احساس صمیمیت آنها به یکدیگر در این دوره کاسته می شود. نوجوانان نوعا از والدین کناره می گیرند و این اقدامی برای تشکیل و تحکیم هویت فردی ویژه خودشان است(47). تغییرات رخ داده در نوجوان اغلب موجب احساس استرس و اضطراب می گردد. پرستاران باید با کلیه ی تغییرات فیزیکی و روانی دوران نوجوانی و عوامل استرس زای اجتماعی آشنا باشند(43). تغییرات جسمی، شناختی و اجتماعی نوجوانان تحت تأثیر محیط اجتماعی که در آن قرار دارند شکل می گیرد. محیط اجتماعی موقعیت ها، فرصت ها، موانع، الگوها و حمایت هایی را برای رشد و تکامل و سلامتی این افراد مهیا می کند. نوجوان یک حس طبیعی برای تجربه و استقلال دارد، بنابراین باید در رابطه با خطراتی که او را تهدید می کند آموزش ببیند. مثلا لازم است در رابطه با خطرات موادمخدر، الکل، سیگار، گروههای ضد اجتماعی و خطر ورود به آنها اطلاعات لازم به وی داده شود(48). خطر ابتلا به اختلالات روان پزشکی در دوره نوجوانی بالا است(49). یکی از بحران های مهم دوران نوجوانی که سازگاری فرد با محیط را دچار مشکل می کند، احساس تنهایی است(50). برای بسیاری از نوجوانان احساس تنهایی ناشی از مشکلات مربوط به مدرسه، دوستان و همسالان، و خانواده میتواند به مشکلات جدی تری نظیر افسردگی، فکر خودکشی و خشونت منجر شود(51).
روان شناسان اجتماعی از پدیده ی احساس تنهایی تعاریف متنوعی به دست داده اند. برای مثال دویونگ گیرلد Doyeong gyrld
می گوید احساس تنهایی دلالت به تجربه ای دارد که در اثر کمبود تماس های اجتماعی، صمیمیت یا حمایت در روابط اجتماعی ایجاد می شود. با دیدگاهی روان کاوانه، سالیوان Sullivan
بیان می کند که احساس تنهایی تجربه ای است که در نتیجه ناکامی در رضایت از نیازهای اساسی انسان در برقراری روابط صمیمی و نزدیک intimacy
رخ می دهد. محققان به نقش تضاد میان روابط ادراک شده و آرمانی اشاره دارند. برای مثال تفاوت میان دوستانی که یکدیگر را دوست دارند، در مقابل کسانی که کمبودها و نقص هایی در شبکه های اجتماعی و روابط شان دارند(52). احساس تنهایی، تجربه عاطفی ناخوشایند و پریشانی روحی مزمنی است که از تعارض های ارتباطی بین فردی و کاستی هایی در روابط اجتماعی شخص ناشی می شود(42).
علیرغم تنوع در تعریف احساس تنهایی پرلمن و پلا Perelman and pla
چهار خصوصیت مورد توافق محققان درباره ی احساس تنهایی را نام می برند: 1-احساس تنهایی با نقص هایی در روابط اجتماعی همراه است. 2- دست کم بخشی از آن ذهنی و وابسته به انتظارات و ادراکات فرد است. 3- پدیده ای ناخوشایند تلقی می شود. 4- افراد دچار احساس تنهایی برانگیخته می شوند تا از شدت آن بکاهند. بر این اساس بوبلی Bublé
پیشنهاد می کند که احساس تنهایی یک مکانیزم «ترغیبی-صمیمیت» است که خاستگاه تکاملی و ارزش بقا برای گونه انسانی دارد. از این منظر احساس تنهایی شاید به عنوان یک سائق تجربه شود، شبیه گرسنگی یا تشنگی، که افراد را به کنش هایی برمی انگیزاند تا نیاز به تماس انسانی رفع شود. در مورد انسان مراد نیاز به داشتن رابطه صرف نیست و مکمل های انسانی دیگر را نیز طلب می کند. بدیهی است که اگر فرد از رفع سائقی ناامید بشود، با روش های غیر اصیل دیگری آن را کاهش خواهد داد. نکته مهم در مورد احساس تنهایی این است که پیرامون فرد را انبوهی از افراد آشنا و ناآشنا در برگرفته ولی به هر دلیل از ارتباط با آنها راضی
نیست و آنچه را که فرد در روابطش از آنها توقع دارد، برآورده نمی کنند. فرد با آنها به شکل زبانی گفت و گو دارد ولی به لحاظ ذهنی و عاطفی خلاءهای او را پر نمی کند. بنابراین می توان در میان انبوه جمعیت(درخیابان، مهمانی، بازار، فروشگاه های بزرگ و حتی کنار همسر) نیز احساس تنهایی کرد و این حالت زمانی دست می دهد که روابط، انتظارها را برآورده نکند(52). احساس تنهایی، فاصله و شکاف بین آرمان های فرد (آن چه می خواهد) و دستاوردهای او (آن چه به دست آورده است) در روابط و صمیمیت های بین فردی است؛ هرچه این فاصله بیشتر باشد، این احساس بیشتر است(9).
آرنت Arendt
در کتاب "ریشه های توتالیتاریسم" تعریفی جامع و مانع از این پدیده ارائه می دهد: «احساس تنهایی یعنی نه با خود بودن و نه با دیگران بودن». رابرت ویس Robert vis
که از او به عنوان « پدرپژوهش در مورد احساس تنهایی» یاد می شود، احساس تنهایی را نتیجه تجربه نقص و کمبود در یک یا چند کارکرد رابطه ای relational function
می داند. وی براین اساس از شش کارکرد رابطه ای نام می برد که در واقع فراهم آورنده یا پیش شرط provision
لازم برای جلوگیری از احساس تنهایی اند: 1-ادغام اجتماعی social integration
که در شبکه ای از روابط ایجاد می شود. 2-تعلق یا وابستگی attachment
: رابطه ای که فرد در آن به نوعی احساس ایمنی و سلامت می رسد. 3-احساسی از پیوستگی قابل اعتماد a sense of reliable alliance
: رابطه ای که در آن فرد بر دریافت کمک از جانب دیگری حساب می کند. 4-اطمینان از ارزشمند بودن reassurance of worth
: رابطه ای که در آن به مهارت ها یا توانایی های فرد توجه می شود. 5-مشاوره در موقعیت های پراسترس guidance in stressful situations
: رابطه ای که در آن فرد هدایت می شود یا به به او اندرز داده می شود. 6-امکان مراقبت و پرورش(دیگری) opportunity for nurturance
: رابطه ای که یک فرد در مورد دیگری احساس مسئولیت می کند(52).

