لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تاریخ بشریت
دراینجاسخن رابه تاریخ بشریت اختصاص میدهیم. به داستان خلقت , به آدم وحوا. خواننده این نوشته ها چه مسلمان باشد , چه مسیحی وچه یهودی , وچه پیرو دیگر ادیان, حتما با داستان آدم وحوا آشنامیباشد. حالا, باکمی تغییر در داستان , یکی سیب رامسبب بدبختی های بشریت میداند , یکی انگور ویکی انجیر را. اما بهر حال در این سه مذهب الهی و یکتاپرستی وصاحب کتاب , داستان و روایت تقریبابه یک شکل آمده است. در این داستان ها, یاروایات مذهبی از تاریخ , حقیقتی یکسان وفرمول وار به بشریت آموخته میشود وآن اینکه پدر ومادر تمام انسانها آدم وحوا بوده اند. یعنی تمام نژادهای گوناگون ورنگارنگ , نژاد سرخ , سفید , سیاه و زرد وغیره از یک منشا ومبدا پدید آمده اند.
منشا این تفکر درچیست؟ آیا هرگز سوال کرده اید که بالاخره نژاد و پوست آدم وحوا چه رنگی بوده است؟ یعنی من سیه پوست یا زردپوست باید قبول کنم که آدم وحوا سفید وبلوند بوده اند؟ ایا انسان سفیدپوست میتواند تصور کند و بپذیرد که آدم وحوا سیه پوست بوده اند؟ بالاخره آنها انسان بوده و رنگ پوست داشته اند, ولی هیچ کجا دراینمورد سخنی به میان نیامده است . که صدالبته کار عاقلانه ایست. یعنی داستان خلقت را تفرقه انگیز نکینیم , و بگذاریم هرکس تصور خاص خود رااز چهره ورنگ پوست آدم و حوا نزد خود داشته باشد. آما تکلیف یک انسان محقق چیست و چه میشود؟ حقیقت چه میشود؟
گرچه تاریخ انسان در 3000 سال گذشته تحت تاثیر آثار نگارش شده توسط یونانیان و رومیان شکل گرفته است , اما تاریخ دینی وداستان خلقت 10000 ساله یک داستان "سمتیک" تاثیر گرفته از قوم یهود-عرب میباشد. داستان , روایت تاریخی خلقت به تفسیر قوم یهود-عرب در کلیه ادیان "سمتیک " که اکنون جهانگیر شده به نوعی فرمول وار گزارش شده است.
2
تعجب نفرمائید. گرچه تصور قوم یهود – عرب در دید انسان امروزی بعنوان یک قوم یکپارچه, بدلیل دشمنی طولانی فیمابین اعراب و یهودیان امکانپذیر نیست, که ریشه آن نه تنهاکه سیاسی نیست بلکه قومی است , اما در روایات دینی از تاریخ خلقت , نقل شده در ادیان قوم سمتیک بااینکه به این دشمنی اعتراف شده, این دوقوم رابرادر واز یک پدر معرفی میکنند.
در جهان غرب , "سمتیک" رابه قوم یهود ابلاغ میکنند , اما حقیقت آن است که سمتیک راباید به قوم یهود وعرب ابلاغ کرد. دو قوم برادریهود وعرب , گرچه برادران ناتنی میباشند , اما مذاهب تعلیم داده شده از سوی پیامبران آنها توسط اکثریت ساکنین این کره خاکی بعنوان مذاهب یکتا پرست یهودی , مسیحی ومسلمان شناخته شده ونامگذاری شده است, و در ریشه واساس یکسان است. پیامبران قوم یهود جای مقدسی در میان مسیحیان ومسلمانان دارند, مانند ابراهیم, یوسف , سلیمان وداوود.
شاید اشتباه باشد که افراد ذکر شده در بالا راپیامبران نامید , وآنها بیشتر به پادشاهان وخلفای قوم یهود شهرت دارند , اما جهت احترام به مذاهب یکتا پرست که از آنها با لقب پیامبر ذکر آمده مانیز آنها راپیامبر مینامیم.
ابراهیم (آبراهام ) , پیامبر قوم یهود با دختری از خانواده ای ثروتمند, بانفوذ وسرشناس در قوم خود, بنام سارا وصلت نموده, اما این همسر برای او فرزند پسرکه بتواند میراث ابراهیم راحفظ نماید به دنیانیاورده بود. پس از بارها زایمان و دختر زابودن سارا, ابراهیم در اوان سن چهل سالگی و پس از مشورت بابزرگان قوم تصمیم میگیرد تا وصلتی موقت با یکی از کنیزان خود بنام هاجر انجام داده تاشاید وی او راصاحب فرزند پسر نماید. البته قرار برآن بود که هاجر راپس از زایمان از فرزند جدانموده و فرزند پسر راجهت شیردهی وتعلیم وترتبیت به سارا بسپارند.
