لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 61 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
اهل بیت در مقابل یزید
امام سجاد فرمودند در مسجد اموی دمشق در حضور یزید (ل) در زنجیر بودم به او گفتم به من اجازه دهید سخن گویم گفت بگو ولی ناهنجار نگو حضرت فرمود من در خاندانی هستم که ناهنجنار نگویم، بلکه می خواهم بگویم که اگر رسول الله (ص) مرا در زنجیر می دید به نظرت چه حالی داشت و چه کار می کرد ؟ تمام مجلس گریه کردند همان لحظه یزید دستور داد که او را آزاد کنند یزید به امام گفت در کربلا چه دیدی؟ امام سجاد (ع) فرمودند خداوند قبل از خلقت آسمانها و زمین همه چیز را مقدر نموده بود. یزید با مشاوران خود مشورت نمود و همگی به کشتن امام سجاد (ع) رای داند امام پنجم (امام محمد باقر(ع)) که آنموقع 2 سال و اندی سن داشت خداوند را ثنا و حمد کرد و فرمود ای یزید، مشاورانت بر خلاف مشاوران فرعون رای داند وقتی درباره موسی و هارون با هم مشورت کردند گفتند آنها را مهلت بده ولی مشاوران تو رای دادند که ما را بکشی و این علتی دارد یزید گفت علت چیست گفت آنها همگی زنازادگان هستند زیرا پیغمبران و اولادشان را جز زنازادگان نکشند، یزید هم سر به زیر انداخت سپس یزید به امام سجاد گفت واعجبا بر پدرت که نام علی را بر روی فرزندانش گذاشته امام سجاد فرمودند پدرم، پدرش را دوست می داشت لذا چند بار نام فرزندانش را علی نامید.
وقتی خانم زینب دید که یزید اینگونه به امام بی احترامی می کند و با چوب خیزران عصای خود به دندان مبارک امام حسین (ع) می زند بر می خیزد و خطبه خود را می خواند (بعد از حمد خداوند و درود بر پیامبر و خاندانش فرمود ثم کان عاقبه الذین اساوالسوای ان کذَّبوا بایات الله و کانو بهایستهزون (روم 10) یعنی سرانجام آنان که بد کرداری کردند، این شد که به حق کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند سپس فرمود ای یزید به گمانت،
اکنون که راههای زمین و آفاق آسمان را بر ما بستی و مانند اسیران ما را راندی، پیش خدا خوار شدیم و تو گرامی شدی و برای این است که پیش خداوند منزلتی داری و بینی بالا گرفتی و با گوشه چشم نگاه می کنی و خرم و شادی که دنیا به تو رو آورده و اکنون سلطنت ما برای تو مصفا گردیده، گفته خداوند عز و جل را فراموش کردی که فرموده است ولا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انَّما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین یعنی آنان که به راه کفر رفتند گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می دهیم بحال آنها بهتر خواهد بود بلکه به آنها مهلت می دهیم برای امتحان تا به ثروت و سرکشی خود بیفزایند و آنان را عذابی دردناک خواهد بود سپس فرمودند این رسم عدالت است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده نشانی و دختران رسول الله را اسیروار نگهداری؟ پرده از ما برگیری و ما را آشکارا نمایش می دهی و ما را از شهری به شهری می ببرند؟ و خودی و بیگانه در پی دیدار ما باشند؟ و از خود کسی را نداشته باشیم که حمایتمان کند چه امیدی به کسیکه جگر پارگان را در آورده و گوشتش از خون شهیدان روئیده، کسیکه از روی کبر و کینه به می می نگرد چگونه در کینه ورزی کوتاهی کند.
