
بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
با نگاهی به مطالعات قبلی صورت گرفته هر چند نمیتوان پژوهشی را پیدا نمود که به سنجش کارایی و اثربخشی شناخت درمانی بر نگرشهای ناکارآمد و باورهای مرتبط با مواد مخدر پرداخته باشد، با این حال میتوان به برخی مطالعات نسبتاً مشابه داخلی و خارجی اشاره نمود، که در این بخش به مرور کوتاه و نتایج بدست آمده از این پژوهشها پرداخته میشود.
2-5-1- مطالعات داخلی
سهرابی و همکاران (1393) در پژوهشی که به مقایسه نگرشهای ناکارآمد در افراد وابسته به مواد و افراد عادی، پرداختند، نشان دادند بین افراد وابسته به مواد و افراد عادی در نگرش های ناکارآمد از نظر آماری تفاوت معناداری وجود دارد. طرحواره های ناسازگار و نگرش های ناکارآمد از جمله عوامل تعیین کننده در گرایش افراد به سوء مصرف مواد است.
دستجانی فراهانی و همکاران (1392) در تحقیقی تحت عنوان «اثربخشی گروهدرمانی شناختی- رفتاری بر باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی افراد وابسته به آمفتامین» به این نتیجه رسیدند که گروه درمانی شناختی رفتاری در تغییر باورهای غیرمنطقی و کیفیت زندگی افراد وابسته به آمفتامین مؤثر است باورهای غیرمنطقی در بیماران وابسته به مواد ناشی از شرمساری، احساس گناه، انتظارات بیش از حد از خود، ناتوانی در ابراز همدلی، عدم احساس مسئولیت است، کمالگرایی به عنوان یکی از باورهای غیرمنطقی است از اینکه همیشه بر وفق مراد باشد. زمانی که فرد انتظار دارد همه چیز بر وفق مرادش باشد و یا کوچکترین مانعی مواجهه شود تحریکپذیر و آشفته میشود و شیوههای دیگر رسیدن به هدف را نادیده میگیرد، در چنین شرایطی فرد برای مقابله با مشکل و کاهش تنش به سومصرف مواد اقدام میکند.
سترگ و همکاران (1392) در پژوهش خود تحت عنوان «اثربخشی درمان فراشناختی بر عقاید وسوسهانگیز و باورهای مرتبط با مواد در بیماران وابسته به مواد صنعتی» با هدف اثر بخشی درمان فراشناخت بر عقاید وسوسهانگیز و باورهای مرتبط با مواد در بیماران وابسته به مواد صنعتی بود. روش: پژوهش از نوع شبهآزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری عبارت بود از تمامی افراد وابسته به مواد صنعتی که به مراکز درمانی ترک اعتیاد در سطح شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. از جامعه آماری 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس از سه مرکز انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر وابسته به کراک هرویین و 15 نفر وابسته به شیشه) و یک گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. گروههای آزمایش 8 جلسه درمان گروهی فراشناخت دریافت کردند. یافتهها: نتایج نشان داد که درمان فراشناختی در اصلاح عقاید وسوسهانگیز و باورهای مرتبط با مواد در هر دو گروه وابسته به مواد کراک هرویین و شیشه تأثیر معناداری داشته است. همچنین، اثربخشی این درمان در پیگیری دو ماهه از ثبات برخوردار بود