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
تعاریف اعتیاد
اعتیاد یک اصطلاح عامیانه وغیرعلمی و به معنای وابستگی بیمارگونه به مصرف یک یا چند نوع ماده مخدر است که سبب بروز رفتارهای موادجویانه شده و در صورت عدم مصرف مواد مورد نظر، علایم محرومیت در فرد معتاد بروزمی کند.منظوراز مواد، یک ماده شیمیایی –نه خوراکی است که پس از مصرف ،وابستگی و نیاز شدید در فرد به مصرف دوباره آن ایجاد می کند( صابری، 1384؛ به نقل از بهاری،1392)
به طور متعارف ، اعتیاد برای شناسایی رفتارهای خود مخربی به کار می رود که شامل مولفه های دارویی است.این واژه مختص کسانی است که گرفتار وابستگی جسمی به یک یا بیش از یک داروی غیرقانومی هستند. این تعریف شامل هوس کردن شدید مواد و نیاز به مواد بیشتر برای کسب همان اثرقبلی است(دی کلمنته، 2003).
بین سوء مصرف مواد و اعتیاد تفاوت وجود دارد. مصرف ماده ای که خلق و رفتار را تغییر می دهد لزوما سوءمصرف مواد تلقی نمی شود مگر آنکه عملکرد مصرف کننده را به طرزی منفی تحت تاثیر قراردهد. مشکل فرد فقط موقعی اعتیاد تاقی می شود که نشانه های مرضی جسمی ترک یا تحمل نسیت به ماده مخدر وجود دارند. اعتیاد عادت اکتسابی است که زمانی ظهور کرده وخاموش کردن آن حتی در مواجهه با پیامدهای بسیار منفی و چشمگیر آن دشوار است. واژه وابستگی حاکی است که الگوی رفتار شامل کنترل ضعیف خود فرمانی است که با وجود بازخورد منفی ادامه دارد و اغلب به نظر می رسد خارج از کنترل باشد (دی کلمنته، 2003). پادینا و سکول (1983) معتقدند که در بحث از مصرف مواد در نوجوانی، رفتارهای وابسته به مصرف مواد متأثر از عوامل درون شخصیتی – برون شخصیتی و اجتماعی – فرهنگی است (به نقل از بهاری،1392).
ملاکهای تشخیصی DSM-IV-TR برای وابستگی به مواد
یک الگوی غیر انطباقی مصرف مواد که منجر به تخریب چشمگیر بالینی یا ناراحتی میشود و با سه مورد از موارد زیر تظاهر میکند که زمانی در یک دوره 12 ماهه بروز میکنند:
تحمل که به یکی از دو صورت زیر تعریف میشود:
الف) نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه
ب)کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن
2) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر میکند:
الف)سندرم ترک برای آن ماده
ب) همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک مصرف میشود.
3) ماده غالباً به مقادیری بیشتر و برای دورهای طولانیتر از آنچه مورد نظر است مصرف میشود.
4) میل دائمی برای کاهش یا کنترل مصرف ماده وجود دارد و یا تلاشهای ناموفقی در این زمینه صورت میگیرد.
5) زمان زیادی در فعالیتهای لازم برای به دست آوردن ماده (مثلاً مراجعه به اطباء متعدد یا رانندگی طولانی)، مصرف ماده یا رهایی از آثار ماده صرف میشود.
6) فعالیتهای مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی به خاطر مصرف ماده کنار گذاشته میشود.
7) ادامه مصرف مواد علی رغم آگاهی از مشکلات روانشناختی یا جسمانی مستمر یا عودکننده ای که احتمالاً از مصرف ماده ناشی شده و یا در نتیجه آن تشدید میشوند. (کاپلان و سادوک، 2007؛ ص 478)
ملاک های تشخیصی DSM-5
الف) کنترل فرد مصرف کننده بر الگوی مصرفش تخریب شده باشد، شامل 4 ملاک زیر:
1) مصرف مواد بیش از مقداری که قصد شده یا زمانی که در نظر گرفته شده است انجام شود.
2) تلاش های ناموفق زیاد جهت قطع، کاهش یا تنظیم مقدار مصرف مواد.
3) صرف زمان فراوان جهت تهیه مواد، استفاده از مواد، و از بین رفتن آثار مواد در بدن.
4) وجود وسوسه مصرف مواد.
ب) تخریب در مسائل اجتماعی شامل سه مورد زیر:
5) تخریب قابل ملاحظه در نقش و وظایف فرد در محل کار، مدرسه یا منزل.
6) ادامه مصرف مواد با وجود مشکلات پایدار و مکرر در وضعیت اجتماعی یا بین فردی که ناشی از اثرات مصرف باشد.
7) فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی یا تفریحی به علت مصرف مواد کاهش یابند یا قطع شوند.
ج) مصرف پرخطر شامل دو مورد زیر:
8) نحوه مصرف مواد از لحاظ جسمانی خطرناک باشد.
9) ادامه مصرف مواد با وجود علم به داشتن یک مشکل جسمانی یا روانی که از مصرف مواد ناشی شده باشد.
د) تأثرات دارویی مصرف مواد شامل دو مورد زیر:
10) وجود نشانه های تحمل به یکی از این دو طریق: نیاز به افزایش مقدار ماده برای رسیدن به مسمومیت یا تأثیر دلخواه یا کاهش قابل ملاحظه اثرات ماده با مصرف مداوم مقادیر یکسانی از آن.
11) حالت ترک که به یکی از دو شکل زیر تظاهر میکند: نشانگان ترک برای آن ماده یا مصرف همان ماده (یا ماده مشابه آن) برای رفع یا جلوگیری از علائم ترک (DSM-5، 2013، ص 484-483)
پیشینه مواد مخدر در ایران

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
خلاقیت
خلاقیت از جمله مسائلی است که در باره ی ماهیت و تعریف آن تا کنون بین محققان و روان شناسان توافق به عمل نیامده است.
و یکی از مفاهیم پیچیده مربوط به انسان است که ارائه تعریف روشن، بدون ابهام، دقیق و مورد پذیرش اکثریت روانشناسان و مربیان تعلیم و تربیت از آن مشکل می باشد.