ای یزید بر دندانهای ابی عبدالله سید جوانان اهل بهشت می زنی و با ریختن خون ذریه پیامبر و ستارگان زمین از آل عبدالمطلب ریشه را کندی، بزودی به سرانجامی دچار شوی که آرزو می کنی ای کاش افلیج و گنگ بودی و این گتفار و کردار را نداشتی- بار خدایا حق ما را بگیر و بر کسی که خون ما را ریخت و حامیان ما را کشت خشم کن ای یزید به خدا پوست خود را دریدی و گوشت خود را بریدی و با بارسنگین خونریزی به محشر وارد شوی و خدا حق آنها را بگیرد سپس فرمودند ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 51 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
? 2
1
مقدمه
عالم تکوین با همه زیر مجموعه ها و اجزای آن ، جملگی از آیات خداوند قادر متعالند. از جمله این آیات و نشانه های الهی ، ظهور فصلهای چهارگانه عمر انسان است ، که همانند ابرها ، در آسمان عمر انسان ، ظاهر می شوند و سپس با طوفان اجل ، از پهنه آسمان محو می گردند . خالق نظام هستی ، فصول اربعه بهار ، تابستان ، پاییز و زمستان را ایجاد نموده تا علاوه بر چرخش زیبای طبیعت ، انسان را به فلسفه خلقت عوالم وجود و غایت نظام هستی متنبه سازد . طلوع و غروب خورشید و ماه و ستارگان ، علاوه بر روشنایی در روز و پوشاندن پرده سیاه در شب ، بیانگر واقعیت دیگری برای انسان متدبر است که همگان را بیداری بعد از مرگ، در این عالم تکوین آگاه میسازد. همان طور که نعمت خواب و بیداری قبل از خواب نشانگر حیات واقعی پس از مرگ است اگر چ نردبان عقل و احساس و تجربه در شناخت این حیات کوتاه است ، اما با تدبر در محسوسات طبیعت و نظام آفرینش ، درک آن آسان ترمیگردد .
حیات دنیوی انسان چیزی شبیه فصول چهارگانه طبیعت است که دوران طفولیت و کودکی آن ، زمان ظهور انسان در عرصه زندگی دنیایی است ، سپس به دوران نوجوانی و جوانی و بعد به مرحله پیری پا می گذارد و کم کم به افق حیات دنیوی خود نزدیک شده و زمستان عمرش از راه خواهد رسید و دار فانی را برای وصول به دار بقاء وداع خواهد کرد .
از علی علیه السلام سئوال شد چرا از مرگ نمی ترسید و مرگ را دوست میدارید ؟ فرمود : چون نمونه الطاف خداوند را در دنیا دیده ام ، یقین دارم آن خداوندی که در دنیا به من لطف داشته و مرا در راه فرشتگان و پیامبرانش قرار داده پس از این جهان و در روز قیامت فراموشم نخواهد کرد ، از پذیرائی خدای بزرگ در آن روز بزرگ دلهره و ترس ندارم .
لذا آن حضرت می فرمود : علاقه من به مرگ از علاقه کودک شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است ( نهج البلاغه ).
انتظار مرگ ، نزدیک دیدن مرگ ، یقین به مرگ ، انسان را از انجام تکالیف و وظائف فردی واجتماعی دنیوی و اخروی باز نمی دارد ، بلکه بهترین وسیله برای تلاش و ایجاد شور و نشاط برای انجام کارهای دنیا و آخرت است . مرگ و یاد مرگ یعنی ساختن و ساخته شدن .
? 2
1
عالم برزخ
برزخ از نظر لغت اصطلاح
کلمه « برزخ» معمولا در محاورات ، همراه با کلماتی مثل « مابین »، « ما بینهما » به کار میرود ، مثلا گفته می شود :« برزخ ما بین این دو » یا « برزخ بین دو چیز » و یا «برزخ بین دنیا و آخرت » و در قرآن شریف آمده است :
« بینهما برزخ لایبقیان » سوره 55 آیه 20
« و جعل بینهما برزخا و حجراً محجوراً » سوره 25 آیه 53
.
مشاهده می شود که ، « برزخ» در دو آیه فوق همراه با کلمه « بینهما» به کار رفته است و این بدان علت است که « برزخ» در لغت به معنای « حاجز و مانع » است ، و حاجز و مانع در محاورات یک معنای مستقلی نیستند ، درست مثل معنای « فی » در عربی و کلمه «در» در فارسی است . اگر چه این دو کلمه به خودی خود دارای معنی و مفهومی هستند [یعنی:تو ، داخل ، درون ] اما این معنا ، معنای مستقلی نیست و برای تمام شدن معنای آن احتیاج به کلمه یا کلمه های دیگر است ، مثل اینکه میگوئیم: « در خانه ، در مدرسه و …» که کلمه « در » همراه با « خانه و مدرسه» توانسته است معنای خود را ایفا کند . روی همین حساب اگر معنای لغوی « برزخ » حاجز و مانع باشد باید معلوم شود حاجز میان چه و چه چیزی، و یا مانع میان کدام دو چیز .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
عدل الهى
مقدمه: عدل الهى یکى از مباحث مهم در اسلام است. در این مقاله عدل در خلقت و عدل در قانونگذارى (تشریع) و رابطه عدل با حسن و قبح عقلى مورد بحث قرار گرفته است.