اما چون زندگی برای پیامبران , همچون دیگر انسانها, پر از ناشناخته ها است , چندی پس از بدنیا آمدن فرزندی پسر از سوی هاجر – که وی را اسمائیل (اشمایل) نامیدند- سارا نیز پسری بدنیا آورد که اسحاق (آیزاک) نامگذاری شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
احزاب یا خندق
و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدق الله و رسوله و مازاد هم الاایمانا و تسلیما
سوره احزاب آیه 20 تا 21
چون مومنین احزاب کف را دیدند گفتند این است آنچه خدا بما وعده داد وعده خدا و رسولش راست است گفتار آنها بر ما ایمانی افزود و مومنین تسلیم او شدند مردانی بودند که به پیمان خود وفا کردند برخی بمدت پیمان برجا ایستادند و بعضی در انتظار حوادث بودند خداوند تبدیل نداده وعده خود را و پاداش داد راست گویان و وفاداران را بکیفر رسانید منافقین را او می خواهد توبه آنها را میپذیر دومی خواهد آنها را می آموزد زیرا تنها اوست رحیم و بخشنده.
چون یهود اطراف مدینه محصوصا بنی نضیر رانده شدند در اثر طبیعت ناپاک خود برسد انتقام برآمدند و از اطراف مدینه به جایشام به مکه رفته با مشرکین پیوستند و قریش را برجنگ پیامبر تحریک و تطمیع کردند قریش از حمایت یهود خرسند شدند و از قبیله غطفان و سایر قبایل و احزاب عرب کمک ها گرفتند و بر قتل مسلمین کمر بستند داستان جنگ احزاب نازل شده و چون از همه قبایل مشرکین در آن شرکت داشتند بنام احزاب و چون در اطراف مدینه مسلمین خندقی کندند بنام غروه خندق شهرت یافت قبایل عرب و احزاب قریش بریاست ابوسفیان به طرف مدینه حرکت کردند رسول خدا با اصحاب به مذاکره و مشاوره پرداخت سلمان فارسی گرفت اطراف مدینه حندقی بکنیم که دشمن نتواند داخل شهر شود. پیشنهاد سلمان مورد قبول واقع شد و مسلمین را بکندن خندق فرمان را منافقین در کار کندن سستی می کردند و بدون اجازه به خانه ها آسایش می کردند مومنین با نهایت جدیت و کوشش به خندق کردن سرگرم بودند و آیاتی در این باره نازل شد.
کندن خندق
در این جنگ سپاه دشمن از جهت نطرات و تسلیحات قوی بوده و مسلمین که مرتب زیر بار جنگ می رففتند خسته و فرسوده و بی چیز بودند و جنگ بود و تسلیحات مجهز نداشت فقط یک اسلحه قوی و نیرومند داشته که همان موجب فتح و ظفر آنها می شد آنهم قوه مسلمین بوده آنها که به سختی قوت لایموت پیدا می کردند.
دارای چنان روحیه قوی بودند که چشم بر حکم و گوش برفرمان پیشوای اسلام داشتند به محض فرمان جنگ سراز پا نمی شناختند تشویق و تشجیع پیغمبر اسلام (ص) چنان روحیه فرح و انبساط و نشاط و بردباری و شکیبایی صبر و استقامت به آنها می بخشود که خستگی را نمی فهمیدند کندن خندق بهترین نمونه این حقیقت بوده و مردم مسلمان شورع بکندن خندق کردند دسته ای خاک می کندند دسته ای بالا می ریختند هر قدر گرسنگی برهنگی فقر در نظر آنها جلوه می کرد آنها را بر اداء وظیفه بیشتر تعریض می کردند پیغمبر شخصا مشغول کندن حندق بود و گاهی بنظم و زمانی === آنها را تشجیع می کرد و روح تازه به آنها می دمید هر سخنی پیشوای اسلامی می گفت آنها نیز جواب می دادند و سرگرم انجام وظیفه بودند پیغمبر می فرمود:
الهم لاخیر الاخیر الاخره فارحم الانصار و المهاجره
پروردگارا نیکوتر از زاد و توشه آخرت نیست- تا بار الها به مهاجر و انصار رحم کن.
اصحاب جواب می دادند:
نحن الدین بایعوا محمدا علی الجهاد ما یقینا ابدا
ما کسانیکه با پیامبر بیعت کردیم هستمی برای جهاد با کفار ما یقین داریم فتح نهایی با ماست.