به لحاظ لغوی در زبان انگلیسی، ریشه واژه خلاقیت عبارت لاتین Greate است که در فرهنگ های واژگان به گونه های متفاوتی تعریف شده است. از جمله در فرهنگ واژگان ماکاری، خلاقیت به معنای تکامل فکر یا تخیلات فرد، به شکل اختراع و ابداع معنا شده است. در فرهنگ و بستر، خلاقیت توانایی یا قدرت ایجاد محصول نوین، از راه به کارگیری قدرت تصور و تحلیل ذکر شده است (به نقل از هاریس . Harris
، 1998).
اکثر روانشناسان در این مطلب توافق دارند که خلاقیت به دستاوردهای تازه و ارزشمند . Novelpro ducts of value
اشاره دارد (ویسبرگ . Wiesberg
، 1992) آیزنک (2000) معقتد است خلاقیت فرآیند روانی می باشد که، منجر به حل مسئله، ایده سازی، مفهوم سازی، ساختن اشکال هنری، نظریه پردازی و تولیداتی می شود که بدیع و یکتا باشند.
از نظر لغوی در زبان فارسی، خلاقیت با سازه هایی هم چون نوآوری، ابداع و اختراع تعریف شده است که با وجود تشابه با سازه های ذکر شده، متفاوت از آن هاست، خلاقیت فعالیتی فکری و ذهنی است که لازمه و زیرساخت نوآوری است، ولی نوآوری بیشتر جنبه علمی دارد و محصول نهایی عمل خلاق است.
ابداع نیز به کارگیری خلاقیت است. در حقیقت ابداع ماحصل حرکتی است که نقطه شروعش در خلاقیت و حیطۀ فکر بود و با به کارگیری تجارب دیگر، به صورت پدیده نو ظهور، آشکار شده است. ارتباط با خلاقیت و ابداع، چنین
است که خلاقیت بدون ابداع قابل تصور نیست، اما ابداع بدون خلاقیت بی معنی است. اما اختراع عبارت است از ایده یک مخترع که در عمل راه حل یک مشکل مشخص تکنولوژیکی را ارائه دهد.
به گونۀ ساده راه حل نوین یک مشکل صنعتی، اختراع نامیده می شود (امیرحسنین، 1384، ص 38). گفتنی است افزون بر تعاریف لغوی، برخی از فرآیندهای ذهنی هم چون حل مسئله . Problem Solving
، استدلال قیاسی . Deduction reasoning
، استدلال استقرایی . induction reasoning
و توانایی .Ability
با فرآیند خلاق مترادف فرض شده اند (هارناد . Harnad
، 204).
در فرهنگ نامه ابداع یا آفرینش به معنای چیزی نوآوردن یا کار تازه کردن است (فرهنگ امید، 1362). ورتایمر (1959) می نویسد: خلاقیت فرآیند ویران سازی یک گشتالت به نفع گشتالت بهتر است (تیلور . Taylor
، 1988، ص 99).
در مجموع تعریف های خلاقیت را چنین تقسیم بندی می نمایند : بعضی از تعریف ها، ویژگی های شخصیتی افراد را محور قرار داده و بعضی دیگر براساس فرآیند خلاّق و تعریف های دیگر بر حسب محصول خلاّق به خلاقیت نگریسته اند.
از جمله افرادی که بر حسب شخصیت به خلاقیت می نگرد گیلفورد (1950) است. او معتقد است خلاقیت مجموعه ای از توانائیها و خصیصه هاست که موجب تفکر خلاق می شود.
برخی از تعریف ها بر پایۀ فرآیند خلاقیت استوار است، مانند تعریف مدینک . Mednick
(1962) از نظر او خلاقیت عبارت است از : شکل دادن به عناصر متداعی به صورت ترکیبات تازه که با الزامات خاصی مطابق است یا به شکلی مفید است. هر چند عناصر ترکیب جدید غیر مشابه تر باشد، فرآیند حل کردن خلاق تر خواهد بود.
گیرلین . Ghiselin
(1954) معتقد است: خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است.
تایلور . Taglor
(1988) خلاقیت را شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه می داند.
وجه اشتراک این تعاریف تازگی و نو بودن است. اما تازگی به تنهایی نمی تواند مفهوم خلاقیت را روشن سازد. زیرا بسیاری چیزها نو و تازه هستند ولی خلاّقانه نیستند. بر این اساس ملاک محصول خلاق در نظریه های معاصر تازگی و تناسب یا ارزش است.
استین . Stein
(1974) خلاّقیت را بر مبنای این دو عامل چنین تعریف می کند:
خلاّقیت فرآیندی است که نتیجۀ آن یک کار تازه ای باشد که توسط گروهی در یک زمان به عنوان چیزی مفید و رضایت بخش مقبول واقع شود.
ورنون . Vernon
(1989) نیز از همین چشم انداز به خلاّقیت می نگرد. خلاّقیت توانایی شخص در ایجاد ایده ها، نظریه ها، بینش ها یا اشیای جدید و نو و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه هاست که به وسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری و از لحاظ علمی، زیبایی شناسی، فن آوری و اجتماعی با ارزش قلمداد گردد.
استرنبرگ . Sternberg
(1989) نیز تفکر خلاّق را ترکیبی از قدرت، ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی می داند که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از تفّکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیاندیشد که حاصل آن رضایت شخصی و احتمالاً خشنودی دیگران خواهد بود.
آمابیل . Amabile
(1983 ، 1990) ضمن تأیید این تعریف قیدی را به آن اضافه می کند آمابیل معتقد است در تکمیل دو عنصری که در اغلب تعریف ها آمده یعنی تازگی و تناسب و ارزشمندی باید این نکته را اضافه نمود که عمل خلاّق از طریق اکتشاف . Heavistic
انجام می گیرد نه از طریق الگوریتم - algorithmic
5 منظور از الگوریتم عمل قانونمندی است که برای رسیدن به جواب راه روشن و مشخص را طی می کند، در حالی که اکتشاف راه معین و مشخصی ندارد.