یکى از مسائلى که درعلم کلام مورد بحث واقع شد مساله عدل الهى بود، که آیا خداوند عادلاستیا نه؟این مساله خیلى اهمیت پیدا کرد و شاخهها و متفرعات زیاد پیداکرد، دامنهاش قهرا به مساله اصل عدالت اجتماعى که مورد بحث ماست نیز کشیده شد.این مساله از مساله حادث بودن و قدیم بودن کلامالله هم با آنکه آن مساله فتنهها بپا کرد و خونها برایش ریخته شد بیشتر اهمیت پیدا کرد به طورى که به واسطه نفىو اثبات در این مساله - یعنى مساله عدل - متکلمین دو نحله شدند: عدلیه و غیر عدلیه.عدلیه یعنى طرفداراناصل عدل الهى، و غیر عدلیه یعنى منکرین اصل عدل الهى.
متکلمین شیعه عمومااز عدلیه هستند، و به همین جهت از همان زمان قدیم معمول شد کهشیعه بگوید اصول دین اسلام پنج تاست: توحید، عدل، نبوت، امامت،
صفحه : 952
معاد، یعنى از نظر اسلامشناسىشیعى اصول اسلام پنج تاست.
در مساله عدل الهى در دو قسمت بحثشد: یکى اینکهآیا خلقت و تکوین عالم از آسمان و زمین، از جماد و نبات و حیوان، از دنیا و آخرت، بر موازین عدالت و موافق عدالت است ودر خلقت و آفرینش به هیچ موجودى ظلم نمىشود و این عالم به عدل برپاست؟آیا «بالعدل قامت السموات و الارض» (1) ؟یااینکه خداوند چون اراده و مشیتش مطلق است و هیچ چیز نمىتواند اراده او رامحدود کند، فعال ما یشاء است، یفعل ما یشاء (2) و یحکم مایرید (3) ، خلقتش تابع هیچ میزان و هیچ قاعده و قانونى نمىتواند باشد،هر چه او بکند عدل است نه اینکه هر چه مقتضاى عدل است او مىکند.
لهذا در جواب این سؤال که آیا خداوند در قیامتبر وفق موازینى که موازین عدل است رفتار مىکند و طبق حساب و قاعدهاى یکى را به بهشت مىبرد و دیگرى را به جهنم،یا اینطور نیست؟آنها گفتند اینطور نیست، هیچ قانون و ناموسى نمىتواند حاکم بر فعل حق باشد، هر قانون و ناموسىتابع فعل او و امر اوست، عدل و ظلم هم تابع فعل اوست.اگر او مطیع را به جهنم ببرد و عاصى را به بهشت، باز هم چون اوکرده عدل است.اراده او و فعل او تابع میزانى و خاضع در برابر قانونى نیست، همه قوانین و موازین تابع اراده او هستند.
این یک قسمت درباره اصل عدل که راجع به اساس خلقتموجودات و نظام عالم بود که آیا موافق با میزان عدل استیا نه؟ قسمت دیگرى مربوط به نظام تشریع است، مربوطبه دستورهاى دینى است، مربوط به این است که دستورهاى الهى که به وسیله پیغمبراکرم(ص)رسیده و به نام شریعت و قانون اسلامى خوانده مىشود چطور؟ آیا نظام تشریع تابع میزان عدل است
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
فاطمه (علیها السلام)
فاطمه (علیها السلام) در نزد مسلمانان برترین و والامقام ترین بانوى جهان در تمام قرون و اعصار مى باشد. این عقیده بر گرفته از مضامین احادیث نبوی است. این طایفه از احادیث ، اگر چه از لحاظ لفظی دارای تفاوت هستند ، اما دارای مضمونی واحد می باشند. در یکی از این گفتار ها ( که البته مورد اتفاق مسلمانان ، اعم از شیعه و سنی است) ، رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرمایند: " فاطمه سرور زنان جهانیان است" . اگر چه بنابر نص آیه شریفه قرآن ، حضرت مریم برگزیده زنان جهانیان معرفی گردیده و در نزد مسلمانان دارای مقامی بلند و عفت و پاکدامنی مثال زدنی می باشد و از زنان برتر جهان معرفی گشته است ، اما او برگزیده ی زنان عصر خویش بوده است. ولی علو مقام حضرت زهرا (علیها السلام) تنها محدود به عصر حیات آن بزرگوار نمی باشد و در تمامی اعصار جریان دارد . لذا است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) در کلامی دیگر صراحتاً فاطمه (علیها السلام) را سرور زنان اولین و آخرین ذکر می نمایند. اما نکته ای دیگر نیز در این دو حدیث نبوی و احادیث مشابه دریافت می شود و آن اینست که اگر فاطمه (علیها السلام) برترین بانوی جهانیان است و در بین زنان از هر جهت ، کسی دارای مقامی والاتر از او نیست ، پس شناخت سراسر زندگانی و تمامی لحظات حیات