پیغمبر خندق را تقسیم بین طبقات مسلیمن ک رده تا مقدار کار هر کس معلوم شود خندق حاضر شد و هشت دروازه برای آنها گذاشتند و بر هر دروازه نگهبان و پاسبانی که مراقب واردین بشود و زبیر بن عوام رئیس خندق و دروازه گردید و دستور فرمود در صورت لزموم باذن من به جنگ پردازند. در این موقع سپاه دشمن به ریاست ابوسفیان به ده هزار نفر رسید و قشو اسلام بیش از سه هزار نفر نبودند و خندق بین این دو سپاه بود.
یهود بن قریظه که هنوز در اطراف مدینه بودند و پیمان عدم تعرض داشتند با نزدیک شدن کفار قرش بدانها پیوستند با این حال دشن بیش از بیست و سه روز در پشت خندق بماند و کاری نمی توانست از پیش ببرد کاسه صبرشان لبریز شد و مردان نامی آنها مانند: عمروبن عبود، عکرته بن ابوجهل، ضروربن خطاب، هبیره ابن ابی وهب، نوخان بین عبدالله آماده جنگ شدند و سوار اسب گشته نزدیک خندق رسیدند گفتند لاولله ان هذه المکیده ماکانث العرب تکیدها این مکر غیر عرب است عرب این کار را نمی دانست یک گوشه خندق را در نظر گرفتند که با اسبان آزموده خود جستن کنند علی بن ابی طالب دروازه خندق را بر آنها بگرفت تا وارد شهر نشوند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تربت کربلا از منظر فقها :
افزون بر آثار وجودی و برکات انقلاب امام حسین (ع) درهر چه منتسب به ایشان است آثار و ثمراتزیادی نهفته شده از جمله در تربت آن حضرت که در اینجا از دیدگاه فقها به آن می پردازیم .
فقیهان بزرگ شیعه همواره در کتب فتوای و استدلالی خویش مطالبی را در باره تربت امام حسین (ع) مورد توجه قرار داده اند -مطالب این قسمت به نقل از آقای محمد رحمانی در کتاب مجموعه مقالات همایش امام حسین (تالیم اخلاقی و عرفانی امام حسین (ع) مولف : جمعی از نوسیندگان ) سال 1381
.
1 – حرمت اهانت : تربت سید الشهدا در میان تمامی خاکها از امتیاز و برتری برخوردار است زیرا با خون خدا (ثار ا...) آمیخته و عجین شده است . از این رو جای شگفتی نیست که خداوند ارزش و عظمتی زیاد بدان بدهد تا آنجا که شفای درد دردمندان محل سجود عاشقان و عارفان موجب در امان ماندن جان مسافران سبب آمرزش مردگان و برکت زندگی نوزادان قرار گیرد .
از این رو بدیهی است که منظر فقه اهانت به آن حرام و هر کاری که از ان بی احترامی انتزاع شود جایز نیست .
روایات در این باره بسیار است در کتاب شریف جامع احادیث الشیعه با بی را با نام " حرمه التوهین بتربه قبرالحسین و ماور عقوبه من رهنها " منعقد کرده است . و در آن حدیث طولانی را گزارش کرده مبنی بر این که شخصی به جهت بی احترامی به تربت سید الشهدا گرفتار عذاب و آتش الهی شده است . - جامع احادیث الشیعه باب 81
فقها نیز فتوا برحرمت اهانت بر تربت سید الشهدا داده اند فقیهانی که بر عروه حاشیه دارند این مسئله را پذیرفته و بر آن حاشیه زده اند .