: مایر . Mayer
(1983) و وایزبرگ . Weisberg
(1986 ، 1995) نیز تعریف ساد و روشنی از خلاّقیت ارائه دادند: خلاّقیت توانایی حل مسائلی است که فرد قبلاً حل آن ها را نیاموخته است.سیکز

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 56 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
کیفیت زندگی
روانشناسی در نیم قرن گذشته، بر بیماری بیشتر از سلامتی و بر آسیب شناسی عملکرد انسان بیشتر از درک کامل از تمام ابعاد آن تکیه داشته و به ویژگیهای انسان سالم و کامل کمتر توجه کرده است. اما اخیراً با ظهور رویکرد جدیدی به نام روانشناسی مثبت به عنوان متمم رویکردهای قبلی، این روند تغییر یافته و نگاهها متوجه نقاط قوت و کمالات انسانی شده است. در این رویکرد، به مطالعۀ ویژگیهای مثبت انسانها و راهبردهای استفاده از حداکثر استعدادهای ذاتی و محیطی برای بهره مندی از حالتهای روانی سالم و زندگی سازنده بیش از پیش تأکید میشود(سلیگمن و سیکسزنت میهالی-Seligman&Csikszentmihalyi
،2000، به نقل از یوسفی و صفری، 1388). آنچه که هدف این رویکرد است مسأله پیشگیری و تأکید بر شایسته سازی است و نه تصحیح ضعف ها. هدف دیگر این رویکرد شناسایی و تعریف مفاهیمی است که به تأمین سلامتی و شادکامی افراد و بهره مندی آنها از یک زندگی سالم کمک کند. یکی از این مفاهیم، مفهوم کیفیت زندگی است که در سه دهۀ گذشته تلاش زیادی برای تعریف و اندازه گیری عینی آن انجام شده است. اما با وجود گستردگی تحقیقات انجام شده در این زمینه، هنوز تعریف واحد و مورد توافق همگان دربارۀ کیفیت زندگی ارائه نشده است. برخی از محققان، کیفیت زندگی را با رویکردی عینی تعریف کرده و موارد آشکار و مرتبط با معیارهای زندگی از جمله سلامت جسمی، شرایط شخصی( ثروت، شرایط زندگی و ...) ارتباطات اجتماعی، اقدامات شغلی یا دیگر عوامل اجتماعی و اقتصادی را با کیفیت زندگی معادل دانسته اند( لیو-Liu
،2006، به نقل از یوسفی صفری،1388). در مقابل این رویکرد، رویکرد دیگری به نام رویکرد ذهنی وجود دارد که کیفیت زندگی را مترادف با شادی یا رضایت فرد در نظر میگیرد و بر عوامل شناختی در ارزیابی کیفیت زندگی تأکید دارد(همان منبع). بین دو رویکرد عینی و ذهنی، رویکرد جدیدی به نام رویکرد کل نگر وجود دارد (فلس و پری،1995؛ رنویک و براون،1996؛ به نقل از رحیمی،1386) که نظریه پردازان
آن معتقد هستند کیفیت زندگی، همانند خود زندگی، مفهومی پیچیده و چند بعدی است، و در بررسی آن ، هردو مؤلفه عینی و ذهنی را مدّ نظر قرار میدهند.
بنا به تعریف گروه کیفیت سازمان جهانی بهداشت کیفیت زندگی به ادراک فرد از جایگاه خودش در زندگی، با توجه به بافت فرهنگی جامعه و اهداف، معیارها و نگرانی های فرد اشاره دارد و از متغیرهایی مثل سلامت جسمانی، وضعیت روانشناختی، استقلال و روابط اجتماعی ناشی میشود (استینر، کوپر و شوینگتون- Stenner Cooper&Skevington
،2003، به نقل از نائینیان، گوهری، مطلبی نژاد و بلوچان1392)
کیفیت زندگی، معرف نوعی برداشت ذهنی از بیماری یا درمان آن است. به همین دلیل، بیماران با وضعیت سلامت مشابه، به علت تفاوت های فردی مربوط به توقعات و راهبردهای مقابله ای، ممکن است کیفیت زندگی همسان نداشته باشند. حیطه جسمانی به درک بیمار به توانایی انجام فعالیت های روزانه، و انرژی بیمار بستگی دارد. حیطه اجتماعی به انزوا، وابستگی سطح روابط با خانواده و بستگان و شرایط دیگر محیط های اجتماعی دیگر وابسته است و بالاخره حیطه روانی آن در اشتراک با مفاهیم روانی و هیجان است و مسائلی چون ترس، خشم، سعادت، خوشی و اضطراب مطرح میشود(جرگه، 1388).
کیفیت زندگی شرایطی است که خوب زیستن را امکان پذیر میسازد به نحوی که فرد در یک وضعیت مناسب جسمی، روانی و اجتماعی قادر به انجام فعالیت های روزمره باشد و بیمار نیز از کارای درمان، کنترل بیماری و یا بازتوانی احساس رضایت نماید. کیفیت زندگی با بهداشت روانی افراد ارتباط دارد و به بیان حالات و تغییرات و توانایی های افراد و میزان رضایت افراد از عملکردهای زندگی میپردازد، کیفیت زندگی شامل تمام عملکردهای زندگی مانند عملکرد احساسی، فیزیکی، شیمیایی، درد، خستگی و غیره است. کیفیت زندگی یک اصطلاح مورد استفاده در تعدادی از رشته های علمی با تعاریف و مفهوم سازیها از حالات سلامت تا رضایت مندی زندگی و از مالکیت ویژگی های مطلوب از لحاظ اجتماعی مؤثر است.
این تعریف مفهوم وسیعی است که به شیوه پیچیده ای توسط سلامت جسمانی، وضعیت روانشناختی، سطح استقلال و روابط اجتماعی فرد و ارتباط آنها با خصوصیات بارز محیط شان تحت تأثیر قرار میگیرد. (گشتاسبی،1383).
شالوک- Schalock
(2004) اعتقاد دارد علاقه به بحث کیفیت زندگی به لحاظ تاریخی از چهار زمینه ریشه میگیرد:
بازنگری در این باور که پیشرفتهای علمی، پزشکی و تکنولوژیک به تنهایی میتوانند خوشبختی و سعادت بشر را فراهم کنند و در عوض توجه به این مسأله که احساس سعادت شخصی، خانوادگی و اجتماعی در صورتی تحقق مییابد که پیشرفتهای مذکور با ارزشها، ادراکات و شرایط محیط زیستی مساعدی هم همراه شوند.
توجه به سنجش نتایج و پیامدهای زندگی فرد در اجتماع به جای توجه صرف به خدمات ارائه شده.