او ، از ارزش فوق العاده برخوردار می باشد. چرا که آدمی با دقت و تأمل در آن می تواند به عالی ترین رتبه های روحانی نائل گردد. از سوی دیگر با مراجعه به قرآن کریم درمی یابیم که آیات متعددی در بیان شأن و مقام حضرتش نازل گردیده است که از آن جمله می توان به آیه ی تطهیر، آیه مباهله ، آیات آغازین سوره دهر، سوره کوثر ، آیه اعطای حق ذی القربی و ... اشاره نمود که خود تأکیدی بر مقام عمیق آن حضرت در نزد خداوند است. این آیات بال تکیه بر توفیق الهی ، در مقالات دیگر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. ما در این قسمت به طور مختصر و با رعایت اختصار ، به مطالعه شخصیت و زندگانی آن بزرگوار خواهیم پرداخت.
نام، القاب، کنیه ها:
نام مبارک آن حضرت ، فاطمه (علیها السلام) است و از برای ایشان القاب و صفات متعددی همچون زهرا، صدیقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضیه، مرضیه ، نیز ذکر شده است.
فاطمه ، در لغت به معنی بریده شده و جدا شده می باشد و علت این نامگذاری بر طبق احادیث نبوی ، آنست که: پیـروان فاطمه (علیها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بریده ، جدا شده و برکنارند.
زهرا به معنای درخشنده است و از امام ششم ، امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که: " چون دخت پیامبر در محرابش می ایستاد ( مشغول عبادت می شد) ، نورش برای اهل آسمان می درخشید؛ همانطور که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد . "
صدّیقه به معنی کسی است که به جز راستی چیزی از او صادر نمی شود. طاهره به معنای پاک و پاکیزه ، مبارکه به معنای باخیر و برکت ، بتول به معنای بریده و دور از نا پاکی ، راضیه به معنای راضی به قضا و قدر الهی و مرضیه یعنی مورد رضایت الهی. (1)
کنیه های فاطمه (علیها السلام ) نیز عبارتند از ام الحسین، ام الحسن، ام الائمه، ام ابیها و...
ام ابیها به معنای مادر پدر می باشد و رسول اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) دخترش را با این وصف می ستود؛ این امر حکایت از آن دارد که فاطمه (علیها السلام) بسان مادری برای رسول خدا بوده است. تاریخ نیز گواه خوبی بر این معناست ؛ چه هنگامی که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خدیجه (سلام الله علیها ) غمخوار پدر و مایه پشت گرمی و آرامش رسول خدا بود و در این راه از هیچ اقدامی مضایقه نمی نمود ، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم می گذاشت و چه در تمامی مواقف دیگر حیات رسول خدا .
مادر و پدر:
همانگونه که می دانیم ، نام پدر فاطمه (علیها السلام) محمد بن عبدالله (صلی الله علیه وآله وسلم) است که او رسول گرامی اسلام ، خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند می باشد. مادر حضرتش خدیجه دختر خویلد ، از زنان بزرگ و شریف قریش بوده است . او نخستین بانوئی است که به اسلام گرویده است و پس از پذیرش اسلام ، تمامی ثروت و دارائی خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود . خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهوراسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود ؛ تا جائی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می شد و او را بزرگ زنان قریش می نامیدند .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
1
نبوت عامه و نبوت خاصه
بحثهایى که ما در گذشته درباره وحى و نبوت مى کردیم از جنبه کلى بود و به اصطلاح درباره ( نبوت عامه) بود . براى اینکه با این اصطلاح هم آشنا بشوید , بحثهایى که به طور کلى درباره وحى و نبوت مى شود یعنى قطع نظر از نبوت یک پیغمبربالخصوص , اصلا مسأله پیغمبرى , مسأله نزول وحى , مسأله اینکه هر پیغمبرى باید معجزه اى داشته باشد مورد بحث قرار مى گیرد , اینها را مى گویند نبوت عامه, یعنى مسائلى که درباره نبوت به طور کلى بحث مى کنند .
