
بخشی از متن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 42 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
2-1-مقدمه 15
2-2-تاریخچه و مبانی نظری 15
2-2-1-مدلهای شناخت شناسی 17
2-2-1-1-مدل شناخت شناسی پری، بلنگی و ماگلدا 17
2-2-1-2-مدل شناخت شناسی کینگ و کیچنر 21
2-2-1-3-مدل شناخت شناسی شومر 23
2-2-2-تاریخچه الگوهای ارتباطات خانواده 26
2-2-2-1-ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده 29
2-2-2-1-1-جهت گیری گفت و شنود 31
2-2-2-1-2-جهت گیری همنوایی 31
2-2-2-2-انواع الگوهای ارتباطات خانواده 32
2-2-2-2-1خانواده های توافق کننده 33
2-2-2-2-2-خانواده های کثرتگرا 34
2-2-2-2-3-خانواده های حفظ کننده 34
2-2-2-3-4-خانواده های به حال خود واگذاشته.................................................... 35
2-2-3-نظریه انگیزش 36
2-3-مروری بر تحقیقات پیشین 38
2-3-1-مروری بر تحقیقات پیشین در زمینه رابطه باورهای شناخت شناسی و انگیزش 38
2-3-2-مروری بر تحقیقات پیشین در زمینه رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و انگیزش 42
2-3-3 مروری برتحقیقات پیشین در زمینه رابطه الگوهای ارتباطی خانواده و باورهای
شناخت شناسی.........................................................................................................................................44
2-4-سؤالات تحقیق 47
2-4-1-سؤال اصلی تحقیق 47
2-4-2-سؤالات فرعی تحقیق 47
2-5-تعاریف عملیاتی متغیرهای پژوهش 47
2-5-1-تعریف باورهای شناخت شناسی 47
2-5-2-تعریف الگوهای ارتباطی خانواده 47
2-5-3-تعریف انگیزه پیشرفت 48
2-1- مقدمه
در این فصل به بررسی تاریخچه و مبانی نظری متغیرهای پژوهش پرداخته می شود. در ابتدا به بررسی نقش باورهای شناخت شناسی در حوزه های مختلف و پس از آن به معرفی انواع مدلهای شناخت شناسی اقدام خواهد شد. در ادامه به بحث الگوهای ارتباطی خانواده خواهیم پرداخت که ابتدا به شرح ابعاد الگوهای ارتباطی خانواده و پس از آن دو نوع جهت گیری گفت وشنود و همنوایی پرداخته می شودو در انتها به توضیح درباره انگیزش پیشرفت اقدام خواهد شد.
2-2-تاریخچه و مبانی نظری
در این بخش به منظور بررسی تاریخچه و مبانی نظری در ابتدا به بررسی نقش باورهای شناخت شناسی در حوزه های مختلف، پرداخته شده است. در ضمن همان طور که در فصل اول ذکر شد، یکی از مسائل مورد مطالعه روانشناسان در حوزه شناخت شناسی، بررسی تأثیر الگوهای ارتباطی خانواده و رابطه آن با مسائل انگیزشی از جمله انگیزش پیشرفت است که موضوع پژوهش حاضر بوده است؛ بنابراین تعریف مختصری از این اهداف نیز ارائه گردیده است.
به طورکلی می توان تحقیقات صورت گرفته در مورد باورهای شناخت شناسی را در شش حوزه کلی طبقه بندی کرد (هوفر و پینتریچ، 1997):
1) بازنگری و بسط و توسعه ی نظریه ی پری
2) ایجاد ابزارهای اندازه گیری ساده تر برای ارزیابی باورهای شناخت شناسی
3) اکتشاف الگوهای جنسیتی در حوزه دانستن
4) بررسی جایگاه باورهای شناخت شناسی به عنوان قسمتی از فرایند تفکر و استدلال
5) شناسایی ابعاد باورهای شناخت شناسی
6)ارزیابی نحوه ی ارتباط این باورها به دیگر فرایندهای شناختی و انگیزشی
این شش حوزه در سه گروه مختلف جای می گیرند که در قسمت بعد به آن اشاره شده است.
تحقیقات روانشناسی در مورد رشد باورهای شناخت شناسی در اواسط دهه ی 1950 آغاز شد. در این زمان سه خط سیر تحقیقاتی به طور همزمان شش حوزه ی ذکرشده را پوشش
می داد (هوفر و پینتریچ، 1997). اولین گروه، به این مسئله علاقمند شدند که افراد چگونه تجارب آموزشی خود را تفسیر می کنند. (باکستر ماگلدا -Baxter Magolda
1992؛ بلنکی -Belenky
و همکاران 1986، پری، 1970). پری کار خود را با نمونه ای که تنها شامل جنس مذکر بود آغاز کرد. در مقابل، بلنکی (1986) "شیوه دانستن زنان" -Women’s ways of knowing
را مورد تحقیق قرار داد. بکستر ماگلدا با مشاهده ی نتایج این دو تحقیق تصمیم گرفت تا تحقیق مشابهی را با هر دو گروه انجام دهد، در واقع حوزه های یک تا سه در این گروه قرار می گیرند.
دومین گروه محققان به بررسی این مسئله پرداختند که چگونه فرضیات شناخت شناسی بر فرآیند تفکر و استدلال تأثیر می گذارند. در همین راستا کینگ -King
و کیچنر -Kitchener
(1994) مدلی بنام قضاوتهای تأملی -Reflective judgment
طراحی کردند که نشان دهنده ی تحول نحوه ی تفکر و استدلال بود، این سری تحقیقات دربرگیرنده ی حوزه ی چهارم هستند.
سومین و جدیدترین خط پژوهش به بررسی باورهای شناخت شناسی در حین یادگیری کلاس و تأثیر آن بر درک و شناخت افراد از تکالیف علمی و انگیزه ی آنان پرداختند (رایان 1984، 1984، شومر،1990، 1994). این سری از تکالیف حوزه پنجم و ششم را پوشش
می دهند.
در ادامه به سه مدل شناخت شناسی مطرح اشاره می شود. در مدل اول معروفترین نظریه پردازان عبارتند از پری (1968)، بلنکی (1986) و ماگلدا (1986). در مدل دوم کینگ و کیچنر (1994) نامهای مطرحی هستند و در مدل سوم نام شومر (1990) برجسته تر از دیگران است.
2-2-1- مدلهای شناخت شناسی
2-2-1-1-مدل شناخت شناسی پری، بلنگی و ماگلدا