افزایش قدرت مصرف کنندگان، شکل گیری جنبشهای تأمین کنندۀ حقوق بیماران و تأکید این جنبشها بر برنامه ریزی شخص محور، توجه به پیامدهای شخصی برنامههای رفاهی و دولتی، توجه به حق تعیین سرنوشت خود و پیدایش تغیرات جامعه شناختی در مفهوم کیفیت زندگی که جنبههای عینی و ذهنی این مفهوم را معرفی کرده است، ویژگیهای ارزشی و اجتماعی این مفهوم را مورد تأکید قرار داد.(به نقل از ربانی خوراسگانی و کیانپور، 1384).
1-5-2 رویکردهای نظری راجع به کیفیت زندگی
تئوریهای کیفیت زندگی هر کدام تلاش میکنند فرایندهای شناختی، احساسی و نمادینی که از طریق آنها افراد کیفیت زندگی خود را ارزیابی، تعیین و تجربه میکنند را توصیف نمایند(شوسلر و فیشر-Schuessler and Fisher
، 1985). اما هر یک از این تئوریها در توجه به عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی با یکدیگر تفاوت دارند. نظریههای

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 65 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
2-1- مقدمه...................................................................................................................25
2-2 - تاریخچه کیفیت زندگی کاری...............................................................................25
2 -3 مفاهیم کیفیت زندگی کاری..................................................................................26
2-4- اهداف کیفیت زندگی کاری...................................................................................28
2-5- ابعاد کیفیت زندگی کاری......................................................................................30
2- 6- راهبردهای بهبود کیفیت زندگی کاری...................................................................31
2-6-1- انسانی تر کردن کار..........................................................................................31
2-6-2- طراحی شغل....................................................................................................32
2-7- تأثیر متقابل بهره وری و کیفیت زندگی کاری.........................................................32
2-8- نتایج کیفیت زندگی کاری.....................................................................................34
2-8-1- نتایج فردی.....................................................................................................34
2-8-2- نتایج سازمانی..................................................................................................34
2-8-3 نتایج اجتماعی...................................................................................................34
2-9- نقش بهره وری منابع انسانی در کیفیت زندگی کاری..............................................35
2-1- مقدمه................................................................................................................35
2-2- پیشینه و سیر تکاملی مدیریت ارتباط با مشتری......................................................36
2-2-1- پیش از مرحله تجارت الکترونیک...................................................................36
2-2-2- دوره پیش از کسب و کار الکترونیک..............................................................36
2-2-3- مرحله رشد کسب و کار الکترونیک................................................................37
2-3- مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری و دیدگاههای دانشمندان.....................................37
2-4- تعریف مدیریت ارتباط با مشتری.....................................................................39
2-5- چرخه حیات مشتری (مدیریت ارتباط با مشتری)................................................40
2-6- اهمیت مدیریت ارتباط با مشتری و اهداف آن.....................................................42
2-7- تأثیر نظام مدیریت ارتباط با مشتری بر ساختار سازمان.........................................43
2-8- ویژگی های یک CRM خوب............................................................................46
2-9- چالش های اجرایی CRM..................................................................................47
2-9-1- ساختار سازمانی.............................................................................................47
2-9-2 - منابع انسانی..................................................................................................48
2-9-3- فرهنگ سازمانی.............................................................................................48
2-9-4- تیم اجرایی و مدیریت پروژه...........................................................................49
2-10- دیدگاه های مختلف در مورد مدیریت ارتباط با مشتری........................................49
2-10-1- دیدگاه اول : تلقی CRM به عنوان یک فرآیند...............................................50
2-10-2- دیدگاه دوم : تلقی CRM به عنوان یک استراتژی...........................................50
2-10-3- دیدگاه سوم : تلقی CRM به عنوان یک فلسفه................................................51
2-10-4- دیدگاه چهارم : تلقی CRM به عنوان یک توانمندی.........................................52
2-10-5- دیدگاه پنجم : تلقی CRM به عنوان تکنولوژی................................................52
2-11- ویژگیهای مدیران، کارکنان مشتری مدار در سازمان................................................53
2-11-1- مدیران مشتری مدار و ویژگی های آن ها..........................................................53
2-11-2- ویژگی های کارکنان مشتری مدار....................................................................54
2-12- پژوهش های انجام شده در داخل کشور ...............................................................55
2-13- پژوهش های انجام شده در خارج از کشور............................................................62
2-14- جمع بندی ادبیات پژوهش..................................................................................78
2-15- تاریخچه شرکت نفت پارس.................................................................................79
2-1- مقدمه
هدف از این بخش بررسی پژوهش ها و مطالعاتی است که در زمینه کیفیت زندگی کاری و تعهد سازمانی انجام گرفته است. این قسمت از تحقیق خواننده را با کارها و زمینه های قبلی و همچنین با حیطه موضوع مورد مطالعه آشنا می سازد. این فصل به سه بخش اصلی تقسیم شده است در بخش اول به مطالعه مبانی نظری ومطالعات و بررسی های انجام شده در رابطه با کیفیت زندگی و در بخش دوم مطالعه مبانی نظری و مطالعات و بررسی های انجام شده در رابطه با مدیریت ارتباط با مشتری ذکر می شود و در ادامه بخش دوم پیشینه تحقیق و در آخرین بخش به تاریخچه شرکت نفت پارس ایران پرداخته می شود.