ولى نبوت خاصه که نبوت عامه مقدمه اى است براى آن , بحث درباره پیغمبرى یک پیغمبر بالخصوص است . مثلا درباره پیغمبر بزرگوار خودمان ما به طور جداگانه باید بحث کنیم که ما چه دلایل و نشانه هایى بر نبوت و پیغمبرى ایشان داریم , چون خود نبوت که همان وحى یعنى رسالت من جانب الله باشد جزء محسوسات نیست که مشاهده بشود , یعنى یک پیغمبر که مدعى است من پیغمبر هستم , پیغمبرى او , رسالت او از جانب خدا مستقیما یک امر محسوسى نیست که هر کسى به چشم خودش ببیند یا مثلا در زیر یک دستگاهى بشود نبوت او را کشف کرد , مثل کسى که بگوید من بر عکس همه مردم داراى دو قلب هستم , مىآییم او را معاینه مى کنیم ببینیم دو قلب دارد یا یک قلب . آن کسى که مى گوید بر من از غیب و باطن وحى و الهام مى شود باید با یک دلیلى ثابت بشود که او واقعا وحى و الهامى دارد . آن دلیلش که در تعبیر قرآن کلمه ( آیت) یعنى نشانه آمده است و در اصطلاح علماى اسلامى بعد کلمه ( معجزه) آمده است همان است که ما با آن نبوت را اثبات مى کنیم . ما فعلا به نبوت سایر انبیایى که در گذشته بوده اند کار نداریم , درباره نبوت پیغمبر خودمان که صحبت مى کنیم ایشان چه معجزاتى داشته اند , چه آیاتى از جانب خداوند داشته اند که دلیل بر نبوتشان باشد . بزرگترین آیت و بزرگترین دلیل و آن چیزى که به نص قرآن به آن استناد شده است خود قرآن است و بنابراین عمده بحث ما باید روى خود قرآن متمرکز بشود .
2
1
نبوت عامه و نبوت خاصه
بحثهایى که ما در گذشته درباره وحى و نبوت مى کردیم از جنبه کلى بود و به اصطلاح درباره ( نبوت عامه) بود . براى اینکه با این اصطلاح هم آشنا بشوید , بحثهایى که به طور کلى درباره وحى و نبوت مى شود یعنى قطع نظر از نبوت یک پیغمبربالخصوص , اصلا مسأله پیغمبرى , مسأله نزول وحى , مسأله اینکه هر پیغمبرى باید معجزه اى داشته باشد مورد بحث قرار مى گیرد , اینها را مى گویند نبوت عامه, یعنى مسائلى که درباره نبوت به طور کلى بحث مى کنند .
ولى نبوت خاصه که نبوت عامه مقدمه اى است براى آن , بحث درباره پیغمبرى یک پیغمبر بالخصوص است . مثلا درباره پیغمبر بزرگوار خودمان ما به طور جداگانه باید بحث کنیم که ما چه دلایل و نشانه هایى بر نبوت و پیغمبرى ایشان داریم , چون خود نبوت که همان وحى یعنى رسالت من جانب الله باشد جزء محسوسات نیست که مشاهده بشود , یعنى یک پیغمبر که مدعى است من پیغمبر هستم , پیغمبرى او , رسالت او از جانب خدا مستقیما یک امر محسوسى نیست که هر کسى به چشم خودش ببیند یا مثلا در زیر یک دستگاهى بشود نبوت او را کشف کرد , مثل کسى که بگوید من بر عکس همه مردم داراى دو قلب هستم , مىآییم او را معاینه مى کنیم ببینیم دو قلب دارد یا یک قلب . آن کسى که مى گوید بر من از غیب و باطن وحى و الهام مى شود باید با یک دلیلى ثابت بشود که او واقعا وحى و الهامى دارد . آن دلیلش که در تعبیر قرآن کلمه ( آیت) یعنى نشانه آمده است و در اصطلاح علماى اسلامى بعد کلمه ( معجزه) آمده است همان است که ما با آن نبوت را اثبات مى کنیم . ما فعلا به نبوت سایر انبیایى که در گذشته بوده اند کار نداریم , درباره نبوت پیغمبر خودمان که صحبت مى کنیم ایشان چه معجزاتى داشته اند , چه آیاتى از جانب خداوند داشته اند که دلیل بر نبوتشان باشد . بزرگترین آیت و بزرگترین دلیل و آن چیزى که به نص قرآن به آن استناد شده است خود قرآن است و بنابراین عمده بحث ما باید روى خود قرآن متمرکز بشود .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
حفظ تعادل شخصیت در دارائی و تنگدستی:
دیدگاه اسلامی با تآکید بر عوامل حفظ کرامت انسانی با رهنمودهای خود انسان را در جهت فراهم شدن تعادل شخصیت هدایت نموده است، بگونه ای که نه ثروت و نه تهیدستی نتواند انسان را دچار سرکشی و از هم گسیختگی شخصیتی نماید. امام علی (ع) در این باره می فرمایند: "به ثروت و رفاه دل شاد مکن و از تهیدستی و گرفتاری اندوه به دل راه مده؛ زیرا طلا با آتش گداخته و ناب شود و مؤمن با بلا و گرفتاری."