2 – استجاب برداشتن کام نوزادان :
روایات فراوانی ار ائمه (علیهم السلام ) گزارش شده مبنی بر این که کام نوزادان را درابتدای تولد با تربت سید الشهدا تبرک کنید از جمله " عن الحسین بن ابی العلاء قال سمعت ابا عبدالله (ع) یقول : حنکوا اولادکم بتربته الحسین فانها امان – حسین پسر ابی علا می گوید شنیدم امام صادق (ع) می فرمود : کام فرزندانتان را با تربت سید الشهدا بردارید زیرا تربت آن حضرت سبب درامان بودن است " عروه الوثقی ج 14 باب 70 از ابواب المزار
صاحب وسائل الشیعه نیز بابی را تحت عنوان " استجاب الستشفاء بتربه الحسین (ع) ... و تحنیک الولاد ... " گشود و درآن چهار روایت آورده است . - وسائل الشیعه ج 14 باب 70 ص 521
دیگر فقها از جمله شیخ انصالری نیز یکی از مستحبات درباره اولاد را تحنیک با آب فرات وتربت سید الشهدا می داند . - شیخ انصاری کتاب نکاح احکام اولاد
3 – سجده بر تربت سید الشهدا (ع) و تهیه تسبیح :
بی شک با ارزش ترین اعمال زندگی انسانها عبادت و پرستش معبود با فضیلت ترین عبادات نماز و از بهترین اجزا و افعال نماز سجده است و از سوئی محبوب ترین سجده آن است که با تربت سید الشهدا باشد مبنای این مطلب روایات بسیاری است که در کتاب های حدیثی گزارش شده است . از جمله شیخ حر عاملی بابی را بعنوان " استجاب السجود علی تربه الحسین (ع) ... " گشود و چهار حدیث در آن آورده است از جمله " محمد بن علی بن الحسین قال قال الصادق (ع) السجود علی طین قبر الحسین ینور الی الارضین السبعه "
شیخ صدوق می گوید امام صادق فرموده است : سجده بر تربت حسین (ع) تا زمین هفتم را نورانی می کند . " - وسائل الشیعه ج 2 باب 16 از ابواب مایسجد علیه
استجاب سجده بر تربت امام حسین (ع) داده اند فقهانی که بر عروه حاشیه دارند در این مسئله حاشیه نزده اند و آن را پذیرفته اند .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
حق فرزند
«واما حق ولدک فتعلم انه منک و مضاف الیک فی عاجل الدنیا بخیره و شره و انک مسئول عما ولیته من الادب والدلاله علی ربه و المعونه له علی طاعته فیک و فی نفسه فمثاب علی ذلک و معاقب، فاعمل فی امره عمل المتزین بحسن اثره علیه فی عاجل الدنیا، المعذر الی ربه فیما بینک و بینه بحسن القیام علیه والاخذ له منه، وله قوه الا بالله».
«و اما حق فرزندت این است که بدانی او از تو و وابسته به تو است در زندگی دنیا، و خیر و شرش با تو است و تو مسئولیت سرپرستی او را از حسن تربیت و راهنمایی او بر خدای عز و جل و کمک او بر طاعت و فرمانبرداری خدا در مورد تو و در مورد خودش، به عهده داری. سپس در صورت انجام این مسئولیت، ثواب می بری و در صورت کوتاهی، کیفر می شوی. پس درباره او به گونه ای نیک عمل کن که خوبی اثر او در دنیا مشهود، و در پیشگاه پروردگار عذری بین تو و او باشد به سبب سرپرستی خوبی که از او کردی و نتیجه ای که از او گرفتنی، و کمکی جز از ناحیه او نیست».
نکاتی را که حضرت سجاد(ع) در این قسمت از حقوق درباره فرزندان تذکر و یادآوری می فرمایند عبارتند از:
1- پدر فراموش نکند که فرزند از او و وابسته به او است و در دنیا خیر و شرش نیز مربوط به پدر است.
2- مسئولیت ادب و حسن تعلیم و تربیت و راهنمایی او به سوی اطاعت خداوند نیز مربوط به پدر است.
3- نسبت به آثار عمل درباره فرزند نباید غفلت ورزد که درمقابل خوبی، ثواب و درمقابل بدی، کیفر خواهد دید.
4- به گونه ای در رشد و کمال او بکوشد که هم در مقابل فرزند و هم در پیشگاه خداوند دارای عذ موجه باشد.
امام(ع) در موضوعات قبل، حق پدر و مادر را بیان فرمودند و نوع وظیفه ای را که فرزند در مقابل آنها داشت بیان کردند. اینکه به عنوان حق متقابل، راجع به حقوق فرزندان که به عهده پدران و مادران است مطالب فوق را بیان کردند.
شکی نیست که اساس شالوده شخصیت فرزندان از زمانی پی ریزی می شود که یک زن و مرد طبق سنت آفرینش پیمان زناشویی می بندند و می دانند که میوه درخت وجود آنان فرزندانی هستند که از آنها به دنیا می آیندو تحویل جامعه می شوند. یک سلسله از پایه های شخصیت فرزندان مربوط به صفات و سجایایی است که از پدر و مادر به عنوان وراثت «ژنتیک» به فرزندان منتقل می شود و در واقع فرزندان، آیینه تمام نمای روحیات پدران و مادران هستند. البته اینها صفات موروثی هستند که طبق قانون خلفت، نسل بعد،وراثت نسل قبل می شود واین قانونی است عمومی در نباتات و حیوانات و انسانها، و این خود بحث مفصلی است که نیاز به بررسی مفصل تر دارد و در این بحث فشرده جای آن نیست.