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 45 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
مبانی نظری پژوهش
فهرست مطالب:
گردشگری
2-2-1-1: انواع گردشگر و گردشگری
2-2-2: گردشگری پایدار
2-2-3: وفاداری مشتری
2-2-4: اعتماد Trust
2-2-5: رضایت مشتری saticfacton
2-2-6: کیفیت خدمات Service quality
2-2-7: بازاریابی پایدار
2-2-7-1: توسعه پایدار
2-2-7-2-1: اهداف توسعه ی پایدار گردشگری
2-2-7-2: تأثیرات اقتصادی
2-2-7-2-1: اشتغال
2-2-7-3: تأثیرات اجتماعی فرهنگی
2-2-7-3-1: امنیت در گردشگری
2-2-7-4: تاثیرات سیاسی
2-2-8: بازاریابی سبز
2-2-8-1: ابزارهای بازاریابی سبز
2-2-9: تأثیرات زیست محیطی
2-2-10: بازاریابی گردشگری
2-2-11: جمع بندی از مبانی نظری پژوهش
2 -3: پیشینه پژوهش
2-3-1: پیشینه داخلی
2-3-2: پیشینه خارجی
فهرست منابع و ماخذ:
گردشگری
یکی از عوامل مهم و مؤثر در پویایی اقتصاد و توسعه پایدار هر کشور، گردشگری می باشد. بررسی تاریخ سفر از سده های گذشته مؤید آن است که انسان ها به انگیزه های گوناگون همچون تجارت، آموزش، زیارت و انجام امور مذهبی، ماجراجویی و نیز انجام وظایف سیاسی به سفر می پرداخته اند(صدر ممتاز و آقارحیمی،1389 ،517). رشد شتابان گردشگری در جهان و منافع حاصل از آن، توجه ویژه دولت ها و برنامه ریزان را موجب گردیده و شکل گیری شیوه های جدید سیاست گذاری در این زمینه را به دنبال داشته است. کشورهای پیشرفته دنیا پیش از دیگر کشورها به اهمیت گردشگری پی برده و برنامه ریزی های گسترده ای برای رشد همه جانبه آن انجام داده اند. گردشگری می تواند در بسیاری از کشورهای در حال توسعه که منابع اقتصادی چندانی ندارند، به مهم ترین منبع اقتصادی این کشورها تبدیل گردد. به همین سبب اکثر کشورهای در حال توسعه، در زمینه توسعه گردشگری، برنامه ریزی های مختلفی را شروع کرده اند. گردشگری از ابعاد مختلف،
می تواند آثار مثبت و منفی متعددی به دنبال داشته باشد؛ از جمله آثار مثبت آن می توان به ایجاد اشتغال، افزایش فرصت های سرمایه گذاری، بهبود کیفیت زندگی، رشد فرهنگی، تقویت ارزش ها و سنن محلی، توسعه زیرساخت ها، حفاظت از سایت های تاریخی و اکولوژیکی، توسعه مهارت های برنامه ریزی و نظایر آن اشاره نمود. در کنار آثار یاد شده، گردشگری اگر به خوبی مدیریت و کنترل نشود، می تواند آثار منفی زیادی به همراه داشته باشد که از آن جمله می توان از انواع آلودگی ها، تهدید فرهنگ محلی، صدمات وارده بر محیط زیست، گسترش بیماری ها، شلوغی و مصرف گرایی اشاره نمود(اسماعیل زاده و همکاران، 1390 ،120). واژه توریسم tourism
(گردشگر)، نخستین بار در سال 1811 در مجله ای به نام اسپورتینگ آمده است. از دهه 1970 مطالعات مربوط به صنعت توریسم به مفهوم امروزی خود جایگاه خاصی در میان سایر علوم دانشگاهی به وجود آورده است و امروزه توریسم یکی از امیدبخش ترین فعالیت هایی است که از آن به عنوان گذرگاه توسعه یاد می شود. گردشگری یکی از رشد یافته ترین صنایع نیمه دوم قرن بیستم بود و اغلب به عنوان کلید یا رمز رشد اقتصادی، چه در کشورهای توسعه یافته و چه کشورهای در حال توسعه به کار رفت(ضرابی و پریخانی،1389، 38). با توجه به اهمیت صنعت گردشگری، علاوه بر عوامل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، عوامل محیط طبیعی نیز نقش مهمی را در توسعه گردشگری و همچنین جذب گردشگر ایفا می کنند(رنجبر و همکاران، 1389، 80). گردشگری از مهم ترین فعالیت های انسان معاصر است که همراه با به وجود آوردن تغییراتی شگرف در سیمای زمین، اوضاع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، منش و روش زندگی انسان ها را دگرگون می سازد. به استناد تعاریف سازمان جهانی جهانگردی، پیش نیاز توسعه پایدار گردشگری، تلفیق و هماهنگی اهداف اقتصادی و زیست محیطی و نیز اجتماعی و فرهنگی است. این امر متضمن تأمین منافع درازمدت جامعه میزبان، گردشگران مهمان و حفاظت از منابع طبیعی و میراث فرهنگی است(کرمی دهکردی و کلانتری،1390 ، 2). گوسلینگ و همکاران (2005) بهرحال، به طور کلی گردشگری به عنوان یک صنعت بسیار مصرفی با سهم قابل توجهی از مقصد عامل در مقادیر مطلوب کمتر بهره وری سازگار با محیط زیست نسبت به متوسط جهانی مشاهده می شود(کان و هونگ بینگ ،2011 ،1974). مولیس (1998)، جینوس و انور (2000) و ریچی و جیو (1987) رویدادهای مهم و جشنواره ها در حال حاضر به طور گسترده ای با درخواست تجدیدنظر گردشگر در استراتژی های بازاریابی برجسته از ملیت های مختلف هستند( استوکز ، 2006 ، 683).

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 74 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
سواد رسانه ای
سواد:
با ورود به قرن بیست و یکم و ظهور جامعه دانایی محور، مفهوم سواد تغییر پیدا کرده است. سواد، دیگر همان معنی سنتی توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، بلکه مفهوم سواد در معنای جدید خود شامل سواد دیجیتالی، سواد اطلاعاتی و سواد رسانهای است. با توجه به اینکه در عصر حاضر، شکل و سطح سواد تغییر کرده است؛ همه افراد جامعه نیاز به سوادآموزی در معنای جدید آن دارند. در عصر کنونی کسی که خواندن و نوشتن میداند و حتی تحصیلات دانشگاهی دارد، ولی به عنوان مثال نحوه استفاده از اینترنت و جستجو در آن را نمیداند، یا توان درک پیامهای رسانهای را ندارد، باسواد تلقی نمیشود.
2-1-2 انواع سواد:
2-1-2-1سواد دیجیتالی Digital Literacy
:
مردم، هنوز نحوه استفاده صحیح از کامپیوتر و تجهیزات کامپیوتری را نمیدانند و در نتیجه کامپیوتر در بسیاری از خانهها تبدیل به وسیله تزئینی یا وسیله بازی شده است. در جامعه مبتنی بر دانایی، اکثر مشاغل، به سواد، دانش و مهارتهای جدید از جمله توانایی کار با کامپیوتر و اینترنت نیاز دارند. بنابراین مردم به ویژه، دانش آموزان، دانشجویان، اساتید و شاغلان باید مهارت استفاده از اینترنت و جستجوی اطلاعات در آن و مهارت بهرهگیری از نرم افزارهای عمومی و تخصصی را داشته باشند.