شخصیّت و کرامت انسانی
زندگی و دنیا:
دنیا دارای ابعاد متفاوتی باشد، یک روز خوب است وبه نفع انسان و یک روز هم آنطور که انسان می خواهد نیست. این نوع تجربه و نگرش از ابعاد دنیا می تواند انسان را واقع بین و صبور نماید، زیرا همیشه منتظر این نیست که به نفعش باشد، می داند که دنیا صورت دیگری هم دارد، و این مسئله موجب می شود که او نسبت به ناملایمات زندگی مقاومت بیشتری از خود نشان دهد زیرا او فقط نیست که وجه ضرر دیگران را می بیند، بلکه دنیا چنین است که همبشه آنطور که انسان انتظار دارد و به نفع اوست رقم نمی خورد، وجه دیگر این نگاه و تجربه وجه اجتکاعی آن هست که انسانها خود را با روشهای مختلف برای مقابله برای روزی که امکان دارد متضرر شوند آماده می نمایند، بیمه ها، خیریه ها، برخورداری انسانها از پشتوانه معنوی و مادی و همچنین تعاون و یاری و برادری و توکل به خداوند و تمسک جستن ازیاری خدا و استفاده بهینه از فرصتها و سپاسگزاری نیز از جمله مواردی و راهبردهائیست که انسان با درایت با کیاست و تدبیر خود از آن بهره مند می شود، و این موجب می شود که انسان معتدل و میانه رو در وقت دارائی به خود قره نگردد و وقت ضرر خود را نبازد و روحیه خود را از دست ندهد، در این رابطه امیر مؤمنان حضرت علی (ع) می فرماید:
"دنیا برای تودو روز است. یک روز به نفع تو و طبق تمایلات تو است ویک روز به ضرر تو و بر خلاف خواهشهای تو است. روزی که به نفع تو است و نعم الهی را در اختیار داری طغیان و سر کشی منما، و روزی که به ضرر تو است و گرفتار ناملائماتی، صابر و برد بار باش."
نهج البلاغه، کلمه 390
توصیه های بزرگان دین در رابطه با شخصیت
حضرت علی ( ع ) :
نفس خویش را عزیز شمار و به هیچ پستی و دنائتی تن مده گر چه عمل پست، تو را به تمنییاتت برساند زیرا هیچ چیز با شرافت نفس برابری نمی کند و هرگز به جای عزت از دست داده، عوضی همانند آن نصیبت نخواهد شد. فرزند عزیز آزادگی را از کف مده و بنده و برده دگران مباش که خداوند تو را آزاد قرار داده است.