اما از زمانی که کودک به امر و فرمان خداوند وارد فرودگاه عالم ماده و دنیا می شود، دین مقدس اسلام وظائف مهم و سنگینی را به عهده پدر و مادر قرار می دهد که آنها در درجه اول باید این مسئولیتها را شناخته و در درجه دوم توفیق عمل به آن وظائف را از پیشگاه خداوند طلب نمایند. اکنون به طور فشرده و اختصار به آن وظائف اشاره می نماییم.
پدران و مادران برای نیل به سعادت و تامین کمال لایق فرزندان از نظر تربیت باید به دو اصل توجه نمایند:اول؛ احیاء استعدادهای مفید، و دوم؛ اماته و از بین بردن تمایلات مضر و زمینه های نادرست. مربی لایق کسی است که تمام قابلیت های درونی و استعدادهای نهانی کودک را با مراقبت های علمی و عملی تدریجا پرورش داده و از حالت قوه به فعلیت و بروز برساند واز طرف دیگر زمینه های نامطلوبی را که از پدر و مادر یا آباء گذشته به ارث برده سرکوب نموده و آن زمینه ها را از بین ببرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
4
?2
لندن، مدافع حکومت شاه
چکیده: انگلستان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها با حکومت شاه رابطه اقتصادی و سیاسی گستردهای داشت، بلکه مقامات لندن خود را به نوعی متعهد به حفظ حکومت شاه میدانستند. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.
انگلستان در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نه تنها با حکومت شاه رابطه اقتصادی و سیاسی گستردهای داشت، بلکه مقامات لندن خود را به نوعی متعهد به حفظ حکومت شاه میدانستند.
«سرآنتونی پارسونز» آخرین سفیر انگلستان در ایران که از مقامات بلند پایه سازمان جاسوسی انگلیس ـ اینتلیجنت سرویس ـ بوده و همزمان با ریچارد هلمز ـ رئیس سابق سازمان سیا ـ به سفارت در تهران منصوب شده بود، (1) در خاطرات خود درباره نوع حمایت دولت انگلیس از شاه و تلاش آن دولت برای جلوگیری از سقوط این رژیم مینویسد:
«... میتوان چنین استدلال کرد که منافع انگلستان در ایران در اواسط دهه 1970 از چنان اهمیتی برخوردار بوده است که سقوط رژیم مستقیماً به منافع ملی ما زیان میرسانده و میبایست از همه امکانات خود برای جلوگیری از سقوط این رژیم استفاده کنیم.
طبیعت رژیم ایجاب میکرد که برای حداکثر بهرهبرداری از روابط خود با ایران بیش از پیش به شاه نزدیک شویم و از برانگیختن سوء ظن او نسبت به خود بپرهیزیم. اتخاذ چنین سیاستی در آن شرایط بدون ریسک نبود، ولی من هنوز هم معتقدم که میبایست همین سیاست را دنبال میکردیم. صاف و پوست کنده واقعیت این است که ایران دوران پهلوی برای انگلستان، هم یک متحد با ارزش و هم یک بازار وسیع و پرمنفعت بود. آرامش نسبی و سیاست طرفدار غرب ایران از اواسط دهه 1950 تا اواخر دهه 1970، در دورانی که تمام منطقه از کشورهای خاورمیانه عربی تا شبه قاره هند آشفته و در معرض خطر نفوذ شوروی و بالقوه برای منافع انگلستان خطرناک بود، ارزش و اهمیت زیادی داشت. به طور مثال با خروج نیروهای انگلیسی از خلیج فارس در پایان سال 1971، همکاری با ایران برای حفظ امنیت و استقلال کشورهای این منطقه یک شرط اساسی به شمار میرفت. اگر مسأله قیمت نفت را کنار بگذاریم، اطمینان از جریان نفت ایران، در شرایطی که نفت کشورهای عربی همواره در معرض تهدید تحریم به دلائل سیاسی بود برای انگلستان اهمیت فوق العادهای داشت.از همه اینها گذشته، ایران در فاصله سالهای 1974 تا 1978 وسیعترین بازار صادرات انگلستان در خاورمیانه به شمار میرفت و هزاران میلیون پوند ارز مورد نیاز انگلستان را در شرایط دشوار اقتصادی تأمین کرد. من موارد بسیار دیگری را نیز در زمینههای سیاسی و بازرگانی میتوانم نام ببرم و تردیدی ندارم که اگر ما براساس ارزیابیهای بدبینانه سیاست دو پهلو و مبهمی نسبت به شاه در پیش میگرفتیم از بسیاری منافع حاصله محروم میماندیم. خلاصه کنم، ما روی شاه قمار کردیم و سالیان درازی در این قمار برنده بودیم. من از معدل این سیاست متأسف نیستم.»