کامپیوترها نحوه آموزش در مدارس و دانشگاهها را تغییر داده است، در مدارس و دانشگاهها دانش آموزان یا دانشجویان میآموزند تا انبوهی از اطلاعاتی را که از اینترنت میگیرند پردازش کنند و از این اطلاعات در جهت یادگیری بیشتر استفاده کنند. آنها میتوانند به منابع و اطلاعات علمی در سراسر جهان دسترسی پیدا کنند. اگر دانش آموزان یا دانشجویان سواد دیجیتال نداشته باشند، نمیتوانند همگام با این تحولات پیش روند. کارمندان و شاغلان با بهرهمندی از سواد دیجیتال و استفاده صحیح از امکانات و تجهیزات فناوری اطلاعات، میتوانند با بهره وری، سرعت و دقت بیشتری کار خود را انجام دهند.
سواد دیجیتالی شامل مهارتهای زیر خواهد بود:
مهارت کار با سیستم عاملها و راهبری عمومی کامپیوتر
مهارت استفاده از امکانات اطلاعاتی اینترنت نظیر جستجو و یابش اطلاعات در اینترنت و پایگاهها و منابع علمی و اطلاعاتی و دانشنامههای اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات ارتباطی اینترنت نظیر پست الکترونیک، شبکههای اجتماعی، تالارهای گفتگو، گروههای خبری، سیستمهای پیام رسانی فوری و کنفرانسهای اینترنتی.
مهارت استفاده از امکانات همکاری اینترنت نظیر سیستمهای دورکاری الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، پرداخت اینترنتی، بانکداری اینترنتی، دولت الکترونیکی و خدمات الکترونیکی.
مهارت کار با نرم افزارهای عمومی نظیر نرم افزارهای چندرسانهای، آموزشی، واژهپرداز، صفحه گسترده، پایگاه داده، طراحی و گرافیک و …
مهارت استفاده از نرم افزارهای تخصصی مربوط به رشته تخصصی هر فرد نظیر نرمافزارهای آماری، برنامهنویسی، مهندسی، محاسباتی، اقتصادی، حسابداری، مدیریتی و …
مهارت استفاده از امکانات و تجهیزات سخت افزاری نظیر کامپیوتر خانگی، لپ تاپ، تبلت، تلفن همراه هوشمند، پرینتر، اسکنر و …
2-1-2-2سواد اطلاعاتی Information Literacy
:
افراد در عصر اطلاعات و جامعه مبتنی بر دانش، به منظور دسترسی به منابع اطلاعاتی و استفاده از آن، باید سواد اطلاعاتی داشته باشند. سواد اطلاعاتی مجموعه مهارتها و توانمندیهایی است که فرد را قادر میسازد، نیاز اطلاعاتی خود را تشخیص دهد، منابع و پایگاههای اطلاعاتی لازم را شناسایی کند، به تدوین روش جستجو در این منابع و پایگاههای اطلاعاتی بپردازد و پس از انجام جستجو، اطلاعات به دست آمده را ارزیابی کرده و به منظور تولید اطلاعات جدید، پیوند لازم بین اطلاعات جدید را با دانش قبلی خود برقرار سازد.
عوامل متعددی باعث شده است، سواد اطلاعاتی در جامعه دانایی محور اهمیت روزافزونی بیابد، برخی از این عوامل عبارتند از:
انفجار اطلاعات و در نتیجه آن آلودگی اطلاعات
توسعه فناوری اطلاعات و پیوند مستمر آن با زندگی روزمره انسانها
تغییر در شیوههای آموزشی و توجه به جایگاه پژوهش و تحقیق در آموزش
افزایش تنوع در قالبهای منابع اطلاعاتی
مهارتهای مختلف سواد اطلاعاتی عبارتند از:
مهارت تشخیص نیاز اطلاعاتی
مهارت شناسایی روشهای دسترسی به اطلاعات و منابع و پایگاههای اطلاعاتی
مهارت تدوین راهبردهای جستجو در اطلاعات
مهارت جستجوی ساده و تخصصی در منابع اطلاعاتی
مهارت مقایسه و ارزیابی اطلاعات به دست آمده از جستجو
مهارت سازماندهی، برقراری ارتباط بین اطلاعات به دست آمده و اطلاعات و دانش قبلی فرد.(فاطمه شعبانی و سمیه فاطی زاده:1390)
2-1-3 سواد رسانه ای:
بر اساس نظر جیمز پاترJams potter
، بسیاری از افراد واژه سواد را با رسانه های چاپی ربط می دهند و آن را معادل توانایی خواندن قلمداد می کنند. برخی نیز، در رویارویی با رسانه های دیگری همچون فیلم و تلویزیون، این اصطلاح را به سواد دیداری f Visual Literacy
بسط می دهند. نویسندگان دیگری نیز از اصطلاحاتی نظیر سواد رایانه ای Computer Literacy
و سواد خواندن Reading Literacy
استفاده می کنند، اما هیچ یک از این ها معادل «سواد رسانه ای» نیستند، بلکه صرفا اجزای سازنده آنند. «سواد رسانه ای» شامل تمام این توانایی های ویژه و نیز چیزهای دیگری است. اگر خواندن بلد نباشیم، از رسانه های چاپی چیزی دستگیرمان نمی شود. اگر در درک آداب دیداری و روایی مشکل داشته باشیم نمی توانیم از تلویزیون یا فیلم چیز زیادی بفهمیم. اگر نتوانیم از رایانه استفاده کنیم. ازآنچه به مرور زمان در مهم ترین رسانه رخ می دهد، بی خبر می مانیم. در واقع، سواد رسانه ای فراتر و عمومی تر از این توانایی های ویژه است. بدین ترتیب، سواد رسانه ای چنین تعریف می شود:
سواد رسانه ای مجموعه ای از چشم اندازها Perspective
یا جنبه های فکری است که ما برای قرار گرفتن در معرض رسانه، فعالانه Actively