نهج البلاغه، نامه 31
حضرت علی ( ع ):
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
ای خدایی که خالق البشری مهربانتر ز مادر و پدری
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمنان نظر داری
یارب با خجالتی که دارم چه کنم با اشک ندامتی که دارم چه کنم
این بار گناه من و این عشق علی با ظرف محبتی که دارم چه کنم
من آمده ام گدای این در گردم در بحر عنایتت شناور گردم
با دست تهی آمده ام یا الله مپسند که با دست تهی برگردم
الهی بی پناهان را پناهی بسوی بی پناهان کن نگاهی
رحیمی، چاره سازی، بی نیازی کریمی، دلنوازی، دادخواهی
الهی تکه بر لطف تو کردم که جز لطفت ندارم تکیه گاهی
نهاده سر به خاک آستانت گدائی درد مندی عذر خواهی
مران از آستانت این گدا را پناه آورده سویت بی پناهی
گرفتم دامن بخشنده ای را که بخشد از کرم کوهی بد کاهی
تهی دستی که با اشک ندامت ز پا افتاده از بار گناهی
امید لطف و بخشش از تو دارد اسیری شرمساری رو سیاهی
اگر نبخشی ای خدا ز مرحمت گناه من
شود سیاه روی من زنامه سیاه من
کریم من غفور من رحیم من الله من
ببین گناه و این خطا تو را تو را زنم صدا
خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا
کجا روم کجا روم اگر مرا کنی رها
نه لایتم نه قابلم که تو مرا کنی صدا
همیشه من خطا کنم حماره تو عطا کنی
هر آنچه می کنی نکن مرا از درگهت جدا
خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا
چه سان بری به دورخم بدین امید و این رجا
چگونه رد شود کسی که با تو دارد التجا
گرفتم آنکه رد کنی کجا روم کجا کجا
که بودهن روی عجز من به درگهت ز ابتدا
خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا خدا
مولای خوب و مهربان با صوت رحمانی عیان
گوید به جمع بندگان عبدی فاین تذهبون یعنی ای بنده من کجا بی روی چرا فرار می کنی. 5
من که تو را دادم پناه نادیده بگرفتم گناه
کردم سفید روی سیاه عبدی فاین تذهبون
از دست من جائی مرو مشغول غیر من مشو
تا اینکه باشم یار تو عبدی فاین تذهبون
با ذکر من دل زنده باش برگرد و بر من بنده باشد
از کار خود شرمنده باش عبدی فاین تذهبون
آخر چرا دست نیاز بر غیر من کردی دراز
گفتنی به نامحرم تو راز عبدی فاین تذهبون
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
متفکران مسلمان و مدرنیسم
بررسی کتاب «آرمان و واقعیت اسلام»
خسرو ناقد
در دو دههی اخیر تعداد بیشماری کتاب بهزبانهای مختلف دربارهی اسلام و سرزمینهای اسلامی در کشورهای غربی منتشر شده که از لحاظ وسعت نشر و بخش و تنوع موضوع تاکنون بیسابقه بوده است؛ و احتمال میرود که در سالهای پایانی قرن بیستم نیز گسترش بیشتری یابد و حتی در سدهی آینده هم این روند ادامه پیدا کند. اما متأسفانه بخش اعظم این آثار توسط خبرنگاران، روزنامه نگاران و یا نویسندگان دون مایهای نوشته شده است که شناختی اندک و خام از مشرق زمین و بهویژه از اسلام دارند. اینان اغلب پس از سفر یا اقامت نسبتاً کوتاهی در یکی از کشورهای شرقی کتابی بهرشتهی تحریر میکشند و از سر تفنن بهداوری دربارهی ملت ها و سرزمین هایی مینشینند که عمق ریشه های ستبر فرهنگ و تمدنشان بهآغاز تاریخ مکتوب انسان میرسد. در این نوع کتابها غالباً از پیبردن بهنهان فرهنگی جوامع شرقی اعراض میشود و بیشتر گزارشی است از مشاهدات نویسنده دربارهی رویدادهای سیاسی روز و ظواهر زندگی و آداب مذهبی مردمان این جوامع که برای جلب خریداران و خوانندگان بیشتر با پیشداویها متعارف و صحنههای ساختگی نیز همراه است.
نویسندگان کتابهایی از این دست حتی با زبان مردمان این سرزمینها نیز آشنا نیستند؛ ولی با زیرکی خاصی میکوشند تا با بهکار گرفتن چند اصطلاح عربی یا فارسی این توهم را در خوانندگان کتابهایشان بوجود آورند که نویسندهی کتاب دربارهی آنچه نوشته است تبحر و تخصص کافی دارد. مهمتر از همه اینکه حوادث کم اهمیت سیاسی و وقایع زودگذر تاریخی را بهانه قرار میدهند تا از این طریق دعویهای بیمعنی خود را بهاثبات رسانند. البته بهاین نکته هم باید اشاره کرد که نظیر چنین گزارشها و کتابها و داوریهای بی پایه و اساس در نزد نویسندگان و رزونامه نگاران کشورهای شرقی نیز یافت میشود. اینان نیز، چشم سر گشوده و چشم جان بسته، بهغرب ستیزی گنگ و مبهمی دچار شده و در داوریهای شتابزدهی خود، تنها چشم بهدیدن خطاها و زشتیهای جوامع غربی گشوده اند؛ بی آنکه از عواملی که در غرب سبب شکوفایی استعدادها و رشد و گسترش هنرهای گوناگون شده است سخنی بهمیان آورند و یا سهمی در یافتن راههای آگاهانه و عادلانهی داد و ستد فرهنگی و فکری میان شرق و غرب داشته باشند. آثار چنین نویسندگانی، خواه در غرب و خواه در شرق، بنابر خصلت عوامفریبانهای که دارند، برای مدت کوتاهی جار و جنجال بهپا میکند؛ ولی پایدار نمیماند و چه زود بهدست فراموشی سپرده میشود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
عنوان دانلود تحقیق :
محیط زیست از دیدگاه قرآن(دابه،ارض و...)