4
?2
«پارسونز» مینویسد: بعید به نظر میرسید که رژیم دیگری بتواند منافع اقتصادی، و بازرگانی و هدفهای سیاسی و استراتژیک انگلستان را بهتر از رژیم شاه تأمین کند. (2)
روابط اقتصادی تهران و لندن قبل از پیروزی انقلاب دهه 1350 را باید دوران اوج روابط اقتصادی وبازرگانی ایران و انگلستان نامید. این روابط با وقوع جنگ رمضان ( 1352 / 1973 ) و تیره شدن شدید روابط رژیمهای عربی با کشورهای غربی و قطع ارسال نفت به اروپا و امریکا،وسیع و گسترده شده و رژیم شاه بعد از تحریم نفتی غرب توسط دولتهای عضو اوپک مهمترین منبع تأمین مخفیانه سوخت مورد نیاز آمریکا و اروپا بود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 8 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
افسانه خلقت
یکی بود یکی نبود.
آنگاه که هنوز جهانی آفریده نشده بود, وسقف آسمان مینو وجودنداشت , تنها گیتی بود وجدالی سخت وهمیشگی بین دونیروی مطلق آفریننده روشنائی وتاریکی.
نامهائی که از اریائیهابرای این دونیرو برجامانده کاملادقیق نیست وچون هیچگونه آثار نوشتاری از آن درمیان مانمانده, وبه گمانی غنی ترین کتابخانه تاریخ کهن درجندی شاپور توسط اعراب مهاجم به آتش کشیده شد و تاریخ نوشتاری یک قوم راازمیان برداشت, لذا آنچه درمیان مامانده ازنوشتارهای اقوام آریائی هندوستان و یاپارسیان زرتشت مذهب هند, یا از پاره ای نوشتار تحقیقی یونانیان میباشد که بجهت تاثیرات مذهبی نمیتواند کاملا دقیق باشد وبعنوان ثبت تاریخی به حساب آید. اماآنچه از این تورماهی پاره پاره شده به مارسیده نیز منبع مناسبی برای مطالعه میباشد.
دونیروی اعتقادات دینی آریائیها بدینسان نام داشتند:
ا – هو – را- مزد- ا به معنی آن هوئی که روشنائی از آن اوست, روشنائی پاداش ومزد اوست.
و
اه – روی – منش به معنی منشی که رویکرد اه دارد.
دراینجا لازم است بازی باکلمات آریائی که ریشه در زبان هندواروپائی دارد رابه شما نمایش دهم. زیاد سخت نیست , زیرا ریشه آن در زبان فارسی امروزی ما و حتی در زبانهای خارجی, عمیقا وجود دارد, امابابیان ولفظی نامحسوس. خیلی از این کلمات راروزمره استفاده میکنیم بدون آنکه بدانیم معنی واقعی آنهاچیست واز کجامنشا گرفته است, واین نیزشاید رازپایداری فرهنگ غنی آریائی در طی قرون درمیان ایرانیان مسلمان شده باشد.
3
این دونیرو راماامروزه بانامهای اهورامزدا واهریمن میشناسیم. کلماتی کوتاه شده وبدون مفهوم امروزی برای ماایرانیان فارسی زبان. تفسیر این کلمات رابسیار شنیده وخوانده ایم اماریشه زبانی آنهارانه. گرچه ترکیبات زبانی کلمات یادشده هنوز درزبان ماپرمعناومفهوم باقی مانده است. برای مثال اه را درنظر بگیریم. اه بمعنای زشت وناپسند استفاده وافری بین ماایرانیان دارد. بخصوص خانمهای ایرانی این مفهوم را در زبان امروزه مازنده نگاه داشته واز آن استفاده وافرمیکنند. اما میدانید که اه – مخ همان احمق امروزی میباشد. اه – مخ یعنی مخیل ناپسند , که همان معنی احمق امروزی یعنی نادان وکودن رامیرساند. توجه کنید که نادان یعنی نمیداند, کسی که حقیقت رانمیداند, نه – دین, دین ندارد, رفتارپسندیده ندارد, و کودن یعنی کو دین؟ دینش کو؟ رفتار پسندیده اش کو؟دانائی اش کو؟
احمق دین ندارد. دین متعلق به افراد دانا ودین دارمیباشد. دینامیک, دانامیک که درزبان های باریشه هندواروپائی به آن برخورد میکینیم به معنهای مکانیزم هوشمند میباشد. و نگاه کنید به کلمه هوشمند: هوشم ند, یعنی آنکه از هو شمه ای داشته باشد. و هو بمعنی آفریننده روشنائی ونیکی , یاهمان خداوند نام برده در ادیان ومذاهب مختلف میباشد.