از آن ها بهره برداری می کنیم تا معنای پیام هایی را که با آن ها روبه رو می شویم، تفسیر کنیم. ما چشم اندازهای خود را با استفاده از ساختارهای دانش خود می سازیم و برای ساختن ساختارهای دانش، به ابزار و مواد اولیه نیاز داریم. این ابزار، مهارت های ما و ماده اولیه، اطلاعات به دست آمده از رسانه ها و دنیای واقعی است. استفاده فعالانه از رسانه ها بدان معنی است که ما از پیام ها آگاهیم و به طور خودآگاهانه با آن ها تعامل داریم. به طور سنتی، سواد رسانه ای به توانایی تحلیل و ارزیابی محصولات رسانه ای و به طور گسترده تر به ایجاد ارتباط موثر و از طریق نگارش خوب اطلاق می شود. طی نیم قرن گذشته، سواد رسانه ای شامل توانایی تحلیل شایسته و به کارگیری ماهرانه روزنامه نگاری چاپی،

بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
ابهام نقش
2-6-1) پژوهش های داخلی
2-6-2)) پژوهش¬های خارجی
فهرست منابع
الف) منابع فارسی
ب) منابع غیرفارسی
ابهام نقش
ابهام نقش Role ambiguity
زمانی پدید می آید که روشن نباشد نقش فرد چیست، ازجمله هنگامی که به روشنی معلوم نباشد که هدف از یک شغل معین چیست یا حدود مسئولیتهای آن کدام است. به طورکلی ابهام ممکن است از آموزش ناکافی، ارتباط ضعیف، یا دریغ ورزیدن عمدی از دادن اطلاعات یا تحریف عمدی اطلاعات از سوی یک همکار یا سرپرست ناشی شود. هرچند که ابهام نقش در بیشتر سازمانها مسئله ای اجتناب ناپذیر است، اما سازمان ها به رهبرانی نیازدارند تا ابهامهای موجود در نقشهای محول به کارکنان را برطرف کنند. ابهام نقش زمانی به تنیدگی منجر می شود که فرد را از بهره وری و پیشرفت زیاد باز می دارد. وانگهی، وقتی تنیدگی در نتیجه ابهام نقش پدید می آید که فرد حس اطمینان و پیش بینی خود را در نقش کاریش از دست می دهد (راس و آلتمایر،1377،ص65).
ابهام نقش به وضعیت شغلی معینی گفته می شود که در آن پار ه ای از اطلاعات لازم برای انجام شغل به طور نامطلوب، نارسا یا گمراه کنند ه اند. به عبارت دیگر، ابهام نقش زمانى پدید می آید که روشن نباشد نقش فرد چیست یا حدود مسئولیت هاى وى کدام است.(همان منبع،ص65).
تجربة نقش ابهام می تواند به واکنشهای متناقض ، احساسات تنش، کاهش اعتماد به نفس و نارضایتی در فرد منجر شود ( قمری،1390،ص91).
ابهام نقش جنبه دیگری از شرایط کار است که به گونه اساسی در ایجاد نارضایتی شغلی مشارکت دارد. ابهامات شغلی، مسئولیت افراد را برای انجام یک فعالیت معین مختل می کند و باعث می شود آن ها احساس کنند که این دیگران هستند که کار آنان را انجام می دهند. و این شغل متعلق به کس دیگری است. ابهاماتی از این نوع اغلب به ایجاد نگرش نامطلوب نسبت به سازمان، همکاران و سرانجام خود فرد منجر می شوند.از نظر مفهومی، ابهام، نبود صراحت و روشنی در نقش ها و وظایف درخواست شده از فرد، گرانباری، فراتر بودن خواست ها از توانا یی ها و منابع در دسترس فرداست.
اجتناب از عدم اطمینان درجه ای است که اعضای یک فرهنگ در مواجهه با موقعیتهای ناشناخته، نامشخص و نامطمئن احساس تهدید می کنند و نسبتی است که مردم یک کشور موقعیتهای ساختار یافته را بر موقعیتهای مبهم ترجیح می دهند. عدم اطمینان با مخاطره تفاوت دارد. مخاطره به واقعه خاصی اشاره دارد و درصد احتمال وقوع حادثه خاصی است، درحالی که در عدم اطمینان هر چیزی می تواند اتفاق بیفتد و ما نسبت به آن اطلاعی نداریم.
ابهام گریزی در سازمان. در جوامعی با ابهام گریزی بالا قوانین رسمی و غیر رسمی زیادی وجود دارد که حقوق و وظایف کارفرمایان و کارکنان را کنترل می کندو قوانین و مقررات برای جلوگیری از عدم
اطمینان در رفتارهاست. همچنین یک سری مقررات درونی برای فرایند کار وجود دارد. افراد، دولتمردان، کارفرمایان و کارکنان در محیطهای ساختاریافته راحت ترند، عجولانه عمل می کنند، وقت برای آنها طلاست و به دقت و وقت شناسی اهمیت می دهند، شرح شغلی معینی وجود دارد، تضاد نباید وجود داشته باشد، تمایل به رسمیت بالاست، امنیت و ایمنی در کار مهم است، افراد از موقعیتهای تازه، ناآشنا و مبهم هراس دارند، فشار روانی و اضطراب زیاد است، عدم اطمینان نوعی تهدید به حساب می آید، افراد دوست دارند همیشه مشغول کار باشند و این ناشی از تمایل درونی به کار سخت است، در برابر تغییر و نوآوری مقاومت می گردد و از ابزار افکار متفاوت جلوگیری می شود.
در جوامعی با ابهام گریزی پایین مردم معتقدند که بسیاری از مشکلات را می توان بدون مقررات رسمی حل و فصل نمود. در این گونه جوامع نسبت به مقررات و قوانین رسمی نوعی بیزاری وجود دارد، مقررات فقط در جاهایی وجود دارد که ضرورت داشته باشد، افراد اضطراب کمی دارند و دوست دارند راحت و آرام باشند، تحمل آنها در برابر افکار متفاوت زیاد است، نوآوری تشویق می شود، افراد فقط در مواقع نیاز، سخت کار می کنند(رابینز،1389،ص87).
2-6-1) پژوهش های داخلی
تحقیقی با عنوان" مقایسه تعهد سازمانی و رضایت شغلی کارکنان و رضایت ارباب رجوع در مراکز درمانی دارای مدیریت کیفیت جامع با سایر مرکزدرمانی" توسط عسگری و علیپور تکامجانی در سال1391 در کشور ایران انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بین تعهد سازمانی کارکنان مراکز درمانی دارای سیستم مدیریت کیفیت جامع و سایر مراکز درمانی