تهیه کنندگان:
مرضیه رحمانی نژاد
نفیسه سلیم گاه
دبیر مربوطه:
سر کار خانم سراجیان
مقطع راهنمایی-اردیبهشت 85
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
سالگرد شهادت رئیس مذهب شیعه، حضرت امام جعفر صادق علیه السلام را تسلیت میگویم، امید آنکه در دنیا و آخرت از ولایت و محبت و پیروزی و شفاعت و مصاحبت آنحضرت و خاندان نبوت علیه السلام برخوردار باشیم
مروری کوتاه در احوال امام ششم
نامش (جعفر) و کنیه اش (ابوعبدالله) و لقبش (صادق)، پدر گرامیش امام محمد باقر علیه السلام، وی ششمین امام و پیشوای شیعیان است.
در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه منوره بدنیا آمده، بانوی گرامی(ام فروه) مادر آنحضرت است، امام خود درباره مادرش فرموده است: (مادرم از بانوان پرهیزگار و با ایمان و نیکوکار بود).
مدت زندگانی آنحضرت: 65 سال، مدت امامتش از سنه 114 تا 148 هجری (34 سال) بود، و زمامداران عصر امامت او: هشام بن عبدالملک، ولید بن یزید بن عبدالملک، یزد بن ولید، ابراهیم بن ولید و مروان حمار از بنی امیه و سفاح ومنصور دوانیقی از بنی عباس بودند که لعنت خدا بر آنها باد.
فرزندانش : امام کاظم علیه السلام اسماعیل، عبدالله، محمد دیباج، اسحاق، علی عریضی، عباس، ام فروه، و اسماء و فاطمه که هفت پسر و سه دختر است
اخلاق امام: امامان پاک ما، هر یک از در زمان خود نمونه اخلاق و عمل اسلامیبودند، و همچنان که خود به پیروان میفرمودند (کونو دعاه الناس بغیر السنتکم) سراسر زندگیشان درسهای روشنی از روشهای اصیل اسلام در همه ابعاد زندگی
3
میبود، هیچکس از آنان به دستورات اسلام پای بند نبود، و بر هیچ (معرفتی امر نمیکردند جز آنکه خود بیشتر و پیشتر از دیگران به آن مقید بودند وعمل میکردند و از هیچ منکری نهی نمینمودند جز آنکه خود همیشه از آن اجتناب داشتند. بدین گونه بود که پرورش یافتگان مکتب آنان از هر گوشه زندگی آن بزرگواران درس ایمان وعمل میگرفتند، و با پیروی از روش آنان مسلمانان راستین و برومندی میشدند که خود در هر عصری نمونه و آموزگار دیگران بودند.
تاریخ پر بار تشیع که تاریخ پر حادثه اسلام واقعی است، در هر برگ خود نمایشگر چهره ای راستین از انسانهایی است که هر یک در زمان خودکشتی نجات جامعه و چراغ راه گمراهان بودند.
مولای مکرم ما، ششمین خورشید آسمان امامت، به متقضای وقت و موقعیت از درخشنده ترین این سلاله شد، و تابش علومش اسلام را چنان در نور احیاء کرد که پیشتر درخشش شرف و شجاعت حسینی، اسلام را درخون تعمید داد...
ما جعفری مذهبیم، و به این نسبت افتخار میکنیم، چراکه اگر اسلام، اسلام حضرت محمد علیه السلام است، پیام آن را در خود حسین علیه السلام و بیان آنرا در آموزش جعفر صادق علیه السلام باید دید، و اگر اسلام، اسلام سردمداران زور و توطئه علیه خاندان رسالت است. ما افتخار میکنیم که مسلمان نباشیم!
مولای مکرم ما، صادق آل محمد علیه السلام، بر ایمان و عقیده ما همان حق را دارد که جهاد علی علیه السلام، که صلح حسن علیه السلام، که خون حسین علیه السلام، که اشک زهرا و زینب علیه السلام، و اگر اسلام همان است که زهرا بر آن