هو یک کلمه کلیدی است بامنشا مثبت, همانگونه که اه کلمه ای است کلیدی بامنشا منفی. برای کسی که کارنیک انجام میدهد هو را میکشیم. اماجالب است که برای کارهای که تاثیر منفی دارند آه میکشیم.
هو شیار آن کسی است که به شیاری از هو دست یافته باشد. درکلماتی نظیر هنرمند, هو نرمند, بهره از نرمش هو دارند. اما این کلمه هو بسیار وسیعتر از این معنی بخش است , و واقعا یک کلید راز میباشد.
اولین مذهب یکتاپرست مذهب یهودی میباشد, یاشاید بهتر است بگوئیم یا- هو- دین. خدای آن مذهب یا – هو – وه , یحوه, نام داشت. در زبان فرانسه هو را ژو و در اسپانیائی خو و در مواقعی همان هو مینامند که درترکیب کلمات مختلف به آنها برخورد میکنیم. مانند ژوان یا ژون به معنی جوانی در فرانسه. حتی رنگ ژون درفرانسوی زرد میباشد, یعنی رنگ مزدا, نور وروشنائ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
پیامبر ؛ سراج منیر ( سیمای رسول اکرم(ص) در سوره احزاب )
پیامبر ؛ سراج منیر ( سیمای رسول اکرم(ص) در سوره احزاب )
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
نصوح
نصوح از ماده نصح بر وزن صلح) در اصل به معنی خیر خواهی خالصانه است و لذا به عمل خالص (ناصح) گفته می شود و از آنجا که خیر خواهی واقعی باید توام با محکم کاری باشد واژه (نصح) گاه به این معنی نیز آمده است به همین جهت به ؟ محکم (نصاح) (بروزن کتاب) و به خیاط (ناصح) گفته می شود و این هر دو معنی یعنی خالص بودن و (محکم بودن) در توبه (نصوح) باید جمع باشد.
در اینکه توبه نصوح چیست؟ تفسیر های زیادی برای آن ذکر کرده ند تا آنجا که بعضی شماره تفسیر های آن را بالغ بر بیت و؟ تفسیر دانسته اند ولی همه این تفسیر ها تقریبا به یک حقیقت باز می گردد یا شاخ و برگها و شرایط مختلف توبه است.
از جمله اینکه «توبه نصوح» آن است که واجد چهار شراط باشد پشیمانی قلبی، استغفار زبانی ترک گناه، و تصمیم بر ترک در آینده.
بعضی دیگر گفته اند: «توبه نصوح» آن است که واجد سه شرط باشد: ترس از اینکه پذیرفته نشود امید به اینکه پذیرفته شود و ادامه اطاعت خدا.
با اینکه «توبه نصوح» آن است که گناه خود را همواره در مقابل چشم خود ببینی و از آن شرمنده باشی!
یا اینکه «توبه نصوح» آن است که مظالم را به صاحبانش بازگرداند، و از مظلومین حما؟ بطلبد و بر اطلاعات خدا اصرار ورزد.
(40) ان الذین یلحدون فی ایاتنا لا بخفون علینا افعن یلحی فی النار خیر ام من یاتی امنا یوم اقیمته اعملوا ماشئتم انه بما یعملون بفسر
(41) ان الذین کفرو ابا الذکر لما جاء هم و انه لکتاب عزیر
42) لا یاتیه الباطل من بین یدید و لامن حلیه تنزیل و من حکیم حمد ترجمه.
40- کسانی که آیات مار را تعریف می کنند بر ما پوشیده نخواهند بود آیا کسی که در آتش افکنده می شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن وامان در قیامت به عرصه محشر می آید . هر چه می خواهیم انجام دهید او به آنچه می دهید بیناست.
41- کسانی که به این (قرآن) هنگامی که به سراغ آنها آمده کافر شدند و نیز به ما مخفی نخواهند و ن؟ و این کتابی است قطعا شکست ناپذیر.
42- که هیچگونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر به سراغ آن نمی آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایشی نازل شده است.
اعوذ باالله من النار و من عضب الصار و من شر الکفار و الغزه لله الواحد القمار غرض سوره: ابتدای سوره در ارتباط با بیزاری و اعلام برائت از مشرکین و قتار و با آنان و نیز قتال با اهل کتاب است و آنگاه به بیان احر ممنافقان می پردازد و مسلمانان را به قتال تحریک می نماید و آنگاه احوال کسانی را که از جنگ تخلف نمایند بیان می کند و همچنین درباره ولایت و دوستی با کفار بحث نموده و آیات راجع به زکات را ذکر می نماید.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
شق القمر معجزهاى از معجزات پیامبر(ص)
1-تاریخ وقوع این معجزه
در اینکه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مکه انجامشده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئلهاجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایاتو کتابها بچشم مىخورد.
از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده که گفتهاند این داستان در سالهاى اول بعثت اتفاق افتاد (1) ولىمرحوم علامه طباطبائى در تفسیر المیزان در دو جا ذکر کرده کهاین ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد (2) و در یکجاى آن از پارهاى روایات نقل کرده که:
این داستان در آغاز شب چهاردهم ذى حجه پنجسال قبل ازهجرت اتفاق افتاد.و مدت آن نیز اندکى بیش نبود.
2-چگونگى ماجرا
در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفتهاند:
این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدینترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود بنزدرسول خدا(ص)آمده و گفتند:اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود!رسول خدا(ص)
بدانها گفت:اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟
گفتند:آرى،و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راکرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوهحرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به همچسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:
«اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!
مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرتایمان آورند گفتند!«سحرنا محمد»محمد ما را جادو کرد،و یاآنکه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر»ماه را جادو کرد!
برخى از آنها گفتند:اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاىدیگر را که جادو نکرده!از آنها بپرسید،و چون از مسافرانو مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیمشدن ماه بیان داشتند (3) .
و در پارهاى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتادولى برخى از شارحین حدیث گفتهاند:منظور از دو بار همان دوقسمتشدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتادهباشد. (4) و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت میشود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنتمانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.
3-گفتار بزرگان در مورد اجماع و تواتر روایات در این باره
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
(معاهده آن حضرت با مسیحیان نجران)
پیامبر(ص) و حقوق انسان
یکی از اصولی که پیامبرگرامی اسلام (ص)همواره بدان توجه خاص می کردند حق مردم (حق الناس) است. آنچنانکه در آموزه های دینی آمده ، حق الهی قابل بخشش است اما حقالناس جز به رضایت مردمان قابل بخشش نیست. چنین مکتبی امروزه در مقابل انواع اتهام ها قرار گرفته است. نویسنده باتوجه به انواع پیمان نامه های پیامبر اکرم(ص) به دنبال اثبات این امر است که مسلمانان از دیرباز به دنبال تحقق حقوق اقلیت ها و حتی اقوام شکست خورده و در یک کلام حقوق بشر بودهاند.
تاریخ ۱۸۵ مکتوب(۱) را از رسول گرامی اسلام به یادگار گذاشته است. این مکتوبات که شامل پیمان نامه ها، دعوت امراء و رؤسای قبایل به اسلام، فرمان های حکومتی، ارشادنامه ها، امان نامه ها و برخی مکتوبات دیگر پیرامون موضوعات مختلف است، تصویری کامل از اخلاق سیاسی و اجتماعی پیامبر را به تماشا می گذارد. اهمیت این نامه ها در برجسته بودن موضع گیری های حقوقی و سیاسی پیامبر اسلام است و گرچه در برخی از متون آن، ارشادات اخلاقی و حتی تبیین جهان بینی نیز وجود دارد، اما حتی این موارد در پرتو اخلاق سیاسی- اجتماعی پیامبر مورد توجه قرار گرفته
2
اند. همچون متفاوت بودن نامه هایی که پیامبر به پادشاهان مسیحی چون «مقوقس» و «هرقل» نوشته و در آن به آیه مشهور «قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بینناء و بینکم الا نعبد الا الله و لا نشرک به شیئا و لایتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون» (۲) استناد می کنند با نامه به کسانی چون «خسرو پرویز» که پیامبر لحنی متفاوت را در برخورد با این پادشاه برمی گزینند.
نقد و تحلیل موشکافانه این مکتوبات می تواند سیره و سنت رسول گرامی اسلام را در تمامی ابعاد سیاسی- اجتماعی و حقوق تبیین ساخته و خود سرمایه و منبعی برای تدوین پروتکل های حقوقی جهان اسلام در تمامی ابعاد آن از یک سو و ارائه آن به سازمان ها و نهادهای حقوقی و سیاسی جهان امروز- به ویژه تمدن غرب- از دیگر سو باشد و این البته نیازمند تحقیق و تطبیق حکما و متفکران توانای اسلامی در قاموس موازین حقوق جهان حقوق محور امروز است. استخراج و استنباط موازین پیشرفته و مدرن حقوق بشر در اسلام با عنایت به سنت و سیره رسول گرامی اسلام نه تنها جهان اسلام را در برخورد و مواجهه با مسائل مستحدثه جهانی توانا می سازد بلکه به عنوان، محک و معیاری در جهت تصحیح و تنقیح موازین حقوقی امروز، آن هم در عصر و دوره «جهانی سازی» و «دهکده جهانی»عملمی کند.